یک منبع نظامی با اشاره به رصد مستمر تحرکات دشمن در منطقه، اعلام کرد: در صورت هرگونه اقدام زمینی در جزایر ایرانی یا تحرکات دریایی علیه ایران در خلیج فارس و دریای عمان، جبهههای دیگری بهعنوان شگفتانه برای طرف مقابل گشوده خواهد شد که هزینه اقدامات آنها را مضاعف میکند.
این منبع نظامی با اشاره به موقعیت استراتژیک تنگه بابالمندب بهعنوان یکی از آبراههای حیاتی جهان، تأکید کرد: ایران هم اراده و هم توانایی تولید تهدید معتبر علیه این تنگه را دارد. وی هشدار داد که اگر آمریکاییها به دنبال راهکاری برای تنگه هرمز هستند، مراقب باشند که یک معضل جدید را به مخمصههای خود اضافه نکنند.
این منبع نظامی در پایان تصریح کرد: ایران کاملاً برای تشدید وضعیت آماده است و اگر دشمن از تجربیات گذشته درس نگرفته، میتواند بار دیگر مانند ماجرای عسلویه، ایران را بیازماید.
از منظر اقتصادی، تشدید تنشها در بابالمندب میتواند افزون بر تنگه هرمز، مسیر ترانزیت دریایی کانال سوئز به اقیانوس هند را نیز با اختلال مواجه سازد. این آبراه روزانه حدود ۶.۲ میلیون بشکه نفت و حجم قابل توجهی از کالاهای تجاری را جابجا میکند و هرگونه بیثباتی در آن، زنجیره تأمین جهانی را با ریسک مضاعف روبهرو خواهد ساخت.
تحلیل اقتصادی: تهدید بابالمندب و ریسک سیستماتیک در زنجیره تأمین جهانی
از منظر اقتصاد بینالملل و ژئواکونومیک، هشدار درباره امکان گشایش جبهه بابالمندب، یک ریسک سیستماتیک با پتانسیل اثرگذاری مضاعف بر تجارت جهانی محسوب میشود. در شرایطی که تنگه هرمز روزانه حدود ۱۸ میلیون بشکه نفت (معادل ۱۸ درصد مصرف جهانی) را جابجا میکند، تنگه بابالمندب نیز بهعنوان گذرگاه جنوبی دریای سرخ، نقش حیاتی در اتصال کانال سوئز به اقیانوس هند ایفا میکند.
آمارهای سازمان بینالمللی دریانوردی نشان میدهد که سالانه بیش از ۱۹ هزار کشتی از بابالمندب عبور میکنند که سهم قابل توجهی از تجارت کالاهای اساسی، نفت خام و فرآوردههای نفتی را شامل میشود. هرگونه اختلال همزمان در دو آبراه استراتژیک هرمز و بابالمندب میتواند بیش از ۲۵ درصد از عرضه نفت جهانی و حدود ۱۵ درصد از تجارت کالایی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین سناریویی، هزینههای بیمه حملونقل دریایی که در شرایط عادی حدود ۰.۲ تا ۰.۵ درصد ارزش محموله است، میتواند تا ۵ تا ۱۰ درصد افزایش یابد. همچنین زمان حمل و مسیرهای جایگزین (دور زدن آفریقای جنوبی) زمان سفر را تا ۱۵ روز افزایش میدهد که معادل افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی هزینه حمل هر محموله است.
کارشناسان معتقدند تشدید تنشها در این دو نقطه کانونی، میتواند شوکهای قیمتی را به بازارهای جهانی نفت و کالا منتقل کرده و تورم وارداتی را در اقتصادهای وابسته به واردات انرژی تشدید نماید.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟