چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا تفاهم‌نامه ایران و آمریکا نقض شد؟ بررسی حمله سنتکام در تنگه هرمز

آیا تفاهم‌نامه ایران و آمریکا نقض شد؟ بررسی حمله سنتکام در تنگه هرمز

درگیری تازه در حوالی تنگه هرمز نشان داد اقتصاد ایران اگر در وضعیت مبهم «نه جنگ، نه صلح» بماند، امکان برنامه‌ریزی پایدار برای تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری نخواهد داشت.

- اندازه متن +

دیشب در تنگه هرمز چه اتفاقی افتاد؟

تحولات دیشب در تنگه هرمز، تفاهم‌نامه ایران و آمریکا را وارد نخستین آزمون جدی کرد. بر اساس روایت منتشرشده از سوی سنتکام، ارتش آمریکا پس از هدف قرار گرفتن یک کشتی تجاری در مسیر عبور از تنگه هرمز، به اهدافی در خاک ایران حمله کرده است.

در گزارش‌های منتشرشده، این اهداف شامل مراکز مرتبط با موشک، پهپاد و تأسیسات راداری ساحلی در حوالی تنگه هرمز و قشم عنوان شده‌اند. آمریکا این اقدام را «پاسخ» به حمله قبلی دانسته و آن را ذیل دفاع از آزادی کشتیرانی توضیح داده است.

در طرف مقابل، روایت ایران و سپاه پاسداران بر این محور قرار دارد که عبور شناورها از مسیرهای تعیین‌شده و هماهنگ‌شده، بخشی از مدیریت امنیتی تنگه هرمز در دوره پساتفاهم است و هرگونه عبور بدون هماهنگی، نقض ترتیبات امنیتی ایران در این آبراه محسوب می‌شود.

سپاه نیز پس از حمله آمریکا، آن را اقدام خصمانه علیه خاک و مواضع ایران دانست و از نقض تفاهم‌نامه سخن گفت. بنابراین ماجرا و مسئله اصلی، اختلاف دو طرف بر سر تفسیر تنگه هرمز، مسیر عبور کشتی‌ها و حدود تعهدات امنیتی بعد از تفاهم‌نامه است.

اهمیت اقتصادی این حادثه از همین‌جا آغاز می‌شود. تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین نقاط انتقال نفت، گاز و کالا در جهان است. هر درگیری در این محدوده، بلافاصله روی بیمه کشتی، نرخ حمل، ریسک‌پریمیوم نفت، تصمیم پالایشگاه‌ها، برنامه صادرات نفت ایران و انتظارات بازار اثر می‌گذارد. اگر تفاهم‌نامه نتواند سطح درگیری را کنترل کند، بازگشت نفت ایران به بازار، انتقال درآمدهای نفتی، حمل کالاهای اساسی و حتی مسیرهای تجاری منطقه‌ای دوباره با ابهام روبه‌رو می‌شود.

آیا بند اول تفاهم‌نامه نقض شد؟

بند اول تفاهم‌نامه بر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها تأکید دارد و دو طرف را متعهد می‌کند از آغاز جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر، تهدید یا استفاده از زور خودداری کنند.

متن منتشرشده از بند اول، به‌طور خلاصه می‌گوید ایران و آمریکا و متحدان آن‌ها با امضای تفاهم‌نامه، پایان فوری و دائمی جنگ در همه جبهه‌ها را اعلام می‌کنند و متعهد می‌شوند از هرگونه اقدام خصمانه، تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.

با این معیار، حمله نظامی سنتکام به اهداف ایرانی در حوالی تنگه هرمز، نقض بند اول تفاهم‌نامه محسوب می‌شود. آمریکا می‌تواند این اقدام را واکنش به حمله پهپادی یا دفاع از عبور آزاد کشتی‌ها معرفی کند، اما مسئله حقوقی و سیاسی بند اول این است که پس از امضای تفاهم‌نامه، دو طرف از استفاده از زور علیه یکدیگر منع شده‌اند.

وقتی نیروی نظامی آمریکا به اهداف ایرانی حمله می‌کند، عملاً از سطح اختلاف تفسیری درباره مسیر عبور کشتی‌ها عبور کرده و وارد اقدام نظامی مستقیم علیه ایران شده است.

این نقطه برای اقتصاد ایران مهم‌تر از دعوای لفظی دو طرف است. اگر هر حادثه در تنگه هرمز بتواند به درگیری مستقیم تبدیل شود، تفاهم‌نامه کارکرد تثبیت‌کننده خود را از دست می‌دهد. در این صورت فعال اقتصادی نمی‌داند باید بر اساس کاهش ریسک تصمیم بگیرد یا بر اساس بازگشت جنگ. صادرکننده نمی‌داند مسیر حمل باز می‌ماند یا نه. واردکننده نمی‌داند هزینه بیمه و حمل در هفته‌های بعد چه خواهد شد. دولت نمی‌داند درآمد نفتی قابل اتکا خواهد بود یا دوباره در مسیر محاصره، بیمه، بانک و کشتیرانی قفل می‌شود.

بنابراین نقض بند اول فقط یک مسئله سیاسی نیست. این نقض، اثر اقتصادی مستقیم دارد؛ چون بنیان کاهش ریسک را تضعیف می‌کند. اگر قرار بود تفاهم‌نامه فضای اقتصاد را از وضعیت جنگی خارج کند، نخستین شرط آن توقف واقعی اقدام نظامی بود. حمله سنتکام به اهداف ایرانی نشان داد هنوز این شرط تثبیت نشده و همین مسئله اقتصاد را در معرض بازگشت به فضای «نه جنگ، نه صلح» قرار می‌دهد.

اقتصاد چگونه از وضعیت نه جنگ، نه صلح عبور کند؟

اقتصاد در وضعیت نه جنگ، نه صلح نمی‌تواند مسیر روشنی طی کند. این وضعیت برای بازار ارز، سرمایه‌گذاری، تولید، تجارت خارجی و تصمیم خانوارها مخرب است.

در این فضا، هر خبر نظامی یا دیپلماتیک به عامل تغییر انتظارات تبدیل می‌شود. تولیدکننده خرید مواد اولیه را عقب می‌اندازد، واردکننده با تردید ثبت سفارش می‌کند، صادرکننده نگران مسیر حمل و دریافت پول می‌شود و خانوارها تصمیم مصرف و پس‌انداز خود را با اضطراب تنظیم می‌کنند. نتیجه چنین وضعی، کند شدن تولید و افزایش حساسیت اقتصاد به خبر است.

راه خروج از این وضعیت، معطل ماندن برای تفسیر آمریکا از تفاهم‌نامه نیست. ایران باید هم‌زمان با پیگیری حقوقی و سیاسی نقض تفاهم‌نامه، مسیر تاب‌آوری اقتصادی را فعال کند. تاب‌آوری اقتصادی در پساجنگ یعنی اقتصاد بتواند حتی در صورت بازگشت تنش، مسیر تولید، تأمین کالا، فروش انرژی و تجارت منطقه‌ای خود را حفظ کند. این تاب‌آوری چند مؤلفه اصلی دارد.

نخست، تثبیت مسیرهای انرژی و صادرات نفت. ایران باید فروش نفت را به چند مسیر مالی، بیمه‌ای و حملی متکی کند و درآمد نفتی را فقط به مجوزهای موقت آمریکا گره نزند. اگر صادرات نفت دوباره فعال می‌شود، باید بخشی از منابع آن به ذخایر راهبردی، بازسازی زیرساخت انرژی و تأمین مالی تولید اختصاص یابد.

دوم، تأمین مالی ویژه برای تولید پساجنگ. واحدهای تولیدی در چنین وضعی با فشار سرمایه در گردش، هزینه مواد اولیه، نااطمینانی بازار و اختلال حمل روبه‌رو هستند. خط اعتباری پساجنگ باید به سمت صنایع پیشران، کالاهای ضروری، زنجیره‌های صادراتی و تولید جایگزین واردات هدایت شود؛ نه به فعالیت‌های کم‌بازده و مصرفی.

سوم، تنوع مسیرهای تجاری و کریدوری. ایران نباید فقط به مسیرهای دریایی پرریسک یا ترتیباتی که با تصمیم آمریکا تغییر می‌کند وابسته بماند. کریدور شمال ـ جنوب، مسیرهای CIS، پاکستان، عمان، چین و تجارت زمینی با همسایگان باید به شکل عملیاتی تقویت شود. فعال‌سازی مرزها، بندرها، راه‌آهن، انبارش، گمرک هوشمند و سازوکارهای تسویه منطقه‌ای، بخشی از همین نقشه است.

چهارم، مدیریت انتظارات تورمی. دولت باید به‌جای شرطی کردن بازار به اخبار مذاکره، پیام اقتصادی روشن بدهد: تأمین کالاهای اساسی ادامه دارد، مسیرهای واردات و صادرات متنوع شده، تولید خط اعتباری دارد و درآمد نفتی در خدمت بازسازی است. در غیر این صورت، هر درگیری در هرمز می‌تواند انتظارات تورمی را دوباره تحریک کند.

اگر معیار بند اول تفاهم‌نامه، توقف عملیات نظامی و خودداری از استفاده از زور باشد، حمله سنتکام به اهداف ایرانی نقض تفاهم‌نامه است. اما برای ایران، تشخیص نقض فقط آغاز کار است. مسئله مهم‌تر این است که اقتصاد کشور از تعلیق خارج شود. توسعه پساجنگ در وضعیت نه جنگ، نه صلح پیش نمی‌رود؛ نیازمند تاب‌آوری، مسیرهای تجاری قابل اتکا، تأمین مالی تولید، مدیریت انتظارات و تبدیل درآمدهای نفتی به قدرت بازسازی است.

 

سوالات مهم درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا

آیا تفاهم‌نامه ایران و آمریکا نقض شد؟

بر اساس گزارش‌ها، حمله آمریکا به اهداف ایرانی در تنگه هرمز از سوی برخی تحلیلگران نقض تفاهم‌نامه تلقی شده است، اما تفسیر رسمی دو طرف متفاوت است.

تنگه هرمز چه اهمیتی دارد؟

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت و انرژی در جهان است و هر تنش در این منطقه می‌تواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

این اتفاق چه تاثیری بر اقتصاد دارد؟

افزایش تنش در این منطقه می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها و قیمت نفت را افزایش دهد و انتظارات تورمی را تغییر دهد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما