چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

معمای تأمین مالی بازسازی ایران در پساجنگ

معمای تأمین مالی بازسازی ایران در پساجنگ

هر اقتصادی، پس از یک شوک بزرگ مانند جنگ با سه پرسش مواجه می‌شود. چه چیزی را بازسازی کند؟ با چه ترتیبی؟ و مهم‌تر از همه با چه پولی؟

- اندازه متن +

هر اقتصادی، پس از یک شوک بزرگ مانند جنگ با سه پرسش مواجه می‌شود. چه چیزی را بازسازی کند؟ با چه ترتیبی؟ و مهم‌تر از همه با چه پولی؟ پاسخ به پرسش سوم، تمام محاسبات بعدی را تعیین می‌کند.

در مورد ایران و سناریوی جنگ ۴۰ روزه، این پرسش ابعادی جدی‌تری پیدا می‌کند. چراکه کشور پیش از جنگ نیز با تورم مزمن بیش از ۴۳ درصد، رشد منفی اقتصادی طبق پیش‌بینی بانک جهانی و انباشتی از ناترازی‌های انرژی و مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

عدد واقعی خسارت‌ها وقتی آشکار می‌شود که بدانیم بیش از نیمی از ظرفیت پالایشگاهی و صادراتی نفت، بخش عمده‌ای از کریدور شمال به جنوب و ده‌ها کارخانه کلیدی فولاد و سیمان از مدار تولید خارج شده‌اند.

در چنین شرایطی، سه مجرای کلاسیک تأمین مالی و بودجه دولتی، بازار سرمایه داخلی و سرمایه خارجی هرکدام دچار انسداد جدی هستند.

کاهش درآمدهای نفتی، عدم دسترسی به سیستم مالی جهانی و فرار سرمایه داخلی، یک شکاف ۲۵۰ میلیارد دلاری میان نیازها و منابع موجود ایجاد کرده است.

بنابراین هر نوع برنامه بازسازی که صرفاً بر درخواست کمک از صندوق‌های بین‌المللی یا چاپ پول متکی باشد، تورم را به سطحی می‌رساند که خود به بزرگ‌ترین مانع بازسازی تبدیل می‌شود.

آنچه ضرورت دارد، یک چارچوب نوآورانه تأمین مالی است که بتواند از دارایی‌های راکد، ظرفیت‌های دیپلماتیک و اوراق مالی مبتنی بر درآمدهای آتی برای عبور از بحران نقدینگی و بازسازی هدفمند استفاده کند.

یادداشت پیشِ رو، کوششی برای تدوین همین چارچوب بر مبنای داده‌های واقعی و اولویت‌های اقتصادی است.

داده‌های موجود و برآوردهای اولیه

بر اساس داده‌های موجود و برآوردهای اولیه، تعداد اهداف اسیب‌دیده بیش از 17 هزار هدف شامل تأسیسات هسته‌ای، پالایشگاه‌ها، بنادر، جاده‌ها، کارخانه‌های سیمان و فولاد است.

کاهش تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ، بانک جهانی رشد ایران را منفی ۱.۷ تا ۲.۸ درصد پیش‌بینی کرده بود. جنگ می‌تواند این رقم را به کمتر از منفی ۱۲ درصد خواهد رساند.

حال نکته مهم این‌جا است که خسارت فقط به زیرساخت‌های بزرگ محدود نمی‌شود. زنجیره تأمین داخلی شکسته شده است.

معمای تامین مالی

سه منبع اصلی تأمین مالی در شرایط فعلی مسدود یا بسیار ضعیف هستند. بودجه دولتی با تامین مالی از درامدهای نفتی است که باتوجه به هزینه‌های دولت بعید به نظر می‌آید که این هزینه‌ها صرف تامین مالی بتواند شود. بازار سرمایه داخلی نیز که نقدینگی بالایی دارد.

البته لازم به ذکر است که این بازار نیاز به اوراق با پستوانه ارزی دارد که فعلا شرایطش محیا نیست. در مورد سرمایه خارجی و کمک‌های بین المللی نیز می‌توان گفت که تحریم‌ها برداشته نشده است و قطعا مشارکت برای این گزینه نیز بسیار پایین است تا شرایط اقتصادی کشور رشد خوبی را نشان دهد و بتواند نظر سرمایه‌گذار را به خود معطوف نماید.

ایران با شکاف چند ده میلیارد دلاری بین نیاز و توان تأمین مالی مواجه است. روش سنتی چاپ پول باعث ابرتورم می‌شود. پس باید به سراغ ابزارهای مالی خلاقانه حرکت کرد.

سه منبع راهبردی تامین مالی باتوجه به شرایط فعلی کشور

منابعی برای تامین مالی در شرایط فعلی وجود دارد.اما می‌توان اشاره داشت که 3 مورد آن‌ها شاید بهتر از بقیه موارد در شرایط فعلی بتوانند نتیجه محور عمل کنند. به عبارتی موارد مهمی به حساب می‌آیند.

آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده یکی از این موارد است که نقدینگی ارزی در کشور را به سطح مطلوبی خواهد رساند. برخی منابع مسدودشده ایران در قطر، عراق و کره جنوبی اخیراً آزاد شده یا در حال آزادسازی است. ارزش تقریبی این منابع حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار بسته به توافقات است. خرید فوری تجهیزات وارداتی اعم از ژنراتور، جرثقیل، دارو، قطعات پالایشگاهی می‌تواند به بازسازی هرچه سریع‌تر کمک کند. این پول برای شروع به بازسازی حیاتی است اما کافی نیست.

حضورمردم در هر جنگی بسیار مهم است. اگر مردم پشت کشور خود در هر شرایطی بایستند، می‌توان در سریع‌ترین زمان ممکن ترمیم صورت گیرد. اوراق مشارکت طرح بیست که تامین مالی آن توسط تأمین مالی مردمی صورت می‌گیرد، در این برهه از زمان برای کشورایران بسیار لازم و ضروری است. الگویی شبیه به اوراق سلف نفتی یا مشارکت در طرح‌های عمرانی که قبلاً در ایران اجرا شده، با یک تفاوت کلیدی است. پشتوانه اوراق، درآمدهای آتی حاصل از بهره‌برداری پروژه مثلاً عوارض جاده‌ای یا فروش فرآورده‌های پالایشگاه بازسازی‌شده است. بدون نیاز به چاپ پول، نقدینگی سرگردان خانوار جذب می‌شود.

موارد ذکر شده در بالا در کنار استفاده از غرامت جنگی به عنوان اهرم مالی بسیار اهمیت پیدا می‌کند. ایران می‌تواند از برخی کشورهای همسایه که در جنگ نقش داشته‌اند به عنوان شریک سرمایه‌گذار استفاده کند. به طور مثال در ازای عدم پیگیری غرامت، امارات یا قطر مستقیماً در بازسازی یک بندر یا نیروگاه سرمایه‌گذاری کنند.

اولویت‌بندی پروژه‌ها

در شرایط کمبود منابع، اولویت با پروژه‌هایی است که بازگشت سرمایه سریع‌تر و اثر بیشتر بر معیشت دارند. در جدول ذیل به خوبی می‌توان این تفاوت در زمان بازگشت سرمایه را مشاهده نمود.

همانطور که از جدول بالا مشخص است، می‌توان با سهولت تفاوت بین پروژه‌های اقتصادی متفاوت را مشاهده کرد. در بالا 4 پروژه با هدف و زمان بازگشت سرمایه آورده شده است که البته می‌توان موارد دیگری نیز به جدول بالا در صورت نیاز اضافه نمود.

اگر تأمین مالی بازسازی از طریق استقراض از بانک مرکزی انجام شود، نقدینگی ۲۵۰۰ همتی کشور پیش از جنگ ظرف یک سال دو برابر می‌شود که بازسازی غیرممکن می‌شود. چون قیمت مصالح هر ماه ۲0 درصد گران می‌شود.

و همچنین دریافت حجم زیاد ارز حاصل از فروش نفت یا غرامت، باعث تقویت بیش از حد ریال و تضعیف تولید داخلی از جمله کشاورزی و نساجی می‌شود. ایجاد صندوق ذخیره ارزی بازسازی و تزریق تدریجی آن به بازار شاید راهکاری اقتصادی در این زمینه باشد.

با استفاده از ۴۰ میلیارد دلار دارایی‌های بلوکه‌شده به عنوان نقدینگی اولیه، انتشار اوراق طرح بیست با پشتوانه درآمد آتی پروژه‌ها برای جذب نقدینگی سرگردان داخلی و تبدیل غرامت جنگی به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، ایران قادر خواهد بود شکاف ۲۵۰ میلیارد دلاری را بدون استقراض پولی و ابرتورم پوشش دهد، مشروط بر آنکه اولویت‌بندی بازسازی بر مبنای بازگشت سرمایه کمتر از یک سال مانند تأسیسات صادراتی نفت باشد که ضریب تکاثری ۳.۲ برابری بر تولید ناخالص داخلی دارد.

درباره نویسنده

معین قرابی

معین قرابی دانشجوی ارشد اقتصاد انرژی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصاد انرژی و علاقه‌مند به روندهای اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما