در پی تنشهای رو به افزایش در درگیریهای میان آمریکا و اسرائیل با ایران، بسته شدن تنگه هرمز بهعنوان یکی از گلوگاههای حیاتی دریایی، بازارهای انرژی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و زنجیره تأمین جهانی را دچار اختلالات عمیق کرده است.
پیامدهای اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز
بسته شدن تنگه هرمز، که مسئول انتقال بیش از ۲۰ درصد نفت خام جهانی و حدود ۳۰ درصد گاز طبیعی مایع است، منجر به افزایش قیمت نفت به سطوح بیسابقهای شده است.
این فرآیند، قیمت نفت در برخی نقاط جهان را به ۲۸۶ دلار در هر بشکه نیز رسانده است.
طبق اظهارات جورج الحداری، مدیرعامل بانک HSBC، قیمتهای مرجع غربی نتوانستهاند واقعیتهای میدانی بازار را منعکس کنند و خریداران واقعی در بیشتر مناطق جهان با قیمتهای بالاتر از ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار مواجه هستند.
این بحران، تنها به قیمت انرژی محدود نمیشود و بهویژه بر صنایع مرتبط با مواد اولیه و محصولات کشاورزی تأثیر منفی دارد.
به گفته الحداری، از آنجا که هزینههای جانبی ناشی از جنگ و محاصره افزایش یافته است، قیمتهای مواد اولیه نیز تحت فشار قرار گرفته و این مورد میتواند منجر به افزایش قیمت مواد غذایی شود.
پیشبینیها حاکی از آن است که قیمت نفت ممکن است تا ۱۰۰ درصد و قیمت گاز تا ۲۰۰ درصد افزایش یابد، که این امر میتواند اقتصاد جهانی را در معرض رکود قرار دهد.
شرکت نفت کویت نیز به وضعیت اضطراری اعلام کرده و صادرات ۲.۶ میلیون بشکه نفت روزانه این کشور به طرز چشمگیری کاهش یافته است.
این بحران به طور مستقیم بر صنعت فناوری تأثیر گذاشته و ممکن است قیمت کالاهایی مانند گوشیهای هوشمند تا ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یابد.
همچنین، نرخ حمل غلات نیز نسبت به گذشته ۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش یافته که به کشاورزان آمریکایی فشار میآورد.
آیا جنگ باعث کاهش قدرت دلار میشود؟
از آنجا که تنگه هرمز به عنوان سومین راه ارتباطی جهانی در حفظ تعادل اقتصادی حیاتی است، اختلال در آن تهدیدی جدی برای سیستم پترودلار بهوجود میآورد.
در صورت کاهش مبادلات نفتی از دلار به یوان چین، اقتصاد ایالات متحده با کاهش شدید ارزش دلار و هژمونی مالیاش مواجه خواهد شد.
این سناریو میتواند قدرت خرید جهانی دلار را تضعیف کند و زمینهساز ظهور یوان در تجارت جهانی شود.
بحران ناشی از بسته شدن تنگه هرمز نه تنها بر بازارهای انرژی تأثیرگذار است، بلکه بهطور گستردهتری میتواند بر تعادل قدرت اقتصادی در سطح جهانی تأثیر بگذارد و ایالات متحده را به چالشهایی جدی در سیاستهای اقتصادی و مالیاش مواجه سازد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟