چارسو اقتصاد به نقل از اینوستوپدیا، جنگ در خاورمیانه، جهش قیمت نفت و بازار کار کمرمق باعث شده وضعیت اقتصادی کمکم شبیه دهه ۱۹۷۰ به نظر برسد.
احتمال طولانی شدن جنگ، شانس تجربه دورهای از تورم بالا و رشد اقتصادی کند در آمریکا را افزایش داده است. آخرین موج بزرگ رکودتورمی در دهه ۱۹۷۰ و در شرایطی نسبتاً مشابه رخ داد؛ زمانی که درگیری مرتبط با آمریکا و ایران موجب جهش شدید قیمت انرژی شد.
اقتصاددانان میگویند اینکه آیا رکودتورمی دوباره شکل میگیرد یا نه، به این بستگی دارد که جنگ کنونی تا چه مدت ادامه پیدا کند.
سال گواتیری، اقتصاددان ارشد BMO Capital Markets، در یادداشتی نوشت اقتصاد آمریکا اکنون در کمتر از یک سال با دومین شوک شبیه رکودتورمی روبهرو است. او گفت پس از جنگ تجاری، جنگ ایران تورم و بازدهی اوراق را بالا میبرد، زنجیرههای تأمین انرژی را مختل میکند، اعتماد سرمایهگذاران و کسبوکارها را متزلزل میسازد و تقاضای جهانی را تضعیف میکند.
این برای اقتصاد چه معنایی دارد؟
رکودتورمی سطح زندگی مصرفکنندگان را پایین میآورد، چون هم بازار کار را ضربه میزند و درآمدها را کاهش میدهد و هم قیمتها را بالا میبرد و قدرت خرید دلار را کم میکند.
اقتصاددانان انتظار دارند جنگ هم قیمتها را بالا ببرد و هم به بازار کاری آسیب بزند که از قبل هم رو به ضعف بود و پیش از شروع جنگ، در فوریه ۹۲ هزار شغل از دست داد. بر اساس سطح قیمت نفت، پیشبینیگران پنتئون مکرو اکنومیکس برآورد کردهاند میانگین کشوری قیمت بنزین ممکن است از حدود ۳ دلار قبل از جنگ به ۴ دلار برای هر گالن برسد.
ساموئل تامبز، اقتصاددان ارشد آمریکا در پنتئون، نوشت بهزودی رانندگان برای هر گالن بنزین ۴ دلار خواهند پرداخت؛ موضوعی که درآمد واقعی قابلتصرف را تحت فشار میگذارد و به اشتغال ضربه میزند.
افزایش ریسکهای تورمی و تضعیف بازار کار میتواند مقامهای فدرالرزرو را در تنگنای تصمیمگیری قرار دهد؛ چون بانک مرکزی مأموریت دوگانه دارد که هم تورم و هم بیکاری را پایین نگه دارد.
حتی پیش از جنگ هم سیاستگذاران فدرالرزرو درباره اینکه نرخ بهره را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارند تا تورم مهار شود یا آن را به شکل معناداری پایین بیاورند تا اشتغال تقویت شود، اختلاف نظر داشتند.
دنیلا هاثورن، تحلیلگر ارشد بازار در Capital.com، نوشت برخی ممکن است استدلال کنند باید از کنار یک شوک عرضه عبور کرد و از بازار کار رو به ضعف حمایت کرد. گروهی دیگر ممکن است هشدار دهند نباید اشتباهات گذشته را تکرار کرد و خیلی زود نرخها را پایین آورد. نتیجه محتملتر، فدرالرزرویی دوپارهتر، عدمقطعیت سیاستی بیشتر و نوسان بالاتر در بازار اوراق و سهام است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟