بازار سرمایه ایران در هفته دوم اردیبهشت، بیش از هر چیز آیینه رفتار محتاطانه سرمایهگذاران بود.
در شرایطی که نااطمینانی سیاسی و اقتصادی هنوز از بین نرفته و تعطیلی بازار سهام نیز تا ۱۴ اردیبهشت تمدید شده، پول از بازار خارج نشده، اما مقصدش را عوض کرده است.
همین تغییر مسیر، مهمترین روایت این روزهای بورس تهران است.
از یک طرف، خروج سنگین پول از برخی صندوقهای کمریسک و چرخش آن به سمت داراییهای دیگر دیده میشود و از طرف دیگر، اطلاعیههای منتشرشده در کدال و برخی متغیرهای بنیادی، این سیگنال را میدهند که همه چیز فقط ترس و فرار نیست.
در ادامه، ۵ نکته درباره تغییر مسیر سرمایهها، ۳ نکته درباره علائم بنیادی بازار و یک جمعبندی درباره چشمانداز بورس را میخوانید.
۵ نکته درباره ورود و خروج پول در بازار سرمایه
۱- پول از بازار سرمایه فرار نکرده؛ فقط سنگر خود را عوض کرده است
اولین نکته مهم این است که بازار سرمایه با خروج کامل نقدینگی روبهرو نیست. اتفاق اصلی، تغییر مقصد پول است.
از زمان آغاز جنگ، خالص ورود پول حقیقی به بازار سرمایه به حدود ۱۳ همت رسیده، اما این نقدینگی بیشتر بهجای سهام، در ابزارهای کمریسکتر و صندوقهای قابل معامله مستقر شده است.
این یعنی سرمایهگذار هنوز در اکوسیستم بازار مانده، اما ترجیح داده تا روشنتر شدن افق سیاسی و اقتصادی، از سهام فاصله بگیرد.
۲- صندوقهای درآمد ثابت در روزهای اخیر مهمترین پناهگاه سرمایهها بودند، اما این پناهگاه هم بیثبات شده است
در روزهای پایانی هفته، صندوقهای درآمد ثابت به اصلیترین مقصد پول تبدیل شدند.
فقط در یکی از این روزها، ورود پول حقیقی به این صندوقها به ۳.۶ همت رسید و ارزش معاملات آنها به حدود ۲۴ همت با حجم ۱۰.۴ میلیارد واحد رسید.
با این حال، تصویر کل هفته پیچیدهتر از یک پناهگاه امن ساده است. دادهها نشان میدهد در مقیاس هفتگی، بیش از ۱۲.۴ هزار میلیارد تومان از صندوقهای درآمد ثابت خارج شده و حتی در سه روز پایانی هفته، این خروج به حدود ۱۴.۵ همت رسیده است.
یعنی بازار در حال تجربه جابهجایی سریع و هیجانی میان پناهگاههای مختلف است.
۳- ارزش معاملات ETFها نشان میدهد بازار در حال جوشیدن زیر پوست تعطیلی بورس است
تمدید توقف معاملات سهام تا ۱۴ اردیبهشت، ظاهراً باید از شدت هیجان بازار کم میکرد، اما در عمل، فقط سرمایهها را به سمت ابزارهای باز هدایت کرده است.
در آخرین روز کاری هفته، مجموع ارزش معاملات صندوقهای قابل معامله به ۲۳.۱ همت رسید که از این میزان، ۱۶.۴ همت مربوط به صندوقهای درآمد ثابت و بیش از ۶.۷ همت مربوط به صندوقهای کالایی بود.
در بعضی روزها حتی ارزش معاملات ETFها به رکورد ۷۰.۲ همت هم رسیده که بالاترین سطح از زمان شروع جنگ محسوب میشود. این ارقام نشان میدهد بازار نه آرام شده و نه منفعل؛ فقط شکل هیجانش عوض شده است.
۴- صندوقهای طلا جذاب بودند، اما در قیمتهای بالا با فشار فروش روبهرو شدند
در روزهای ابتدایی هفته، صندوقهای طلا توانستند حدود ۱۰ همت ورود پول جذب کنند و بازدهی ۱۱ درصدی در سه روز ثبت کنند.
اما این روند پایدار نماند.
در ادامه، با رسیدن قیمتها به سطوح بالاتر، فشار فروش بر این صندوقها افزایش یافت و جریان پول در آنها تا حدی معکوس شد.
فقط در آخرین روز معاملاتی، خالص خروج حقیقی از صندوقهای طلا به ۲.۶ همت رسید.
این رفتار نشان میدهد سرمایهگذاران در این فضا، نه به دنبال نگهداری بلندمدت، بلکه بهشدت حساس به بازدهی لحظهای و شکار سود کوتاهمدت هستند.
۵- نقره و برخی صندوقهای انرژی به پناهگاه جدید پول هوشمند تبدیل شدند
در میانه این چرخشهای پرشتاب، بخشی از نقدینگی به سمت صندوقهای نقره و انرژی حرکت کرد. در صندوقهای نقره، ورود پول حقیقی به بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان رسید و روند ورود پول برای هفدهمین روز متوالی ادامه یافت. در برخی گزارشها، ورود ۹۳ میلیارد تومان پول حقیقی به صندوقهای نقره نیز ثبت شده است. این جابهجایی نشان میدهد بخشی از بازار، فلزات گرانبها را همچنان سپر مناسبتری برای عبور از نااطمینانیهای فعلی میداند، اما میان طلا و نقره هم در حال بازچینی موقعیت است.
۳ نکته درباره سیگنالهای بنیادی و آینده بازار
۱- با وجود ترس بازار، کدال هنوز پیامهای کاملاً منفی مخابره نمیکند
در دل این فضای محتاط، یک علامت مهم از سمت شرکتها دیده میشود.
بسیاری از بنگاههای بورسی در گروههای برق، دارو، تایر، غذایی و شیمیایی از افزایش نرخ فروش محصولات خود خبر دادهاند.
این مسئله میتواند در ماههای آینده، درآمد و حاشیه سود بخشی از شرکتها را تقویت کند.
بنابراین بازار فقط با ترس معامله نمیشود؛ در لایه زیرین، برخی متغیرهای بنیادی هنوز زندهاند و میتوانند در زمان بازگشایی، نقش مهمی ایفا کنند.
۲- فشار تورمی میتواند به بخشی از سهام، مخصوصاً صنایع ریالی، پشتوانه بدهد
در شرایطی که تورم شدید ادامه دارد، همه صنایع به یک اندازه آسیب نمیبینند.
برخی صنایع ریالی مانند بانکی و خودرویی، بهویژه آنهایی که وابستگی کمتری به زنجیرههای آسیبدیده جنگی دارند یا کمبود مواد اولیه آنها با واردات قابل جبران است، میتوانند در بازگشایی بازار کمریسکتر ظاهر شوند.
از سوی دیگر، در برخی صنایع دلاری مثل فولاد و پتروشیمی نیز، شرکتهایی که آسیب کمتری دیدهاند، ممکن است از محدود شدن عرضه رقبا منتفع شوند و محصولات خود را با نرخهای بالاتری بفروشند.
۳- بازگشایی بازار میتواند ابتدا تلخ باشد، اما لزوماً پایان بازی نیست
واقعیت این است که با طولانی شدن جنگ و فشار معیشتی، بخشی از مردم ناچار به فروش داراییهای خود شدهاند.
به همین دلیل، اگر بازار سهام بازگشایی شود، شکلگیری فشار فروش اولیه و حتی یک اصلاح ۱۵ تا ۲۰ درصدی سناریوی بعیدی نیست.
اما از نگاه بخشی از تحلیلگران، این اصلاح الزاماً به معنای فروپاشی بازار نیست.
در یک اقتصاد تورمی، اگر بازار سهام پس از تخلیه این فشارهای اولیه دوباره با متغیرهای بنیادی و تورمی همسو شود، امکان یک بازگشت سریع و حتی V شکل وجود دارد.
آیا پول دوباره به بورس برمیگردد؟
فعلاً بازار سرمایه میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است.
از یک طرف، افزایش نرخ فروش شرکتها، فشار تورمی و ظرفیت برخی صنایع، به بخشی از سهام پشتوانه بنیادی میدهد.
از طرف دیگر، نااطمینانی سیاسی، تبعات اقتصادی جنگ و تمدید تعطیلی بورس باعث شده پول در ابزارهای کمریسک و پوششدهنده ریسک باقی بماند.
بنابراین، بازگشت گسترده نقدینگی به سهام، به یک علامت روشن نیاز دارد؛ علامتی از ثبات سیاسی، کاهش ابهامهای بیرونی و باز شدن مسیر تحلیلپذیرتر برای فعالان بازار.
تا آن زمان، بورس تهران به احتمال زیاد در فضایی محتاط، پرنوسان و با محوریت صندوقهای دفاعی و داراییهای پوششدهنده ریسک حرکت خواهد کرد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟