Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

جنگ ایران چگونه مصرف نفت و گاز جهان را کاهش داد؟

جنگ ایران چگونه مصرف نفت و گاز جهان را کاهش داد؟

اختلال انرژی ناشی از جنگ ایران، افت ۲.۵ درصدی تقاضای جهانی نفت و کاهش ۲۰ میلیارد مترمکعبی مصرف گاز در سال ۲۰۲۶ را رقم زده است.

- اندازه متن +

جنگ ایران فقط جریان عرضه نفت و گاز را مختل نکرده، بلکه در سمت تقاضای انرژی نیز اثر گذاشته است. بر اساس تحلیل واشنگتن‌پست از داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف جهانی نفت و گاز در پی اختلال در تولید، حمل‌ونقل و جهش قیمت انرژی کاهش محسوسی پیدا کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی در تازه‌ترین برآورد خود پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یابد؛ افتی که نسبت به برآورد ماه قبل ۹۴۰ هزار بشکه در روز بیشتر است.

این تغییر از آن جهت اهمیت دارد که شوک انرژی معمولاً ابتدا از سمت عرضه ظاهر می‌شود، اما اگر قیمت بالا و محدودیت عرضه برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، اقتصاد خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد. کاهش سفر، تغییر سوخت، افزایش استفاده از خودروهای کم‌مصرف و برقی، جایگزینی گاز با منابع دیگر در نیروگاه‌ها و کاهش فعالیت صنایع انرژی‌بر، نمونه‌هایی از همین سازوکار هستند.

واشنگتن‌پست از چه تغییری در مصرف جهانی خبر می‌دهد؟

واشنگتن‌پست در گزارش ۲۴ سپتامبر خود با استناد به داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی نوشته است که جنگ ایران به کاهش مصرف نفت و گاز در سراسر جهان منجر شده است. طبق این تحلیل، آژانس بین‌المللی انرژی اکنون انتظار دارد تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۵ درصد نسبت به سال قبل کاهش پیدا کند.

این کاهش یک افت معمول چرخه‌ای نیست. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که برآورد تقاضای نفت برای سال جاری نسبت به گزارش قبلی ۹۴۰ هزار بشکه در روز پایین‌تر آمده و افت مصرف در سه‌ماهه دوم سال به حدود ۵.۳ میلیون بشکه در روز نسبت به سال قبل رسیده است. این کاهش در سه‌ماهه سوم به ۳.۴ میلیون و در سه‌ماهه چهارم به حدود ۲ میلیون بشکه در روز کاهش می‌یابد.

به بیان اقتصادی، شوک عرضه در حال تبدیل‌شدن به شوک تقاضا است؛ یعنی محدودیت فیزیکی عرضه و افزایش قیمت، رفتار مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان را تغییر داده است.

مصرف گاز جهان چقدر کاهش یافته است؟

در بازار گاز نیز اثر بحران قابل توجه بوده است. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی گاز طبیعی در سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۵ درصد، معادل نزدیک به ۲۰ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کند. این سومین کاهش سالانه تقاضای گاز در این دهه خواهد بود.

در آسیا، تقاضای گاز در نیمه نخست سال حدود ۰.۵ درصد یا نزدیک به ۵ میلیارد مترمکعب کاهش داشته است. در چین نیز مصرف گاز در فاصله مارس تا ژوئن حدود ۴ درصد پایین آمده و واردات گاز طبیعی مایع‌شده این کشور ۱۲ درصد یا حدود ۳ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است.

علت اصلی، افزایش قیمت گاز و تغییر ترکیب سوخت در بخش برق و صنایع است. در آسیا، قیمت بالاتر گاز موجب افزایش استفاده از زغال‌سنگ در بخشی از نیروگاه‌ها شده و فعالیت برخی صنایع انرژی‌بر نیز کاهش یافته است. در اروپا نیز رشد تولید برق تجدیدپذیر در کنار قیمت بالاتر گاز، تقاضای گاز را بیش از ۲ درصد کاهش داده است.

تغییر تقاضای نفت و گاز در سال ۲۰۲۶

شاخصتغییر برآوردشده
تقاضای جهانی نفتکاهش ۲.۵ میلیون بشکه در روز
کاهش تقاضای نفت نسبت به سال قبل۲.۵ درصد
کاهش تقاضای گاز جهانحدود ۲۰ میلیارد مترمکعب
کاهش مصرف گاز آسیاحدود ۰.۵ درصد
کاهش مصرف گاز چین در مارس تا ژوئنحدود ۴ درصد
کاهش واردات گاز طبیعی مایع‌شده چین۱۲ درصد

 

آیا کاهش مصرف نفت و گاز موقتی است یا می‌تواند ماندگار شود؟

این مهم‌ترین بخش ماجراست. افت مصرف در زمان بحران لزوما به معنای تغییر دائمی الگوی انرژی نیست. اگر جنگ پایان یابد، مسیرهای حمل‌ونقل باز شود و قیمت انرژی کاهش پیدا کند، بخشی از تقاضای ازدست‌رفته می‌تواند بازگردد.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز برای سال ۲۰۲۷ رشد ۲.۶ میلیون بشکه در روز تقاضای نفت را پیش‌بینی کرده است؛ یعنی بخش قابل توجهی از افت سال ۲۰۲۶ می‌تواند با عادی‌شدن شرایط جبران شود.

با این حال، همه کاهش تقاضا الزاما موقتی نیست. اگر یک خانوار در دوره گرانی انرژی خودروی کم‌مصرف خریداری کند، اگر یک شرکت فناوری تولید خود را تغییر دهد یا اگر یک نیروگاه ظرفیت انرژی تجدیدپذیر ایجاد کند، حتی پس از کاهش قیمت انرژی نیز بخشی از تغییر باقی می‌ماند.

واشنگتن‌پست نیز بر همین نقطه تأکید دارد: هرچه اختلال انرژی طولانی‌تر شود، احتمال آنکه بخشی از «تخریب تقاضا» دائمی شود افزایش پیدا می‌کند.

جنگ اقتصادی علیه ایران چگونه اقتصاد انرژی جهان را مجبور به تغییر رفتار کرد؟

آنچه پس از تشدید جنگ و فشار اقتصادی علیه ایران در بازار جهانی انرژی رخ داده، یک نوسان معمول قیمت نفت و گاز نیست؛ بلکه نمونه‌ای از اثرگذاری مستقیم یک بحران ژئوپلیتیکی بر رفتار اقتصادی کشورهاست. اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و رشد قیمت سوخت، دولت‌ها و شرکت‌ها را وادار کرده است در مدت کوتاهی الگوی مصرف، ترکیب سوخت و حتی راهبرد امنیت انرژی خود را بازنگری کنند.

آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که اختلال در عبور انرژی از تنگه هرمز، بازار نفت و گاز را با یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های عرضه در تاریخ خود مواجه کرده است. طبق برآورد این نهاد، پیش از بحران روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خام و ۵ میلیون بشکه فرآورده نفتی از هرمز عبور می‌کرد؛ یعنی در مجموع معادل حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت.

در بازار گاز نیز اثر بحران بسیار گسترده بوده است. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده است که در مقطعی نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی گاز طبیعی مایع‌شده با اختلال مواجه شده و همین مسئله قیمت گاز در بازارهای آسیا و اروپا را به‌شدت افزایش داده است. نتیجه این فشار، کاهش مصرف، تغییر سوخت و افزایش انگیزه برای استفاده از منابع جایگزین بوده است.

آیا کاهش مصرف جهانی به معنای کاهش اهمیت نفت و گاز است؟

خیر. کاهش ۲.۵ درصدی تقاضای نفت در سال ۲۰۲۶ به معنای حذف نقش نفت از اقتصاد جهانی نیست. حتی با این کاهش، میانگین مصرف جهانی نفت همچنان حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز خواهد بود. آژانس بین‌المللی انرژی نیز برای سال ۲۰۲۷ بازگشت رشد تقاضا را پیش‌بینی کرده است.

مسئله مهم‌تر، تغییر حاشیه‌ای در ترکیب مصرف است. بحران نشان داده است که وقتی نفت و گاز گران یا کم‌دسترس می‌شوند، بخشی از مصرف می‌تواند به سمت برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، زغال‌سنگ، سوخت‌های جایگزین و فناوری‌های کم‌مصرف حرکت کند.

به همین دلیل، اثر بلندمدت بحران را باید نه فقط با میزان کاهش مصرف نفت و گاز، بلکه با میزان سرمایه‌گذاری و تغییر فناوری ناشی از این کاهش مصرف سنجید.

کاهش مصرف جهانی چه فرصتی برای ایران ایجاد می‌کند؟

تحولات بازار انرژی نشان می‌دهد ایران فقط یک تولیدکننده نفت و گاز نیست، بلکه به دلیل موقعیت جغرافیایی و نقش خود در امنیت انرژی، می‌تواند بر معادلات بازار جهانی اثر بگذارد. تنگه هرمز در این میان مهم‌ترین اهرم ژئواقتصادی ایران است؛ مسیری که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند قیمت، هزینه حمل‌ونقل و تصمیمات مصرف‌کنندگان در بازارهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.

این موقعیت، در صورت مدیریت هوشمندانه، می‌تواند برای ایران علاوه بر ارزش ژئوپلیتیکی، ارزش اقتصادی و درآمدی نیز ایجاد کند. هرچه امنیت عرضه انرژی برای اقتصادهای بزرگ اهمیت بیشتری پیدا کند، موقعیت ایران در زنجیره انرژی منطقه نیز ارزشمندتر می‌شود. از این منظر، تنگه هرمز یک مسیر جغرافیایی نیست؛ بلکه یک اهرم اقتصادی در بازار جهانی انرژی است.

تغییرات اخیر بازار همچنین نشان داده است که شوک انرژی می‌تواند رفتار اقتصادهای بزرگ را تغییر دهد. افزایش هزینه انرژی، تغییر مسیر تجارت، جایگزینی سوخت‌ها و کاهش مصرف بخشی از پیامدهای چنین شوکی است. ایران می‌تواند از این واقعیت برای تقویت نقش خود در بازار انرژی منطقه، توسعه زیرساخت‌های صادراتی و افزایش درآمدهای حاصل از انرژی استفاده کند.

در سطح ژئو‌اقتصادی نیز برخی تحلیل‌ها معتقدند تداوم فشار انرژی می‌تواند هزینه ادامه تقابل با ایران را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد و آنها را به سمت کاهش تنش و مذاکره سوق دهد. با این حال، اینکه این روند را بتوان به‌طور قطعی «شکست آمریکا» یا «عقب‌نشینی اجباری» نامید، نیازمند شواهد سیاسی و نظامی مستقل است و صرفاً از داده‌های بازار انرژی قابل اثبات نیست.

مزیت مهم ایران در چنین شرایطی این است که برخلاف بسیاری از کشورهای مصرف‌کننده، هم منابع عظیم نفت و گاز در اختیار دارد و هم در مجاورت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان قرار گرفته است. اگر این مزیت با سرمایه‌گذاری در زیرساخت، توسعه تجارت انرژی و مدیریت مصرف داخلی همراه شود، می‌تواند جایگاه ایران را از یک صادرکننده مواد خام به یک بازیگر اثرگذار در اقتصاد انرژی منطقه ارتقا دهد.

بنابراین کاهش مصرف جهانی انرژی را نباید صرفاً یک تهدید برای درآمدهای نفتی ایران دید. این تحول می‌تواند همزمان فرصتی برای بازتعریف نقش ایران در بازار انرژی باشد؛ به‌ویژه اگر کشور بتواند از ظرفیت تنگه هرمز، منابع نفت و گاز و موقعیت ترانزیتی خود برای درآمدزایی، افزایش قدرت چانه‌زنی اقتصادی و تقویت جایگاه منطقه‌ای استفاده کند.

نتیجه؛ بحران انرژی، بازار را به سمت مصرف کمتر هل داده است

داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد جنگ با ایران در سال ۲۰۲۶ از یک شوک عرضه فراتر رفته و به تغییر قابل اندازه‌گیری در تقاضای جهانی انرژی منجر شده است. کاهش ۲.۵ درصدی تقاضای نفت و حدود ۲۰ میلیارد مترمکعبی مصرف گاز نشان می‌دهد افزایش قیمت و اختلال عرضه توانسته رفتار مصرف‌کنندگان و صنایع را تغییر دهد.

با این حال، هنوز مشخص نیست چه میزان از این کاهش مصرف دائمی خواهد بود. بخشی از تقاضا با عادی‌شدن تجارت و کاهش قیمت‌ها بازخواهد گشت، اما بخشی دیگر ممکن است به دلیل تغییر فناوری، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های جایگزین باقی بماند. واشنگتن‌پست نیز بر همین عدم قطعیت تأکید کرده است.

پرسش‌های متداول

جنگ اقتصادی علیه ایران چه اثری بر مصرف جهانی انرژی داشته است؟
اختلال در عرضه و افزایش قیمت انرژی باعث کاهش مصرف نفت و گاز، تغییر ترکیب سوخت و افزایش صرفه‌جویی در برخی اقتصادهای بزرگ شده است. آژانس بین‌المللی انرژی کاهش حدود ۲۰ میلیارد مترمکعبی مصرف جهانی گاز در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی کرده است.

چرا افزایش قیمت انرژی باعث کاهش مصرف نفت و گاز می‌شود؟
افزایش قیمت، هزینه مصرف را بالا می‌برد و مصرف‌کنندگان و صنایع را به سمت کاهش مصرف، تغییر سوخت و استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف‌تر سوق می‌دهد. در نتیجه، بخشی از شوک عرضه می‌تواند به کاهش تقاضا تبدیل شود.

آیا کاهش مصرف جهانی به معنای پایان اهمیت نفت و گاز است؟
خیر. بخشی از کاهش فعلی واکنشی به قیمت‌های بالا و اختلال عرضه است. همزمان، نفت و گاز همچنان بخش مهمی از انرژی مورد نیاز اقتصاد جهانی را تأمین می‌کنند و ایجاد جایگزین برای آنها به سرمایه‌گذاری و زمان نیاز دارد.

تنگه هرمز چرا برای اقتصاد انرژی جهان اهمیت دارد؟
هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است. اختلال در این مسیر می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، بیمه، قیمت نفت و گاز و هزینه تولید در کشورهای مصرف‌کننده را افزایش دهد؛ به همین دلیل امنیت این مسیر مستقیماً با ثبات بازار جهانی انرژی ارتباط دارد.

جنگ اقتصادی چگونه می‌تواند نقش ایران را در بازار انرژی تغییر دهد؟
بحران نشان داده است که قدرت انرژی فقط به حجم ذخایر و تولید محدود نیست. ترکیب منابع نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی، تنگه هرمز و ظرفیت‌های ترانزیتی می‌تواند در صورت ایجاد زیرساخت و سازوکارهای پایدار تجارت، نقش اقتصادی ایران در منطقه را افزایش دهد.

آیا ایران می‌تواند از موقعیت انرژی خود درآمد بیشتری ایجاد کند؟
این ظرفیت وجود دارد، اما تحقق آن به عواملی مانند افزایش ظرفیت تولید، سرمایه‌گذاری در زیرساخت، مسیرهای مطمئن صادرات و تجارت انرژی و ایجاد قراردادهای پایدار بستگی دارد. بنابراین موقعیت جغرافیایی به‌تنهایی درآمد ایجاد نمی‌کند و باید به ظرفیت اقتصادی قابل استفاده تبدیل شود.

منابع گزارش

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما