-
اندازه متن
+
در جریان نشستهای دیپلماتیک و اقتصادی اخیر در کابل، مقامات راهآهن ایران و معاونت اقتصادی نخستوزیری افغانستان بر سر یک جهش عملیاتی در حوزه حملونقل ریلی به توافق رسیدند. بر این اساس، ظرفیت ماهانه جابهجایی کالا از مرز ریلی شمتیغ که در ابتدای سال جاری تنها ۵ هزار تن بود و اکنون به ۷۰ هزار تن رسیده است، قرار است در گام بعدی به ۱۰۰ هزار تن افزایش یابد. این تصمیم، زیربنای شکلگیری یک کریدور استراتژیک میان ایران، افغانستان و چین محسوب میشود که مسیر هرات به مزارشریف حلقه مفقوده آن است.
راهآهن خاف-هرات؛ نبض تپنده تأمین کالاهای اساسی
راهآهن خاف-هرات نه تنها یک پروژه زیرساختی، بلکه به گفته مقامات افغان، ابزاری کلیدی برای تضمین جریان پایدار کالاهای اساسی به این کشور است. در این راستا، پیشنهاد مشارکت فعال بخش خصوصی دو کشور در تأمین مالی پروژههای ریلی جدید مطرح شده است؛ مدلی که در آن معادن غنی افغانستان میتوانند به عنوان پشتوانه مالی و ضامن بازگشت سرمایه برای شرکتهای فنی و مهندسی ایران عمل کنند. در کنار توسعه ریلی، بخش خصوصی ایران نیز با امضای قراردادهایی به ارزش ۱۴۰ میلیون دلار در حوزههای انرژی، از جمله احداث نیروگاه خورشیدی ۱۰۰ مگاواتی و همکاریهای ساختمانی، نفوذ خود را در بازار همسایه شرقی تقویت کرده است.عبور از تجارت پیلهوری به سمت مشارکت صنعتی
روابط اقتصادی ایران و افغانستان در حال عبور از یک مرحله سنتی و صرفاً صادراتمحور به سمت یک «شراکت ساختاری» است. پیشنهاد تأسیس مرکز مشترک فرآوری مواد معدنی در مرز، هوشمندانهترین استراتژی برای بهرهبرداری از مزیتهای نسبی دو طرف است: افغانستان دارای ذخایر عظیم معدنی است و ایران دارای تکنولوژی فرآوری و انرژی لازم. واقعیت این است که حضور ایران در بازار افغانستان علیرغم اشتراکات فرهنگی، با رقابت شدید شرکتهای چینی، ترکیهای و ازبکستانی روبروست. اگر ایران نتواند زیرساختهای لجستیکی و مسیرهای بانکی خود را سریعتر از رقبا بروزرسانی کند، سهم بازار خود را از دست خواهد داد. امضای نقشه راه توسط اتاق بازرگانی ایران (ICCIMA) و تأکید بر «کشت فراسرزمینی» در افغانستان برای محصولاتی مانند چغندرقند و دانههای روغنی، نشاندهنده درک درست از ضرورت موازنه تجاری است؛ یعنی ما باید از افغانستان کالا بخریم تا آنها هم توان مالی خرید کالا از ما را داشته باشند.کشاورزی و سلامت؛ جبهههای جدید همکاری
در حالی که تمرکز اصلی بر ریل و معدن است، دو حوزه دیگر به عنوان فرصتهای طلایی شناسایی شدهاند؛ ۱_ کشت فراسرزمینی: پیشنهاد استفاده از زمین و نیروی کار افغان همراه با تکنولوژی و بذر ایرانی برای تولید محصولات مورد نیاز بازار ایران (مانند پنبه و دام) ۲_ سلامت و دارو: تلاش برای ساخت بیمارستانهای مشترک و ثبت داروهای ایرانی در افغانستان. با توجه به کاهش وابستگی کابل به داروهای پاکستانی، بازار دارو و تجهیزات پزشکی ایران فرصتی بینظیر برای جایگزینی در این بازار ۱.۴ میلیارد دلاری (ارزش تخمینی نیازها) دارد. از نگاه واقعبینانه و میانمدت، این توافقات نشاندهنده ایجاد یک بلوک اقتصادی محلی است که تحریمهای بینالمللی را به حاشیه میراند. بدنه بازار و فعالان اقتصادی در خراسان و هرات، این توسعه ریلی را به معنای کاهش هزینههای حملونقل و افزایش حاشیه سود درک میکنند. انتقال دانش فنی از ایران به افغانستان، نه یک تهدید برای تولید داخلی، بلکه راهکاری برای ایجاد ثبات در مرزها و تضمین بازاری دائمی برای کالاهای واسطهای ایران است.چشمانداز آینده؛ جاده ابریشم نوین از قلب کابل میگذرد
اگر هدفگذاری ۱۰۰ هزار تنی در ماه محقق شود و راهآهن مزارشریف به شبکه ریلی متصل گردد، ایران به اصلیترین درگاه ورود کالا به افغانستان و معبر ترانزیتی این کشور به آبهای آزاد (بندر چابهار) تبدیل خواهد شد. تشکیل کمیتههای مشترک برای رفع موانع گمرکی و استانداردسازی فرآیندها، گام نهایی برای تبدیل این تفاهمنامهها به قراردادهای اجرایی است. در نهایت، موفقیت این نقشه راه منوط به پایداری سیاسی و سرعت عمل بخش خصوصی در مواجهه با رقبای قدرتمند منطقهای است. ایران با تکیه بر تجربه صنعتی خود در بخش فولاد و معدن، میتواند معمار نوین اقتصاد افغانستان باشد، مشروط بر اینکه بروکراسی اداری در مرزها، مانع از سرعت قطار توسعه نشود.نویسنده
Post Views: 18
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟