یادداشت دکتر شین الیور، رئیس راهبرد سرمایهگذاری و اقتصاددان ارشد AMP
با اینکه از همان ابتدا تنگه هرمز که روزانه ۲۰ تا ۲۵ درصد عرضه جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند بسته شد، بازار نفت و سرمایهگذاری در ابتدا نسبتاً آرام به جنگ آمریکا/اسرائیل با ایران واکنش نشان دادند. اما با ادامه جنگ و بسته ماندن عملی تنگه، نااطمینانی تشدید شده است.
در آستانه هفته دوم جنگ، قیمت نفت تا 119 دلار بالا رفت؛ زیرا سرعت حملات پهپادی و موشکی ایران به همسایگانش دوباره افزایش یافت، تصمیم ایران برای جانشینی آیتالله علی خامنهای با پسرش نشان داد که ایران عجلهای برای تسلیم ندارد، چند کشور خلیج فارس تولید نفت و گاز را متوقف کردند و ترامپ جهش قیمت نفت را بهای بسیار کوچکی توصیف کرد.
سپس قیمتها تا حدود 83 دلار سقوط کرد، وقتی ترامپ گفت ممکن است جنگ خیلی زود تمام شود و تقریباً کامل است. اما نااطمینانی همچنان بالاست، چون او همچنین گفت باور ندارد این هفته تمام شود و تا شکست کامل و قاطع دشمن کوتاه نمیآید و نیروهای آمریکا هنوز به اندازه کافی پیروز نشدهاند. بنابراین نفت دوباره تا حدود ۸۹ دلار برگشت. به خاطر نگرانی از ضربه به رشد. این یادداشت به شکل پرسش و پاسخ به موضوعات کلیدی میپردازد.
نفت تا کجا میرود؟
با جهش دیروز، قیمت نفت تقریباً نسبت به کفهای ابتدای امسال دو برابر شد و به سطحهای ابتدای جنگ اوکراین برگشت. تحریم نفتی اوپک در ۱۹۷۳ باعث چهار برابر شدن قیمتها شد و شوک دوم نفتی در ۱۹۷۹ سه برابر شدن را رقم زد. هر دو ناشی از کاهش عرضه بود و شوک دوم به دنبال انقلاب ایران حدود ۵ درصد عرضه را کاهش داد.

در حالی که ترامپ درباره بازگشایی تنگه هرمز وعده داده، فعلاً تنگه عملاً بسته است؛ یعنی ضربه ۲۰ تا ۲۵ درصدی به عرضه جهانی نفت و گاز. نگاه خوشبینانه میگوید اگر برخی خطوط لوله فعال شوند، ضربه شاید به ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یابد. اما چون تقاضای نفت در کوتاهمدت کمکشش است، چنین اختلالی میتواند قیمت را در صورت تداوم، به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برای هر بشکه سوق دهد، چون ذخایر کاهش مییابد. آزادسازی احتمالی ذخایر گروه ۷ اگر واقعاً انجام شود شاید موقتاً کمک کند، اما اگر جنگ و اختلال ادامه پیدا کند اثرش کوتاه خواهد بود.
اثر سرریز به قیمت بنزین چیست؟
در استرالیا، هر ۱ دلار افزایش قیمت نفت بهطور متوسط حدود ۱ سنت در هر لیتر به قیمت بنزین اضافه میکند. بنابراین اگر نفت مدتی حوالی ۱۰۰ دلار بماند یعنی ۴۰ تا ۵۰ دلار بالاتر از کفهای ژانویه و معادل افزایش حدود ۴۰ تا ۵۰ سنت در هر لیتر بنزین.

معمولاً ۷ تا ۱۰ روز طول میکشد تا این اثر کامل در پمپها دیده شود، اما قیمتها همین حالا هم تا حدی بالا رفته، هم به خاطر چرخههای تخفیفگذاری در برخی شهرها و هم به دلیل عقبافتادگی نسبت به افزایشهایی که پیش از آغاز جنگ رخ داده بود.
تهدید برای رشد اقتصادی چیست؟
قیمت بالاتر نفت و گاز فعالیت اقتصادی را تضعیف میکند، چون مثل یک مالیات روی کسبوکارها و مصرفکنندگان عمل میکند و پول کمتری برای خرج در بخشهای دیگر باقی میگذارد. جهشهای گذشته قیمت نفت در رکودهای آمریکا و جهان نقش داشتهاند. تهدید معمولاً وقتی جدی میشود که نفت دو برابر شود؛ اتفاقی که از ابتدای سال تقریباً رخ داده، دستکم با جهش دیروز، هرچند اگر از منظر سالبهسال نگاه کنیم کمتر است.

کاهش ۶۰ تا ۷۰ درصدی شدت مصرف نفت در تولید ناخالص داخلی نسبت به دهه ۱۹۷۰، به لطف بهرهوری انرژی و بزرگتر شدن سهم خدمات در اقتصاد آمریکا، جهان و استرالیا، به این معناست که اثرات امروز کمتر از گذشته است. برآوردهای تقریبی گلدمن ساکس نشان میدهد جهش نفت به حدود ۱۰۰ دلار میتواند طی یک سال آینده حدود 0.4 درصد از رشد جهانی کم کند.
هرچند استرالیا هم صادرکننده خالص انرژی است، اما احتمالاً بهدلیل کاهش اعتماد مصرفکننده و کسبوکار و همچنین افت درآمد واقعی خانوارها به واسطه بنزین گرانتر، ضربهای هممقیاس به رشد میخورد. برآورد تقریبی ما این است که نفت ۱۰۰ دلاری و اثر آن بر بنزین، برای خانوار متوسط استرالیایی هفتهای ۱۴ دلار یا سالانه حدود ۷۳۰ دلار هزینه اضافی ایجاد میکند و توان خرجکردن را کم میکند.
همزمان، شاخصهای اعتماد مصرفکننده در پایان هفته گذشته با تشدید جنگ، حدود ۷ درصد سقوط کرده که احتمالاً مصرف را پایین میآورد.

اثر بر تورم چیست؟
برآورد تقریبی ما این است که نفت حدود ۱۰۰ دلار بهطور مستقیم حدود 0.8 درصد به تورم استرالیا اضافه میکند و آن را به حدود 4.6 درصد سالانه میرساند. شاید 0.1 تا 0.2 درصد هم از مسیر هزینه حملونقل و اثر بر کالاهایی مثل کود شیمیایی و پلاستیک که به نفت وابستهاند اضافه شود، اما این میتواند از منظر تورم هستهای با کاهش قدرت قیمتگذاری به دلیل افت تقاضا تا حدی خنثی شود.
برای نرخ بهره استرالیا چه معنایی دارد؟
برای RBA، پیامدها مبهم اما متمایل به نرخهای بالاتر است. استدلال برای افزایش این است که تورم از قبل بالای هدف است و جهش تورم سرفصل به بالای 4 درصد میتواند انتظارات تورمی را بالا ببرد و بازگشت تورم به هدف را سختتر کند؛ احتمالاً همین نگرانیهاست که لحن تندتر رئیس RBA، خانم بولاک در هفته گذشته را توضیح میدهد. استدلال برای ثابت نگه داشتن نرخ این است که اگر جنگ طی چند هفته پایان یابد، جهش تورمی ممکن است کوتاه باشد و اثر منفی جنگ بر تقاضا میتواند تورم هستهای را پایینتر بیاورد. در مجموع انتظار داریم RBA تا ماه مه صبر کند، اما در این فاصله لحن انقباضیتری داشته باشد.
چرا بازار سهام افت کرده؟
سهام افت کرده چون جهش قیمت نفت ترکیبی منفی تورم بالاتر، بازده اوراق بالاتر و احتمال افزایش نرخ بهره از یک سو و رشد و سود شرکتها پایینتر از سوی دیگر میسازد. این در زمانی رخ داده که ابهام درباره اثرات مخرب هوش مصنوعی و ارزشگذاریهای کشیده نیز وجود دارد؛ بنابراین سهام مستعد اصلاح بود و جنگ میتواند جرقه آن را زده باشد. دیدگاه ما این بوده که اگرچه سهام جهانی و استرالیا امسال میتواند بازده قابل قبول داشته باشد، اما احتمال یک اصلاح حدود ۱۵ درصدی در مسیر وجود دارد.
چرا دلار آمریکا بالا رفته و دلار استرالیا پایین آمده؟
در فضای ریسکگریزی، دلار آمریکا تقویت میشود، چون صادرکننده خالص نفت و انرژی است، بهویژه در برابر یورو که واردکننده خالص انرژی است.
دلار استرالیا بهخاطر نگرانی از رشد جهانی تضعیف شده، اما بالای 0.7 دلار آمریکا مانده چون استرالیا اگرچه واردکننده خالص نفت است، صادرکننده خالص انرژی محسوب میشود و از قیمت بالاتر گاز منتفع میشود. همچنین بازار هنوز انتظار دارد RBA نرخها را بالا ببرد، در حالی که انتظار برای فدرالرزرو کاهش نرخ است.
ترامپ تحت فشار بالایی است که جنگ را کوتاه نگه دارد و از اعزام نیرو روی زمین اجتناب کند. نظرسنجیها حمایت 27 درصدی از این جنگ در آمریکا نشان میدهد. این درحالی است که در جنگ عراق و افغانستان این حمایت بیش از 70 درصد بود. بخش بزرگی از پایگاه ماگا هم با انگیزه دوری از جنگها شکل گرفته و افزایش قیمت بنزین برای انتخابات میاندورهای خبر بدی است. احتمالها برای دو سناریوی اصلی چنین میماند:
- جنگ محدود با احتمال ۶۰ درصد: سناریوی پایه ما این است که جنگ محدود بماند و ترامپ احتمالاً طی هفتههای آینده راهی برای اعلام پیروزی پیدا کند. این ممکن است هنوز چند هفته طول بکشد، بنابراین نفت شاید قبل از پایین آمدن، باز هم بالا برود و سهام هم قبل از برگشت، ممکن است کمی بیشتر افت کند. این سناریو میتواند به معنای فرصت فروش در نفت و فرصت خرید در سهام باشد، هرچند زمانبندی آن دشوار است.
- جنگ طولانی با احتمال ۴۰ درصد: حتی اگر ترامپ بخواهد زود اعلام پیروزی کند، ایران ممکن است همراهی نکند و انگیزه دارد با بالا نگه داشتن قیمت نفت، هزینه سیاسی و اقتصادی را برای ترامپ و مصرفکنندگان آمریکایی بیشتر کند. ایران تا اینجا سرسختی نشان داده و رهبر جدید هم پیام عدمعقبنشینی میدهد.
همچنین امکان دارد ایران وارد آشوب داخلی شود و گروههای مختلف نظامی همچنان کشتیها را در تنگه تهدید کنند. این میتواند آمریکا را به حضور طولانیتر مجبور کند و اختلال نفت را طولانیتر سازد؛ تا جایی که نفت میتواند به ۱۵۰ دلار و بالاتر برسد و باعث افت شدید و پایدار سهام شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟