شوک تازهترین اعلامیه دونالد ترامپ برای اعمال «تحریم ۱۰۰ درصدی» علیه ایران، این بار نه صرفاً در دیپلماسی که در نقشه جغرافیایی کشور بازتاب یافته است. نشریه آمریکایی نیوزویک در گزارشی راهبردی، بر این نکته تأکید دارد که شریانهای زمینی ایران -که به ۷ کشور همسایه متصل است- بهعنوان خط مقدم دوم «جنگ اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی در حال احیا شدن هستند. در شرایطی که ناوهای جنگی آمریکا مسیر خلیج فارس و دریای عمان را به گلوگاههای تنگ برای تجارت دریایی تبدیل کردهاند، محور تجارت از بنادر جنوبی به سمت گذرگاههای خاکی، راهآهنهای شرقی و کریدور شمال-جنوب در حال چرخش است.
این تغییر استراتژیک، که ریشه در مفهومی به نام «اقتصاد مقاومتی» دارد، فراتر از یک واکنش مقطعی عمل میکند. تهران با بازتعریف نقش همسایگان خود -از عراق و ترکیه گرفته تا پاکستان و جمهوریهای آسیای مرکزی- تلاش دارد شبکهای از مبادلات غیردریایی ایجاد کند که رهگیری آن توسط نیروی دریایی آمریکا ناممکن باشد. با این حال، نیوزویک هشدار میدهد که این راهبرد با چالشهای مقیاس و بهرهوری مواجه است و نمیتواند جایگزین ظرفیت عظیم جابهجایی کانتینرها و محمولههای فلهای از طریق دریا شود.
5 کلید ژئوپلیتیک برای عبور از محاصره؛ نقش هر همسایه در معادلات جدید تجاری ایران
آسیبشناسی اقتصادی ایران در دهه ۱۴۰۰ نشان میدهد که وابستگی به دریا، کشور را در برابر سیاستهای تحدیدکننده دریایی آمریکا آسیبپذیر کرده است. اما کریدورهای زمینی با ۷ همسایه، نه تنها یک «دور زدن» ساده، بلکه یک «توزیع ریسک» هوشمندانه را ممکن ساختهاند. از کریدور شرقی پاکستان که دسترسی به اقیانوس هند را تسهیل میکند تا خط لوله معکوس گاز از طریق جمهوری آذربایجان، هر یک از این مسیرها، یک قطعه از پازل بقای اقتصادی ایران در دوران تحریمهای حداکثری هستند.
۵ نکته تحلیلی شمارهگذاریشده:
۱. عراق؛ شاهراه مالی ۱۰ میلیارد دلاری با ریسک سیاسی صفر:
عراق با بیش از ۱۰ میلیارد دلار گردش تجاری سالانه و وابستگی ۱۰۰ درصدی به گاز و برق ایران، نه تنها مهمترین همسایه تجاری، بلکه امنترین مسیر دور زدن تحریمها محسوب میشود. با وجود فشار واشنگتن برای قطع این رابطه، بغداد عملاً از پیوستن به «عملیات طرد اقتصادی» خودداری کرده و حتی مقامات قضایی آن در سفر به تهران، مخالفت صریح خود با این سیاست را اعلام کردهاند. با این حال، ریسک اصلی این مسیر، نوسانات سیاسی داخلی عراق و فشار گروههای نیابتی برای تغییر معادلات ارزی است که میتواند شوک نقدینگی را به اقتصاد ایران منتقل کند.
۲. ترکیه؛ کریدور طلایی به اروپا در سایه قرارداد F-35:
حجم تجارت ۵ تا ۶ میلیارد دلاری ایران و ترکیه، آنکارا را به دومین شریک استراتژیک تهران تبدیل کرده است. اردوغان که اخیراً در اجلاس ناتو از سوی ترامپ تمجید شده، میان «روابط ویژه با واشنگتن» و «منافع تجاری با تهران» در حال راه رفتن روی طناب است. اما کارزار جدید کاخ سفید برای هدفگیری واسطههای تجاری ایران، محاسبات آنکارا را پیچیده میکند؛ چرا که ترکیه در ازای خرید جنگندههای F-35، نیازمند همراهی با آمریکا در مهار صادرات کالاهای استراتژیک به ایران است. دادههای گمرکی نشان میدهد که در نیمه اول ۲۰۲۶، صادرات ترکیه به ایران با کاهش ۱۲ درصدی مواجه شده که میتواند هشداری برای ریسکهای آتی این کریدور باشد.
۳. پاکستان؛ تقاطع اقیانوس هند و بازی با ۶ گذرگاه مرزی:
پاکستان با گشایش ۶ مسیر تجاری از بنادر کراچی و گوادر به مرزهای گبد و تفتان، عملاً یک خط حیاتی به اقیانوس هند برای ایران گشوده است. هرچند حجم تجارت ۲.۸ میلیارد دلاری این رابطه عدد قابل توجهی نیست، اما نقش اسلامآباد در میانجیگری سیاسی و ارائه مسیرهای جایگزین برای محمولههای ترانزیتی، بسیار فراتر از آمارهای رسمی است. با این حال، سابقه تنشهای مرزی در منطقه بلوچستان (که در ژانویه ۲۰۲۴ به حملات متقابل انجامید) نشان میدهد که این مسیر، همیشه در معرض ریسکهای امنیتی و اختلافات قومی است که میتواند شریان ترانزیتی را یکشبه مسدود کند.
۴. جمهوری آذربایجان و ترکمنستان؛ محور گازی و کریدور INSTC در آتش تقابلها:
کریدور شمال-جنوب (INSTC) که از طریق جمهوری آذربایجان و ترکمنستان میگذرد، یک مسیر حیاتی برای اتصال هند به روسیه و اروپا محسوب میشود. ایران در تلاش است با تکمیل خط آهن رشت-آستارا، سهم خود را از این بازار ترانزیتی ۳۰ میلیارد دلاری افزایش دهد. اما جنگ اوکراین و حملات پهپادی به تأسیسات خزر، این مسیر را به یک خط مقدم تبدیل کرده است. از سوی دیگر، توافق پنهان تهران-باکو-مسکو برای انتقال گاز روسیه به ایران از طریق خاک آذربایجان (در ازای سوآپ گازی) نشان میدهد که انرژی، میتواند مناسبات فراز و نشیب سیاسی را تحتالشعاع قرار دهد و یک هسته مرکزی برای بقای تجارت انرژی ایران تشکیل دهد.
۵. افغانستان و ارمنستان؛ کریدورهای فرعی با پتانسیل اتصال به EAEU:
اگرچه سهم تجاری افغانستان و ارمنستان در سبد صادرات ایران ناچیز است (کمتر از ۱ میلیارد دلار برای هر کدام)، این دو کشور نقش «پل ارتباطی» به بلوکهای بزرگ اقتصادی را ایفا میکنند. افغانستان، بازار مطمئنی برای سوخت، برق و مواد غذایی ایران فراهم کرده و طالبان بهعنوان یک شریک اقتصادی قابلاعتماد، به تعهدات تجاری خود پایبند بوده است. ارمنستان نیز از طریق عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU)، دروازه ورود ایران به یک بازار ۲۰۰ میلیون نفری با تعرفههای ترجیحی است. اما ریسک عمده این دو کریدور، بیثباتی سیاسی در افغانستان و تغییر موازنه قفقاز به نفع جمهوری آذربایجان و ترکیه است که میتواند این مسیرها را به حاشیه براند.
آیا کریدورهای زمینی میتوانند سدّی در برابر سونامی دریایی باشند؟
تحلیل دادههای ترانزیتی نشان میدهد که حداکثر ظرفیت جابهجایی زمینی و ریلی ایران، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد حجم تجارت دریایی ۱۵۰ میلیون تنی سالانه از طریق خلیج فارس و دریای عمان است. این یعنی استراتژی «توزیع ریسک» نمیتواند جایگزین «حجم از دست رفته» شود و صرفاً یک تاکتیک باقیماندگی برای تأمین کالاهای اساسی و نهادههای صنعتی سبک محسوب میشود. در سناریوی خوشبینانه، در صورتی که کریدور شرقی (چین-پاکستان) و کریدور شمالی (روسیه-قفقاز) با سرمایهگذاری جدی همراه شوند، امکان افزایش ۱۵ درصدی ظرفیت ترانزیتی ایران تا پایان ۱۴۰۶ وجود دارد.
با این حال، مسألهای که نیوزویک بهدرستی به آن اشاره کرده، متغیر چین است. بانکهای بزرگ چینی که هماکنون نقش مرکزی در تسویه مالی ایران دارند، در صورت هدفگیری گسترده توسط وزارت خزانهداری آمریکا، میتوانند بازار انرژی ایران را با شوک ورشکستگی مواجه کنند. در این میان، آنچه مسلم است، ادامه رقابت ژئوپلیتیک بر سر «مسیرهای تجاری» بهعنوان یکی از پیچیدهترین بازیهای اقتصادی قرن خواهد بود؛ بازی که برگ برنده آن، نه اسکلههای بزرگ، که نقشه پیچیده مرزهای خاکی و اراده همسایگان برای همراهی یا همراهی نکردن با واشنگتن است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟