بازار جهانی نفت بار دیگر نبض خود را به تنگۀ هرمز سپرده است. با وجود ادعاهای سیاسی مبنی بر کنترل این آبراه استراتژیک، قیمت نفت برنت پس از افت ۷ درصدی در هفتۀ گذشته، مجدداً مسیر صعودی در پیش گرفته و در معاملات اخیر به حوالی ۸۹ دلار در هر بشکه رسیده است. این واکنش تند قیمتها، پیامی روشن برای فعالان اقتصادی دارد: ریسک اختلال در عبور روزانۀ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گلوگاه، هنوز از معادلات بازار حذف نشده است.
آنچه این گزارش را از یک خبر معمولی قیمت نفت متمایز میسازد، ابعاد چندگانۀ بحران پیشروست. از یک سو، کاهش ذخایر استراتژیک نفت کشورهای OECD، از سوی دیگر بهبود واردات چین و در نهایت، ناتوانی مسیرهای جایگزین در جبران حجم عظیم عبوری از هرمز، دستبهدست هم دادهاند تا سناریوی ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلاری برای هر بشکه، دیگر یک پیشبینی دور از ذهن نباشد. در این گزارش، ابعاد مختلف این بحران بالقوه را از منظر دادههای اقتصادی و تحلیلهای کارشناسی بررسی میکنیم.
پنج شاخص کلیدی در بحران نفتی هرمز
در ادامه، پنج مؤلفۀ محوری که آیندۀ قیمت نفت را تحت تأثیر قرار میدهند، بررسی و تحلیل میشوند:
۱. حجم عبوری ۲۰.۹ میلیون بشکهای؛ رقمی کمسابقه و غیرقابلجایگزین
طبق آخرین دادههای ادارۀ اطلاعات انرژی آمریکا، جریان نفت از تنگۀ هرمز در نیمۀ نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز بوده که معادل یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان را شامل میشود. در این میان، حدود ۸۰ درصد این محمولهها راهی بازارهای آسیایی، بهویژه چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی میشوند. آنچه این آمار را هشداردهنده میکند، ناتوانی مسیرهای جایگزین در جبران این حجم است. مجموع ظرفیت خطوط لولۀ عربستان و امارات برای دورزدن هرمز، تنها ۴.۷ میلیون بشکه در روز برآورد شده که کمتر از یکچهارم جریان عادی این تنگه است.
۲. کاهش بیش از ۷ درصدی در هفتهای که توافق نزدیک بود
هفتۀ گذشته، قیمت نفت برنت تحت تأثیر خوشبینی نسبت به احتمال حصول توافق میان تهران و واشنگتن، بیش از ۷ درصد کاهش یافت. با این حال، محقق نشدن این توافق و باقی ماندن ابهامات، باعث شد بخش عمدۀ این افت جبران شود و برنت بار دیگر به کانال ۸۹ دلاری بازگردد. این نوسان شدید، نشاندهندۀ حساسیت بالای بازار به هرگونه خبر سیاسی مرتبط با هرمز است و ثابت میکند که «پریمیوم ریسک» این آبراه، همچنان در دل قیمتهای نفت جای دارد.
۳. بهبود واردات چین؛ عاملی برای تشدید فشار بر عرضه
یکی از متغیرهای کلیدی که میتواند معادلۀ قیمت را در هفتههای آینده بر هم بزند، رفتار چین بهعنوان بزرگترین واردکنندۀ نفت جهان است. دادههای جدید نشان میدهد واردات نفت خام چین در ماه ژوئیه بهبود یافته و تحلیلگرانی مانند آمریتا سن از Energy Aspects بر این باورند که قیمت نفت نمیتواند برای مدت نامحدود در سطوح پایین باقی بماند. با توجه به اینکه چین و هند در مجموع ۴۴ درصد از نفت عبوری از هرمز را دریافت میکنند، افزایش مجدد تقاضای آسیا همزمان با محدود ماندن عرضه، میتواند تعادل شکنندۀ فعلی را بهسرعت بر هم بزند.
۴. کاهش ذخایر OECD؛ هشدار برای جهش قیمت
کیران تامپکینز، اقتصاددان ارشد کپیتال اکونومیکس، نسبت به کاهش سریع ذخایر نفت کشورهای OECD هشدار داده است. بر اساس سناریوی او، در صورت تداوم بنبست در هرمز، بازار با کاهش شدید موجودیها مواجه شده و قیمتها میتوانند به محدودۀ ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلار در هر بشکه وارد شوند. این پیشبینی که مبتنی بر تحلیل عرضه و تقاضاست، زنگ خطری جدی برای اقتصادهای وابسته به واردات نفت، بهویژه در آسیا و اروپا، محسوب میشود.
۵. فاصلۀ اظهارات سیاسی از واقعیت بازار؛ درس تازهای از هرمز
یکی از نکات قابلتأمل در تحولات اخیر، فاصلۀ چشمگیر میان ادعاهای سیاسی و رفتار بازار است. دونالد ترامپ مدعی کنترل «صد درصدی» تنگۀ هرمز شده، با این حال افزایش قیمت نفت نشان میدهد معاملهگران چنین اظهاراتی را برای رفع ریسک عرضه کافی نمیدانند. بازار نفت بیش از آنکه به اعلام کنترل یک مسیر دریایی توجه کند، به حجم واقعی نفت عبوری، امنیت کشتیرانی، هزینههای بیمه و چشمانداز هفتههای آینده چشم دوخته است.
آیا سناریوی ۱۴۰ دلاری، کابوسی جدی برای اقتصاد جهانی است؟
پاسخ به این سؤال، به دو عامل کلیدی گره خورده است: نخست، مدت زمان تداوم بنبست در هرمز و دوم، سرعت واکنش بازیگران بزرگ مصرفکننده برای جایگزینی منابع یا مهار تقاضا.
بر اساس تحلیلهای موجود، هماکنون بازار میان دو سناریو قیمتگذاری میکند: بازگشت نسبتاً سریع جریان انرژی از سویهای، و طولانیشدن محدودیت هرمز از سوی دیگر. افزایش مجدد قیمتها در روزهای اخیر نشان میدهد که تعادل فعلی به نفع سناریوی دوم در حال حرکت است. در این میان، دو عامل میتواند وضعیت را بحرانیتر کند: نخست، کاهش ذخایر OECD که اکنون به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده و دوم، افزایش تقاضای فصلی چین که میتواند فشار مضاعفی بر عرضه وارد کند.
با این حال، یک عامل بازدارنده نیز وجود دارد: در صورت جهش شدید قیمتها، احتمال کاهش تقاضا و حتی ورود رکود به اقتصادهای بزرگ، میتواند از شدت افزایش قیمتها بکاهد. اما آنچه مسلم است، این است که بازار نفت، بار دیگر درگیر معمایی شده که حل آن، بیش از هر چیز به تحولات سیاسی-امنیتی در کرانۀ شمالی خلیجفارس بستگی دارد. تا زمانی که ابهامات درباره امنیت کشتیرانی در هرمز پابرجاست، نفت همچنان با یک «پریمیوم ریسک» قابلتوجه معامله خواهد شد و هرگونه اختلال واقعی، میتواند موج جدیدی از تورم جهانی را بهدنبال داشته باشد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟