مصرف گاز در بخش خانگی وابسته به رفاه نیست، مشکل اصلی در ناکارآمدی ساختمانها و تجهیزات است. عدم همبستگی میان رفاه و مصرف گاز؛ کمدرآمدها حتی بیشتر از پردرآمدها گاز میسوزانند. بر اساس گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس تحت عنوان «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی براساس دهک های اقتصادی» ، میانگین مصرف سالیانه گاز خانوارها در سال1402 حدود ۲۳۲۸ متر مکعب است. هنگامیکه خانوارهابراساس صدکهای رفاهی ازکمبرخوردارترینتابرخوردارترینمرتبمیشوند،مشاهده میشودکه تفاوت مصرف میان صدکها تنها حدود ۱۰ درصد نوسان دارد و الگوی مصرف تقریباً یکنواخت است. جالب این است که خانوارهای کمدرآمد (صدکهای ۱ تا ۵۰) با میانگین ۲۴۰۴ متر مکعب، حتی اندکی بیشتر از خانوارهای پردرآمد (صدکهای ۵۰ تا ۱۰۰) گاز مصرف کردهاند. در نتیجه، فرض «مصرف بیشتر گاز توسط اقشار مرفه» در سطح کلان نادرست است و سیاستگذاری نباید بر این باور اشتباه استوار شود.
بررسیریشهمصرف بالایدهکهایپایین:تجهیزاتفرسودهوعایقبندیضعیف
یکی دیگر از نکاتی که میتوان بررسی کرد، بررسی الگوی مصرف بخش خانگی براساس مساحت ساختمان است. با بررسی نسبت مصرفگاز بر اساس مساحتزیر بنای ساخنمان، تصویر دقیقتری برای ما روشن میشود. بهازای هر متر مربع، خانوارهای دهکاول رفاهی بهطور میانگین ۲۳ متر مکعب گاز مصرف میکنند، در حالیکه این رقم برای دهک آخر به ۱۷ متر مکعب کاهش مییابد. این تفاوت ۲۶ درصدی نشان میدهد که خانوارهای کمبرخوردار برای دستیابی به همان سطح آسایش حرارتی، به دلیل نداشتن تجهیزات گرمایشی با راندمان بالا و عایقبندی نامناسب ساختمان، ناچار به مصرف گاز بیشتری هستند. بنابراین، پرمصرفی در این گروه نه از روی رفاه، بلکه ازتجهیزاتفرسوده و عایقبندی نامناسب نشأت گرفته است.
تمرکز صرف سیاستگذاری بر مصارف لوکس راهکار رفع ناترازی نیست
براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بررسی دادههای مصرف مشترکین نشان میدهد، اگرچه در هزارک بالای مصرفی، میزان مصرف به شکل قابل توجهی افزایش یافته که این موضوع ناشی از مصارف رفاهی آن دسته از خانوارها در ویلاها و استخرها بوده است، اما عمده گاز طبیعی کشور در بخش خانگی توسط طیف وسیعی از مردم در گروههای درآمدی مختلف مصرف شده است. بررسی دادهها نشان داد سهم ویلا دارها و خانه¬های لاکچری که از جمله مصارف لوکس محسوب می¬شوند، در کل مصرف گاز خانگی بسیار محدود است و تنها ۰.۱ درصد از مشترکین (پرمصرفترینها) حدود ۰.۵ درصد از کل مصرف را به خود اختصاص دادهاند.
بنابراین سایر افراد 99.5 درصد از مصرف را به خود اختصاص دادهاند. نکته حائز اهمیت آن است که بررسی 10 درصد پرمصرف از پر مصرف ترینها نشان میدهد، نزدیک به ۵۰ درصد از مصرف، متعلق به دهکهای پایین درآمدی بوده است. این بدان معنی است که پر مصرفها فقط افراد دارای رفاه نبوده و بخش قابل توجهی از پر مصرفها افراد خاضر در دهکهای درآمدی پایین هستند.
بنابراین، محدود کردن سیاستهای مدیریت مصرف به جریمه مصارف لوکس، تأثیر چشمگیری در کاهش ناترازی ندارد. راهکار مؤثر، اجرای تدریجی اصلاحات قیمتی و نه اقداماتی نظیر شوک درمانی در کنار طرحهای بهینهسازی مانند کارور گاز طبیعی با اولویت دهکهای پایین است تا ضمن کاهش مصرف، عدالت اجتماعی نیز رعایت شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟