اقتصاد جهانی در سالهای اخیر وارد دورهای شده که در آن امنیت مسیرهای انتقال انرژی و کالا، به اندازه خود منابع اهمیت پیدا کرده است. وابستگی شدید کشورها به چند گذرگاه محدود دریایی باعث شده هرگونه تنش در این مناطق، اثر خود را از بازار انرژی تا زنجیره تأمین جهانی نشان دهد. تنگه هرمز، بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز اکنون نه فقط مسیرهای تجاری، بلکه به ابزارهای فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. بر اساس برآوردهای مؤسسات انرژی، روزانه حدود ۲۰ درصد تجارت نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. مسیری که بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی در روز را به بازارهای جهانی منتقل میکند. همچنین بخش قابل توجهی از صادرات LNG کشورهای قطر و امارات نیز به امنیت این مسیر وابسته است. در چنین شرایطی، حتی تهدید یک مسیر بدون توقف کامل جریان انرژی میتواند باعث افزایش قیمت، رشد هزینه بیمه و ایجاد شوک روانی در بازارها شود.
تنوع مسیرهای انرژی برای کاهش آسیبپذیری
افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی باعث شده اقتصادهای بزرگ جهان برنامههای گستردهای برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک اجرا کنند. با این حال، ساخت مسیرهای جایگزین به دلیل هزینه بالا و محدودیت ظرفیت، نمیتواند در کوتاهمدت جایگزین کامل شبکههای سنتی شود.
هند یکی از نمونههای مهم این وابستگی است. این کشور سومین مصرف کننده بزرگ نفت جهان محسوب میشود و بیش از ۸۵ درصد نفت مورد نیاز خود را از واردات تأمین میکند. اگرچه دهلی نو با افزایش خرید نفت از روسیه و توسعه ذخایر راهبردی تلاش کرده ریسکهای خود را کاهش دهد، اما همچنان بخش مهمی از واردات انرژی آن از مسیرهای دریایی عبور میکند. هند همچنین یکی از بزرگترین واردکنندگان LNG در جهان است و برای تأمین گاز مورد نیاز صنایع، برق و بخش خانگی به بازار جهانی وابسته است. ذخایر راهبردی انرژی این کشور تنها برای پوشش چند هفته مصرف طراحی شده و نمیتواند جایگزین اختلال بلندمدت در عرضه شود.
چین نیز با چالش مشابهی مواجه است. این کشور روزانه بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت وارد میکند و حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد نفت وارداتی آن از منطقه خاورمیانه تأمین میشود. به همین دلیل، پکن طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در خطوط زمینی انرژی، بنادر جایگزین و ابتکار کمربند و جاده انجام داده است. با وجود این، مسیرهای جایگزین مانند کریدورهای زمینی آسیای مرکزی یا مسیرهای قطبی هنوز محدودیتهای جدی دارند. مسیر قطبی شمالی اگرچه میتواند فاصله حمل ونقل میان آسیا و اروپا را کاهش دهد، اما وابسته به شرایط آب وهوایی، زیرساختهای خاص و مسائل ژئوپلیتیکی در مناطق شمالی است.
اروپا نیز پس از بحران انرژی سال ۲۰۲۲، توسعه ظرفیت گاز طبیعی را سرعت بخشید. ظرفیت واردات LNG اروپا طی دو سال اخیر افزایش قابل توجهی داشته و کشورهای اروپایی میلیاردها یورو برای ساخت پایانههای جدید هزینه کردهاند. با این حال، هزینه بالاتر گاز طبیعی نسبت به گاز خط لوله نشان داد که امنیت انرژی همواره با هزینه اقتصادی همراه است.
گلوگاهها، قدرت بازیگران نامتقارن
یکی از ویژگیهای جنگهای کریدوری، افزایش نقش بازیگران نامتقارن است. در گذشته، کنترل مسیرهای دریایی عمدتاً در اختیار قدرتهای بزرگ دریایی بود، اما فناوریهای جدید مانند پهپادها، موشکهای کمهزینه و جنگ الکترونیک، امکان ایجاد اختلال را برای بازیگران کوچکتر نیز فراهم کرده است. تجربه دریای سرخ نمونه ای روشن از این تغییر است. حملات به کشتیهای تجاری در این منطقه باعث شد بسیاری از شرکتهای کشتیرانی مسیر خود را تغییر دهند و به جای عبور از کانال سوئز، مسیر طولانیتر اطراف دماغه امید نیک را انتخاب کنند. این تغییر مسیر میتواند حدود ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ مایل دریایی به مسیر کشتیها اضافه کند و زمان سفر آسیا به اروپا را حدود ۱۰ تا ۱۴ روز افزایش دهد. نتیجه مستقیم این اتفاق، افزایش مصرف سوخت، رشد هزینه حمل و افزایش نرخ بیمه دریایی است.
در بازار کانتینری نیز چنین شوکهایی قابل مشاهده است. افزایش ریسک در مسیرهای دریایی باعث شده هزینه حمل برخی مسیرهای مهم افزایش یابد. بهگونهای که نرخ حمل کانتینر ۴۰ فوتی در مسیرهای آسیایی_اروپایی و آسیایی_آمریکایی در دورههای بحران چند هزار دلار افزایش پیدا کرده است. از منظر نظامی نیز حفاظت از این مسیرها هزینه سنگینی دارد. حضور ناوهای نظامی آمریکا و متحدانش برای تأمین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ و خلیج فارس، نیازمند صرف هزینههای عملیاتی قابلتوجه است؛ اما تجربه نشان داده حضور نظامی بهتنهایی نمیتواند ریشههای سیاسی بحران را حل کند.
هزینه اقتصادی اختلال و آینده امنیت اقتصادی
جنگهای کریدوری در نهایت خود را در قیمت کالاها، تورم و رشد اقتصادی نشان میدهند. افزایش هزینه حملونقل تنها به بخش انرژی محدود نیست و میتواند زنجیرهای از پیامدها را در صنایع مختلف ایجاد کند. برای مثال، اختلال در انتقال کودهای شیمیایی میتواند بخش کشاورزی را تحت فشار قرار دهد. کودهای نیتروژنی، پتاس و فسفات بخش مهمی از نهادههای کشاورزی جهان هستند و افزایش هزینه انتقال آنها میتواند قیمت مواد غذایی را افزایش دهد.
همچنین، بسیاری از صنایع تولیدی جهان به مدل تولید بهموقع وابسته هستند. مدلی که نیازمند جریان منظم قطعات و مواد اولیه است. هرگونه اختلال طولانی در مسیرهای تجاری میتواند باعث کاهش تولید، افزایش موجودی انبارها و رشد هزینه شرکتها شود.
به همین دلیل، کشورها به سمت ایجاد کریدورهای جدید حرکت کردهاند. طرحهایی مانند ابتکار کمربند و جاده چین، کریدورمیانی آسیا_اروپا و کریدورهند_خاورمیانه_اروپا (IMEC) تلاشهایی برای کاهش تمرکز تجارت جهانی بر چند مسیر محدود هستند. اما تجربه نشان داده است که جایگزینی مسیرها آسان نیست. هر کریدور جدید نیازمند سرمایهگذاری میلیارد دلاری، امنیت سیاسی، زیرساخت مناسب و همکاری چند کشور است. بنابراین جهان به جای حذف وابستگی، احتمالا به سمت شبکهای متنوع تر اما همچنان پیچیده از وابستگیها حرکت خواهد کرد.
در نهایت، جنگهای کریدوری نشان میدهد که امنیت اقتصادی به یکی از پایههای اصلی قدرت ملی تبدیل شده است. در شرایطی که روزانه میلیونها بشکه نفت و میلیونها کانتینر کالا از چند نقطه محدود عبور میکنند، کنترل و حفاظت از این مسیرها به اندازه داشتن منابع اهمیت دارد. آینده اقتصاد جهانی نه فقط در کارخانهها و میدانهای نفتی، بلکه در مسیرهایی تعیین میشود که این منابع را به بازارها متصل میکنند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟