چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

سقوط ۸۸ درصدی صادرات گاز قطر پس از جنگ ۴۰ روزه

سقوط ۸۸ درصدی صادرات گاز قطر پس از جنگ ۴۰ روزه

جنگ ۴۰ روزه خلیج فارس، صادرات LNG قطر را ۸۸.۵ درصد کاهش داد و محموله‌های این کشور به چین و هند را به یک‌پنجم دوران قبل از جنگ رساند. آیا این سقوط تاریخی، معمای امنیت انرژی را برای خریداران آسیایی به بحران تبدیل خواهد کرد؟

- اندازه متن +

جنگ ۴۰ روزه اخیر در خلیج فارس، نه تنها معادلات نظامی منطقه را دگرگون ساخت، بلکه صفحه اقتصاد انرژی جهان را نیز به شدت لرزاند. آماری که به تازگی از منابع معتبر بین‌المللی منتشر شده، حاکی از یک زلزله تمام‌عیار در صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر است؛ رقمی که در طول دوره جنگ با سقوطی بی‌سابقه به میزان ۸۸.۵ درصد مواجه شد و از ۱۹.۴ میلیون تن در مدت مشابه سال قبل به تنها ۲.۲ میلیون تن رسید. این افت فاجعه‌بار، فراتر از یک نوسان فصلی یا اختلال موقت لجستیکی است و ریشه در دو عامل بنیادین دارد: آسیب فیزیکی به تأسیسات حیاتی «راس لفان» در اثر حملات موشکی و پهپادی، و سپس مسدود شدن عملیاتی کریدور راهبردی تنگه هرمز که تنها مسیر صادراتی این کشور به شمار می‌رود.

جالب آنکه این بحران، دامنه خود را فراتر از مرزهای قطر گسترش داده و زنجیره تأمین انرژی دو غول اقتصادی آسیا یعنی چین و هند را نیز تحت تأثیر قرار داده است. داده‌های گمرک چین نشان می‌دهد که واردات از قطر در دوره جنگ با کاهش ۷۹ درصدی به ۱.۲۶ میلیارد دلار سقوط کرده و سهم قطر از سبد انرژی چین به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است. در همین حال، هند نیز با افت ۷۶ درصدی مواجه شده است. این ارقام، هشداری جدی به کشورهای واردکننده انرژی است که امنیت تأمین، دیگر یک فرض، بلکه یک متغیر پرنوسان در معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه محسوب می‌شود.

چهار پیامد ساختاری سقوط صادرات قطر برای بازار جهانی LNG

سقوط ۸۸.۵ درصدی صادرات LNG قطر در جنگ ۴۰ روزه، تنها یک آمار نیست؛ بلکه یک زنگ خطر ژئواکونومیک برای تمام بازیگران بازار انرژی است. قطر که در سال ۲۰۲۵ با صادرات ۸۱ میلیون تن، پس از آمریکا (۱۰۹ میلیون تن) دومین صادرکننده بزرگ جهان بود، ناگهان بیش از ۸۰ درصد از توان تأمین خود را از دست داد. این رویداد، چهار پیامد ساختاری به همراه دارد که عبارتند از: اختلال در تعادل عرضه و تقاضای جهانی، افزایش ریسک قیمت‌گذاری گاز در بورس‌های اروپا و آسیا، تغییر موازنه قدرت میان صادرکنندگان رقیب (آمریکا، روسیه و استرالیا) و در نهایت، آشکار شدن شکنندگی زنجیره تأمین مبتنی بر تنگه‌های آبی.

۵ نکته شماره‌گذاری‌شده (تحلیلی):

  1. جهش قیمت گاز در بازارهای آسیایی و اروپایی: با کاهش ۸۸.۵ درصدی عرضه قطر، قیمت معاملات آتی LNG در بورس ژاپن (JKM) در هفته‌های پایانی جنگ با رشد ۳۴ درصدی نسبت به میانگین سه‌ماهه قبل مواجه شد. این افزایش، هزینه‌های تولید برق در ژاپن و کره جنوبی را حدود ۱۲ درصد بالا برد و فشار تورمی جدیدی به اقتصاد این کشورها تحمیل کرد.

  2. جابجایی سهم‌های بازار در میان صادرکنندگان بزرگ: ایالات متحده که در سال ۲۰۲۵ با صادرات ۱۰۹ میلیون تن در رتبه اول جهان قرار داشت، در دوران جنگ توانست سهم خود از بازار اروپا را ۱۸ درصد افزایش دهد و محموله‌های خود را با نرخ‌های بالاتری به فروش برساند. این تغییر، نشان از یک بازتوزیع قدرت در بازار جهانی LNG دارد که به نفع تولیدکنندگان فراآتلانتیک تمام شد.

  3. افزایش بیمه‌های جنگی و هزینه حمل دریایی: بر اساس گزارش موسسه «الطاقه»، نرخ بیمه جنگی برای هر محموله LNG عبوری از تنگه هرمز در طول جنگ ۴۰ روزه، به طور میانگین ۵۲۰ درصد رشد کرد. این افزایش هزینه، به‌طور مستقیم به قیمت نهایی گاز در کشورهای مقصد افزوده شد و رقابت‌پذیری قطر را در بازارهای هند و چین از بین برد.

  4. کاهش درآمدهای ارزی قطر و فشار به پروژه‌های توسعهای: با کاهش صادرات از ۸۱ میلیون تن به سطحی حدود ۱۶.۸ میلیون تن در نیمه اول سال، درآمد ارزی قطر با کسری حدود ۳۴ میلیارد دلاری مواجه شد. این کاهش درآمد، اجرای طرح توسعه فازهای جدید میدان گنبد شمالی را با تردید مواجه کرده و چشم‌انداز بلندمدت این کشور را برای رسیدن به ظرفیت ۱۱۰ میلیون تن تا سال ۲۰۳۰ به مخاطره انداخته است.

  5. واکنش زنجیره‌ای در بازار نفت و پتروشیمی: کاهش صادرات LNG به معنای کاهش تولید میعانات گازی (به عنوان محصول جانبی) نیز بوده است. این موضوع، قیمت خوراک پتروشیمی‌های قطر را با افزایش ۲۵ درصدی مواجه کرد و تولید پلیمرهای صادراتی این کشور را که سهمی ۷ درصدی در بازار جهانی دارد، با حاشیه سود منفی روبرو ساخت. نتیجه آن، کاهش ۴۰ درصدی صادرات محصولات پتروشیمیایی قطر به خاور دور بود.

آیا «شوک قطر» پایان یک عصر یا آغاز بازنگری در معماری انرژی جهان است؟

سقوط تاریخی صادرات گاز قطر در جریان جنگ ۴۰ روزه، بیش از آنکه یک رویداد زودگذر باشد، یک «نقطه عطف» در چیدمان ژئوپلیتیک انرژی جهان محسوب می‌شود. کشورهای مصرف‌کننده عمده (به ویژه چین، هند و کشورهای اروپایی) اکنون با یک پرسش راهبردی مواجه‌اند: آیا می‌توانند وابستگی خود به کریدورهای آبی پرتنش را مدیریت کنند یا باید به سرعت به سراغ تنوع‌بازی از طریق خطوط لوله زمینی و قراردادهای بلندمدت با بازیگران باثبات‌تری نظیر روسیه و ترکمنستان بروند؟

تحلیل آینده‌نگر نشان می‌دهد که بازگشت صادرات قطر به سطح قبل از جنگ، حداقل ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان نیاز دارد؛ چراکه تعمیر زیرساخت‌های آسیب‌دیده در مجتمع راس‌لفان و بازسازی اعتماد شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی، پروسه‌ای زمان‌بر است. در این فاصله، احتمالاً شاهد شکل‌گیری یک «نظم نوین انرژی» خواهیم بود که در آن، قیمت‌های جهانی گاز با صرف‌نظر از ریسک‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای، با دامنه نوسان بالاتری معامله می‌شوند. توصیه به سیاست‌گذاران انرژی در کشورهای واردکننده این است که هرچه سریع‌تر به فکر جایگزین‌های امن‌تری برای تأمین نیازهای راهبردی خود باشند و از «شوک قطر» به عنوان یک درس تاریخی برای کاهش ریسک تمرکز عرضه استفاده کنند.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما