چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

تصمیم‌های کوچک، سنگرهای بزرگ اقتصاد ملی

تصمیم‌های کوچک، سنگرهای بزرگ اقتصاد ملی

تاب‌آوری اقتصاد ملی فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری ساخته نمی‌شود؛ بخش مهمی از آن از دل خانه‌ها، محله‌ها و انتخاب‌های روزمره مردم شکل می‌گیرد.

- اندازه متن +

وقتی حرف از مقاومت اقتصادی و تاب‌آوری در برابر بحران‌ها به میان می‌آید ذهن همه ما ناخودآگاه به سمت تصمیمات کلان دولت‌ها وزرا تخصیص بودجه‌های نجومی و دیپلماسی اقتصادی می‌رود. اما واقعیت پنهان اقتصاد این است که در مواجهه با تکانه‌های سنگین خارجی تحریم‌ها و فشارهای ساختاری تاب‌آوری ملی صرفا به سیاست‌گذاری‌های رسمی در راهروهای وزارتخانه‌ها محدود نمی‌شود.

مفاهیم اقتصاد رفتاری به روشنی گواه این مدعا است که چگونه کنش‌های ساده روزمره و به ظاهر خرد خانوارها در زمینه مصرف خرید و بازیافت زمانی که در شبکه‌های اجتماعی محلی و هنجارهای جمعی ادغام شوند به یک لایه دفاعی بسیار مستحکم برای حفظ زنجیره‌های تولید تبدیل می‌گردند. در چنین شرایطی، قهرمانان خاموش اقتصاد فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری نیستند؛ بسیاری از آن‌ها خانواده‌هایی‌اند که با انتخاب‌های ساده روزمره، از شیوه مصرف گرفته تا خرید و بازیافت، به تداوم حرکت اقتصاد کشور کمک می‌کنند.

اثر سرریز اجتماعی و زباله‌هایی که چرخ صنعت را می‌چرخانند

در ادبیات اقتصادی، آسیب به زیرساخت‌ها هیچ‌وقت در همان نقطه متوقف نمی‌شود؛ به‌ویژه وقتی این آسیب در نتیجه جنگ رخ داده باشد. اگر زیرساخت‌های کلان کشور، مانند انرژی، حمل‌ونقل، صنایع مادر یا واحدهای تأمین مواد اولیه دچار اختلال شوند، اثر آن به‌سرعت در سراسر زنجیره تولید پخش می‌شود.

نتیجه این اختلال، فقط خرابی یک تأسیسات یا توقف یک بخش صنعتی نیست؛ بلکه خود را در گرانی مواد اولیه، کمبود برخی کالاها در بازار و افزایش قیمت تمام‌شده کالاهای روزمره نشان می‌دهد. برای نمونه، اگر در تأمین خوراک پتروشیمی‌ها یا مواد اولیه سلولزی مشکل ایجاد شود، هزینه تولید پلاستیک، پاکت‌های بسته‌بندی، تجهیزات ساده پزشکی، لوازم تحریر و حتی اسباب‌بازی کودکان بالا می‌رود. به همین دلیل، جنگ فقط در میدان نظامی اثر نمی‌گذارد؛ رد آن به سفره خانواده، هزینه تولید و قیمت کالاهای مصرفی هم می‌رسد.

در چنین مختصاتی بازیافت و تفکیک زباله از مبدا دیگر فقط یک رفتار شیک محیط‌زیستی برای محافظت از طبیعت نیست بلکه یک مداخله مستقیم حیاتی و فوری در اقتصاد کشور است. خانوارها با تفکیک پلاستیک، کاغذ، شیشه و فلزات در آشپزخانه‌های خود بخش بزرگی از بار تامین مواد اولیه را از دوش کارخانه‌هایی که درگیر تحریم یا کمبود ارز هستند برمی‌دارند.

در اینجا نظریه چشم‌انداز در اقتصاد رفتاری به کمک ما می‌آید. این نظریه اثبات می‌کند که افراد نسبت به از دست دادن حساسیت بسیار بیشتری دارند تا به دست آوردن. مردم زمانی حاضرند زحمت یک کار جدید مثل تفکیک زباله را بپذیرند که متوجه شوند عدم انجام آن چه زیان مستقیمی به سبد هزینه خانوارشان وارد می‌کند. اگر رسانه‌ها به زبان ساده به مردم نشان دهند که قاطی کردن زباله‌ها چگونه باعث گرانی پلاستیک سطل ماست یا کارتن بسته‌بندی تخم‌مرغ می‌شود انگیزه مشارکت به شدت بالا می‌رود. در واقع خانوار متوجه می‌شود که با تفکیک پسماند در حال کاهش تورم کالاهای مصرفی خود در ماه‌های آینده است.

مدیریت مصرف انرژی و خاموش کردن لامپ به مثابه احداث نیروگاه

در روزها و فصل‌هایی که کشور با ناترازی انرژی روبه‌رو است مدیریت مصرف انرژی در منازل صرفا یک توصیه اخلاقی برای داشتن قبض ارزان‌تر در پایان ماه نیست. اقتصاددانان انرژی معتقدند هزینه احداث نیروگاه‌های جدید به قدری بالاست که صرفه‌جویی اقتصادی‌ترین نوع تولید است. در واقع هر مگاوات برقی که در خانه‌ها صرفه‌جویی می‌شود مستقیما به خط تولید یک کارخانه یک کوره ذوب یا یک دستگاه تراشکاری می‌رود و جلوی تعطیلی شیفت‌های کاری و بیکاری کارگران را می‌گیرد. خاموش کردن یک کولر گازی اضافه به معنای روشن ماندن چرخ یک کارگاه است.

اما چگونه می‌توان مردم را به این کار ترغیب کرد. اقتصاد رفتاری ثابت کرده است که مردم با نصیحت صرف یا تهدید بخشنامه‌های دولتی رفتارشان را به صورت پایدار تغییر نمی‌دهند. در اینجا مفهوم هنجارهای توصیفی نقش کلیدی بازی می‌کند. افراد همیشه به رفتار همسایه‌ها و هم‌شهری‌های خود نگاه می‌کنند. تجربه‌های موفق نشان می‌دهد وقتی در قبض برق نوشته شود شما نسبت به میانگین همسایه‌های خود در این محله بیست درصد برق بیشتری مصرف کرده‌اید فرد ناخودآگاه سعی می‌کند از این رقابت مثبت عقب نماند و مصرف خود را اصلاح کند.

این همان معماری انتخاب است. اگر پلتفرم‌ها و رسانه‌های محلی بتوانند اثربخشی کار جمعی را ملموس کنند معجزه رخ می‌دهد. فرض کنید سامانه‌ای به مردم یک شهر نشان دهد که با کاهش دو درجه‌ای دمای پکیج‌ها در زمستان گاز مورد نیاز کارخانه سیمان در حاشیه شهر تامین شده و پانصد کارگر بیکار نشده‌اند. وقتی مردم این زنجیره علی و معلولی را ببینند با میل و رغبت درونی در این دفاع اقتصادی شرکت می‌کنند.

خرید کالای ایرانی و تبلور هویت

انتخاب کالای داخلی در زمان فشارهای سنگین اقتصادی فراتر از یک تصمیم ساده برای خرید و فروش در بازار است. این انتخاب در چارچوب اقتصاد اسلامی و بومی نوعی هویت رابطه‌ای و احساس مسئولیت متقابل است. بر اساس اندیشه‌های متفکران اقتصاد اسلامی نظیر شهید بهشتی جامعه و اقتصاد یک پیکره در هم تنیده و واحد است. در این نگاه خرید کالای ایرانی به معنای تزریق خون به رگ‌های کارگاه‌های کوچک حفظ شغل جوانان همین آب و خاک و جلوگیری از فروپاشی شبکه تولید ملی است.

با این حال باید تاکید کرد که این رابطه هرگز یک‌طرفه نیست و نباید به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شود. مصرف‌کننده ایرانی که با وجود تمام فشارهای مالی و تورم کالای داخلی را انتخاب می‌کند در واقع در حال امضای یک قرارداد اجتماعی نانوشته است و حق دارد کالایی با کیفیت قابل قبول دوام منطقی و قیمت منصفانه دریافت کند. وقتی یک خانواده محصول داخلی را به نمونه مشابه خارجی ترجیح می‌دهد در حال رای دادن به ادامه حیات آن کارخانه است.

در مقابل این کنش فداکارانه تولیدکننده نیز شرعا اخلاقا و از منظر منطق اقتصادی موظف است این حمایت را با ارتقای مستمر کیفیت محصولاتش و احترام به حقوق مصرف‌کننده جبران کند. اگر این هویت رابطه‌ای به درستی شکل بگیرد کارگر خط تولید و خریدار نهایی خود را نه دو قطب متضاد در بازار بلکه اعضای یک خانواده بزرگ‌تر می‌بینند که برای بقای یکدیگر تلاش می‌کنند.

قدرت بلامنازع شبکه‌های غیرمتمرکز و مردمی

تجربه ماه‌های اخیر نشان داد که جامعه ایرانی در لحظه‌های سخت، فقط منتظر تصمیم نهادهای رسمی نمی‌ماند. از ۹ اسفند تا امروز، مردم در شهرهای مختلف ایران بارها به میدان‌ها و خیابان‌ها آمدند و حمایت و همبستگی خود را با کشور در برابر حمله نظامی آمریکا و اسرائیل نشان دادند. اهمیت این حضور فقط سیاسی و عاطفی نبود؛ این اتفاق نشان داد که جامعه، ظرفیت بالایی برای سازماندهی سریع، غیرمتمرکز و مردمی دارد. همین سرمایه اجتماعی می‌تواند در میدان اقتصاد نیز فعال شود.

تحلیل‌های فرافردی در اقتصاد جامعه‌شناختی نشان می‌دهد پروژه‌های بزرگ اقتصادی اگر فقط به بودجه‌های دولتی، ساختارهای بروکراتیک و بخشنامه‌های اداری متکی باشند، معمولا دچار فرسایش می‌شوند. ساختارهای متمرکز دولتی در زمان بحران کند و کم‌انعطاف‌اند. در مقابل، شبکه‌های مردمی و غیرمتمرکز، مانند مساجد، هیئت‌های مذهبی، گروه‌های محلی در شبکه‌های اجتماعی، تعاونی‌های خرد و جوانان داوطلب، چابکی و نفوذی دارند که هیچ نهاد رسمی به‌تنهایی توان رقابت با آن را ندارد.

این شبکه‌ها مانند مویرگ‌هایی در سراسر بدنه جامعه پخش شده‌اند. یک گروه مجازی محلی می‌تواند فروشگاه‌های منصفی را که کالای ایرانی باکیفیت و قیمت مناسب می‌فروشند به مردم معرفی کند و هزینه جست‌وجو در بازار را کاهش دهد. یا جوانان یک مسجد می‌توانند جمع‌آوری پسماند خشک محله و فروش آن را برای ایجاد صندوق حمایتی خانواده‌های نیازمند همان منطقه بر عهده بگیرند. چنین اقدام‌هایی کوچک به نظر می‌رسند، اما وقتی در مقیاس محله‌ها تکرار شوند، هم مصرف را هوشمندتر می‌کنند، هم بخشی از منابع را به چرخه تولید بازمی‌گردانند.

در اقتصاد روزهای سخت، نقش مردم صرفا تماشاچی بودن، تحمل محدودیت‌ها و گلایه از تورم نیست. همان جامعه‌ای که توانست در برابر تهدید نظامی، همبستگی خود را در میدان‌ها نشان دهد، می‌تواند در برابر فشار اقتصادی نیز با رفتارهای روزمره خود میدان‌داری کند؛ از خرید کالای ایرانی و مدیریت مصرف برق گرفته تا بازیافت و حمایت از تولیدکننده منصف. تک‌تک این رفتارهای کوچک، وقتی در بستر شبکه‌های اجتماعی و محلی به هم متصل شوند، سدی مستحکم در برابر اثرات تحریم و فشارهای خارجی می‌سازند. این همان نقطه شروع جهاد اقتصادی است؛ جایی که مردم عادی با بازتعریف تصمیمات روزمره خود، فرمان تاب‌آوری اقتصاد ملی را به دست می‌گیرند.

درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما