جنگها حتی با بازه زمانی کوتاهمدت، از طریق تخریب فیزیکی سرمایه یا اختلال در زنجیره تأمین بر اقتصاد اثر نمیگذارند.
عمیقترین و پایدارترین پیامد آنها ایجاد شوک انتظارات و پدیدهای موسوم به اقتصاد تروما است.
وضعیتی که در آن حافظه جمعی از رویدادهای خشونتآمیز، ساختار ترجیحات و سوگیریهای رفتاری خانوارها را به طور بنیادین بازتعریف میکند.
در چنین شرایطی، مفروضات استاندارد عقلانیت ابزاری و انتظارات عقلایی جای خود را به رفتارهای دفاعی افراطی میدهند.
کاهش شدید تمایل به ریسک، اولویتدهی به نقدینگی و داراییهای امن پدیده فرار به سوی کیفیت و شکست اعتماد به نهادهای پولی و مالی.
برای اقتصادی همچون ایران که پیش از جنگ نیز با تورم مزمن حدود 35 الی 40 درصدی و یا حتی بیشتر و نوسانات ارزی ساختاری دست به گریبان بود، وقوع یک جنگ ۴۰ روزه میتواند این آسیبهای رفتاری را چندبرابر کرده و الگوهای پسانداز، مصرف و سرمایهگذاری را برای یک نسل تغییر دهد.
این یادداشت با اتکا به شواهد تجربی حاصل از اقتصادهای جنگدیده و مدلسازی رفتاری به تحلیل این دگرگونیها و ارائه راهکارهای سیاستی برای بازگرداندن اعتماد اقتصادی میپردازد.
تصویر کمی از اقتصاد تروما در ایران
باتوجه به این که بحث اقتصاد تروما بسیار به اقتصادی رفتاری به مانند جاده دو طرفه ارتباط دارد، تصویری از چند مورد در ایران برای قبل و پس از جنگ مورد بررسی قرار گرفته است.
بر اساس شبیهسازی با مدل DSGE رفتاری و نظرسنجی از ۵۰۰۰ خانوار ایرانی پس از یک جنگ 40 روزه، ارقام کلیدی زیر قابل استخراج است.
در جدول ذیل به طور کامل به تصویر کمی از اقتصاد تروما در ایران پرداخته شده است:
| نرخ پسانداز خانوار درصد از درامد قابل تصرف | مقدار پیش از جنگ | مقار 1 ماه پس از جنگ | تغییرات |
| نرخ مصرف کالایهای بادوام مثل خودرو و لوازم خانگی | 100 به عنوان پایه | 42 | کاهش 58 درصد |
| نرخ پس انداز خانوار درصد از درامد قابل تصرف | 12.5 | 8.2 درصد منفی | -20.7 |
| ذخیره ارزی خانوار ها مثل طلا و ارز | 35 | 68 | افزایش 94 درصدی |
| سرمایهگذاری در کسب و کار جدید | 100 پایه | 19 | کاهش 81 درصدی |
به معنی استقراض یا فروش داراییها برای تأمین مخارج جاری است. خانوارها از ترس آینده به دلیل کاهش درآمد واقعی ناشی از رکود، مجبور به قرض و فروش دارایی میشوند.
این بدان معنا است که تصمیم به فروش دارایی برای گذراندن معاش خود میکنند.
جهش ۹۴ درصدی ذخیره طلا و ارز نشانه بارز پسانداز تدافعی است.
خانوارها داراییهای ریسکپذیر را رها کرده و به سمت حبابهای امن مانند طلا، دلار، رمزارزها میروند. این رفتار خود به تشدید تورم و تخریب بیشتر اعتماد دامن میزند.
به عبارتی اقتصاد تروما نیز در راستای همین مورد شکل میگیرد.
مکانیسمهای روانشناختی تغییر رفتار
تحت تأثیر جنگ ۴۰ روزه، سه سوگیری رفتاری تشدید میشود. این سوگیریها بیانگر اقتصاد رفتاری حاصل از جدول بالا نیز هستند. به عبارتی اثرات خود را به 3 شکل که در ادامه اشاره شده است میگذارند.
تجربه مستقیم حملات، انفجارها و کمبودها، وزن پیشبینیهای آینده را به طور نامتناسبی به رویدادهای اخیر جنگ میدهد.
خانوارها تصور میکنند حمله بعدی فقط یک ماه دیگر است حتی اگر آتشبس برقرار شده باشد. چون اعتمادی به طرف آمریکایی در این مدار مذاکرات ندارند.
تابع مطلوبیت خانوار تغییر شکل میدهد. ارزش هر ریال پسانداز امروز برای بقا در بحران آینده بسیار بیشتر از خرج کردن آن برای تفریح یا سرمایهگذاری است.
این امر باعث مصرف احتیاطی افراطی میشود. مردم فقط کالاهای ضروری مانند غذا و دارو میخرند و از خرید کالاهای بادوام و سرمایهگذاری اجتناب میکنند.
جنگ، اعتماد به دولت، بانکها و بازار سرمایه را به شدت تضعیف میکند. مردم حتی به حسابهای بانکی هم اعتماد ندارند و نقدینگی را به فیزیک طلا یا ارز تبدیل میکنند.
نرخ سپردههای بلندمدت بانکی در این سناریو به نزدیک صفر میرسد.
راهکار مالی اعتبار مالی مستقیم و شفاف
پرداخت یارانه جبران شوک جنگی به صورت نقدی به همه خانوارها معادل ۳۰٪ یک ماه درآمد متوسط و با نام صندوق بازسازی اعتماد میتواند در کشور صورت گیرد.
اتفاقی که در جنگ جهانی دوم و پس از آن برای آلمان رخ داد و کشور را از رکود بسیار شدید نجات داد. این پرداخت از محل برداشت از صندوق ذخیره ارادی اعلام شود.
افزایش سقف بیمه سپردههای بانکی به ۵ میلیارد ریال با پشتوانه خط اعتباری از نهادهای بینالمللی مثلاً صندوق بینالمللی پول به عنوان حسننیت پس از صلح.
البته برای ایران باتوجه به تحریمهای بین المللی بسیار بعید و دور از انتظار است. اما به عنوان تلاشی برای دیپلمات ایرانی میتواند تاثیرگذار باشد. سپردههای ارزی نیز تحت پوشش قرار گیرند.
راهاندازی صندوق سرمایهگذاری بازسازی با مشارکت عمومی
ایجاد یک ETF دولتی و خصوصی که اوراق آن با تخفیف ۲۰٪ در ازای طلا و ارزهای خانگی خارج از سیستم بانکی فروخته میشود.
بازدهی این صندوق به شاخص بازسازی فیزیکی تعداد پل و بیمارستان بازسازی شده گره بخورد.
اقتصاد تروما یک بیماری رفتاری است. بیماری رفتاری که منجر به شوک در جامعه نیز خواهد شد. جنگ ۴۰ روزه برای ایران، اگرچه از نظر فیزیکی محدود، اما از نظر روانی میتواند الگوهای مصرف و پسانداز را برای یک نسل تغییر دهد. بزرگترین اشتباه در این شرایط، تمرکز صرف بر تزریق نقدینگی که تورم را بدتر میکند یا سرکوب قیمتها که کمبود ایجاد میکند است.
دولت باید بلافاصله پس از جنگ، یک بسته سیگنال اعتماد سه ماهه اجرا کند که در آن تثبیت نرخ ارز، بیمه کامل سپردههای خرد و پرداخت نقدی شفاف و موقتی انجام شود.
بدون این سه اقدام، هر گونه برنامه بازسازی عمرانی محکوم به شکست خواهد بود زیرا خانوارها به جای مشارکت به احتکار داراییهای امن ادامه میدهند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟