چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

سه موج اقتصادی جنگ ایران و آمریکا بر اقتصاد دنیا

سه موج اقتصادی جنگ ایران و آمریکا بر اقتصاد دنیا

حتی اگر فردا تنگه هرمز باز شود و آتش‌بس اعلام شود، اثر اقتصادی جنگ ایران تازه وارد مرحله اصلی خود می‌شود. اما چرا و چگونه؟

- اندازه متن +

اگر فردا ایران و آمریکا بر سر یک توافق صلح به نتیجه برسند و تنگه هرمز دوباره باز شود، باز هم نمی‌توان گفت جنگ تمام شده است.

جنگ زمانی تمام می‌شود که خسارت ساختاری آن در قیمت‌ها، قراردادها، ترازنامه‌ها و مشروعیت سیاسی کشورها تخلیه شود. به همین دلیل است که جنگ خلیج فارس ۱۹۹۰ دهه‌ها اثر گذاشت و عراق تا سال ۲۰۲۲ آخرین بخش غرامت ۵۲.۴ میلیارد دلاری خود به کویت را پرداخت می‌کرد.

شوک جنگ اوکراین هم با وجود فاصله گرفتن از نقطه اوج ۲۰۲۲، هنوز در اقتصاد جهانی زنده است. جنگ ایران نیز از همین جنس است؛ با این تفاوت که صورتحساب آن هنوز کامل نرسیده است.

موج اول: گرانی انرژی

اولین موج همان چیزی است که همه می‌بینند. نفت بالا می‌رود، LNG گران می‌شود، کرایه حمل جهش می‌کند و رسانه‌ها از تورم انرژی می‌نویسند. اما انرژی خودِ بحران نیست؛ فقط دروازه ورود بحران است.

انرژی نهاده تقریباً همه کالاهای قابل تجارت است و همین باعث می‌شود شوک آن به‌صورت زنجیره‌ای در اقتصاد جهانی پخش شود.

در اینجا مثال کلیدی، آمونیاک است؛ جایی که گاز طبیعی بین ۷۰ تا ۸۰ درصد هزینه متغیر تولید را تشکیل می‌دهد. بنابراین، چند ماه بعد از یک شوک پایدار گاز، قیمت کود شیمیایی بالا می‌رود.

در جنگ ایران، فشار مضاعف از اینجا می‌آید که اختلال فقط LNG را از بازار جهانی کم نمی‌کند؛ هم‌زمان کود تولیدشده در خلیج فارس را هم محدود می‌کند، در حالی که همین منطقه حدود ۳۰ درصد صادرات جهانی آمونیاک و ۳۵ درصد صادرات جهانی اوره را در اختیار دارد و بخش عمده آن از تنگه هرمز عبور می‌کند.

نتیجه، یک مسیر قابل پیش‌بینی است. شوک از آبراه خلیج فارس شروع می‌شود و بعد خود را در قیمت نان در قاهره، برنج در داکا و سهمیه کود یک کشاورز خرده‌پا در کنیا نشان می‌دهد.

موج دوم: تغییر نقشه تجارت جهانی

موج دوم کمتر دیده می‌شود، اما ماندگارتر است. این موج را می‌توان آسیب معماری به خود نظام تجارت جهانی دانست.

بعد از حملات حوثی‌ها در اواخر ۲۰۲۳، ترافیک از باب‌المندب فرو ریخت و کشتی‌ها به مسیر دماغه امید نیک رفتند. هزینه این تغییر فقط زمان نبود. در شکل جدید، ۱۶ تا ۳۲ روز تأخیر و حدود یک میلیون دلار هزینه سوخت و سرمایه بیشتر برای هر سفر بر دست شرکت‌ها و کشورها گذاشت.

نکته مهم‌تر این است که با وجود تثبیت نسبی اوضاع، تجارت به مسیر قبلی برنگشت. چرا؟ چون بازار یک بار هزینه سازمان‌دهی جدید را پرداخته بود و برگشتن به وضعیت قبلی نیاز به یک اقدام هماهنگ داشت که خود بازار انجامش نمی‌دهد.

جنگ ایران هم می‌تواند همین اثر را در ابعادی بزرگ‌تر تکرار کند. هزینه‌ها بالا می‌روند، مسیرها عوض می‌شوند و حتی بعد از آتش‌بس هم پایین نمی‌آیند. این همان جایی است که اختلال موقت، به ساختار جدید تجارت تبدیل می‌شود.

موج سوم: تبعات جنگ برای جنوب جهانی

موج سوم، همان نقطه‌ای است که این جنگ را از یک بحران منطقه‌ای به یک مسئله جهانی تبدیل می‌کند.

اقتصادهای پیشرفته، شوک انرژی و حمل‌ونقل را با ذخایر ارزی، قدرت مالی، یارانه و تنوع تأمین‌کننده جذب می‌کنند.

اما کشورهای در حال توسعه چنین امکانی ندارند. آن‌ها این شوک را از مسیر فشرده‌شدن واردات، سقوط ارزش پول ملی، جیره‌بندی کود و در نهایت گرسنگی جذب می‌کنند.

مثلاً غذا به‌طور متوسط ۴۴ درصد هزینه خانوار در کشورهای کم‌درآمد را تشکیل می‌دهد، در حالی که این سهم در اقتصادهای پیشرفته فقط ۱۶ درصد است.

بنابراین افزایش قیمت غذا و حمل‌ونقل، برای جنوب جهانی فقط تورم نیست؛ یک جابه‌جایی واقعی رفاه است، از فقیرترین خانوارهای جهان به سمت صادرکنندگان کالاهای پایه و واسطه‌های مالی و بیمه‌ای که تجارت باقی‌مانده را تأمین مالی می‌کنند.

این انتقال با آتش‌بس متوقف نمی‌شود، چون خودِ ابزار دیپلماتیک پایان جنگ برای برگرداندن این رفاه طراحی نشده است. جنگ تمام می‌شود، اما سطح جدید قیمت‌ها در سیستم می‌ماند و شوک بعدی روی همین پایه سوار می‌شود.

راهکارهای مقابله امواج اقتصادی جنگ

به نظر می‌رسد ذخایر منطقه‌ای غذا و کود در چارچوب سازمان همکاری اسلامی یا G77، ایجاد یک صندوق مشترک بیمه اتکایی ریسک جنگ برای جنوب جهانی و اصلاح نحوه برخورد صندوق بین‌المللی پول با شوک‌های ناشی از جنگ می‌تواند حکم ضربه‌گیر را داشته باشد.

در وضع موجود، IMF این شوک‌ها را شبیه شکست سیاست‌گذاری داخلی کشورها می‌بیند و همان نسخه انضباط مالی را تجویز می‌کند؛ در حالی که برای چنین بحران‌هایی باید منطق شوک برون‌زا و نقدینگی سریع با حداقل شرط‌گذاری فعال شود.

آتش‌بس فقط برای کسانی پایان جنگ خواهد بود که در آن جنگیده‌اند. برای اقتصادهایی که قرار است هزینه جنگ را در قیمت غذا، هزینه حمل، بدهی، تورم و بی‌ثباتی سیاسی بپردازند، جنگ تازه از فردای توافق شروع می‌شود. این همان نقطه‌ای است که جنگ ایران را باید از زاویه اقتصاد جهانی و آینده رفاهی کشورها قرائت کرد.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما