اقتصاد آلمان بهعنوان موتور محرک اروپا، بار دیگر تحت فشار شوکهای بیرونی قرار گرفته است.
اینبار افزایش قیمت انرژی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی، سیاستگذاران را به مداخله مستقیم در بازار سوخت واداشته است. کاهش مالیات انرژی بر بنزین و گازوئیل، یکی از ابزارهایی است که دولت برای کاهش فشار هزینهای بر خانوارها و بنگاهها به کار گرفته است.
با این حال، تجربه سیاستهای مشابه نشان میدهد که انتقال کامل منافع چنین تخفیفهایی به مصرفکننده نهایی، همواره با چالش مواجه است. گزارشهای اولیه از بازار سوخت آلمان نیز حاکی از رفتار ناهمگن جایگاههای عرضه و احتمال جذب بخشی از این یارانه توسط بازیگران میانی است؛ موضوعی که میتواند اثربخشی سیاست را زیر سؤال ببرد.
یارانه انرژی زیر ذرهبین بازار
یارانه انرژی یکی از سیاستگذاریهای دولت در زمینه انرژی است. البته این سیاستگذاری موجب ناترازی در ترازنامه مالی کشور خواهد شد و تبعات منفی نیز در بودجه کشور خواهد داشت. اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که این یارانه برای مصرف کنندگان در برخی اوقات بسیار حیاتی است زیرا کمک مالی برای اقشار به خصوص ضعیف محسوب خواهد شد که در ادامه به برخی از آنها پرداخته شده است.
ابعاد مالی سیاست حمایتی: کاهش حدود ۱۷ سنتی مالیات به ازای هر لیتر سوخت، معادل ۱.۶ میلیارد یورو بار مالی برای دولت ایجاد کرده است. این رقم نشاندهنده تلاش جدی برای مهار تورم انرژی در کوتاهمدت است.
چالش انتقال یارانه به مصرفکننده: دادههای نهاد ناظر رقابت نشان میدهد اگرچه بخش قابلتوجهی از تخفیف منتقل شده، اما در برخی جایگاهها افزایش قیمت مشاهده شده است؛ نشانهای از ناکارآمدی نسبی در سازوکار انتقال یارانه.
نقش شوکهای ژئوپلیتیکی: افزایش قیمت انرژی در پی تنشهای بینالمللی، بار دیگر وابستگی اقتصادهای صنعتی به بازار جهانی انرژی را برجسته کرده و آسیبپذیری مدلهای رشد را افزایش داده است.
فشار مضاعف بر اقتصاد آلمان: اقتصاد آلمان که پیشتر نیز تحت تأثیر پیامدهای کرونا، رقابت چین و افزایش هزینههای تولید قرار داشت، اکنون با کاهش انتظارات رشد مواجه شده است.
ریسک رفتارهای سوداگرانه: تفاوت رفتار جایگاههای سوخت نشان میدهد در نبود نظارت مؤثر، بخشی از بازیگران میتوانند از سیاستهای حمایتی برای افزایش حاشیه سود خود استفاده کنند.
آیا سیاست کاهش مالیات انرژی موفق خواهد بود؟
موفقیت این سیاست به میزان انتقال واقعی منافع به مصرفکنندگان بستگی دارد. اگرچه کاهش مالیات میتواند در کوتاهمدت فشار تورمی را کاهش دهد، اما بدون نظارت دقیق بر زنجیره توزیع، احتمال انحراف منابع وجود دارد. در شرایطی که اقتصاد آلمان با کاهش رشد و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی مواجه است، اثربخشی این سیاست به ترکیب ابزارهای نظارتی و ثبات در بازارهای جهانی انرژی گره خورده است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟