راهآهن رشت–آستارا این روزها فقط یک پروژه ریلی نیست؛ به یکی از مهمترین گرههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است.
با نزدیک شدن به پایان تملک اراضی، این پروژه وارد مرحلهای میشود که میتواند جایگاه ایران را در کریدور شمال–جنوب از یک مسیر بالقوه به یک بازیگر واقعی ارتقا دهد.
اما در کنار ظرفیت بالای ترانزیتی و فرصت درآمد ارزی، چالشهایی مثل هماهنگی زیرساختها، بار برگشتی و موانع حقوقی هنوز پابرجاست.
در ادامه، چند نکته درباره ظرفیت این مسیر، اثر آن بر تجارت منطقهای و پیشنیازهای موفقیت آن را میخوانید.
ماجرا از چه قرار است؟
بر اساس اعلام مسئولان، از مجموع ۱۶۲ کیلومتر مسیر این خط ریلی، حدود ۱۳۵ کیلومتر تاکنون تملک شده و قرار است باقیمانده اراضی نیز تا نیمه اردیبهشت تعیین تکلیف شود.
این یعنی مهمترین مانع اجرایی پروژه در حال رفع شدن است و با نهایی شدن این مرحله، پیمانکار روسی میتواند وارد فاز ساخت شود.
چرا خط ریلی رشت- آستارا مهم است؟
دلیل اول: رشت–آستارا همان حلقه مفقودهای است که کریدور شمال–جنوب بدون آن کامل نمیشود
این مسیر، حلقه نهایی اتصال شبکه ریلی ایران به جمهوری آذربایجان و روسیه است.
این یعنی همان بخشی که کریدور شمال–جنوب را از یک ایده ژئوپلیتیکی به یک مسیر واقعی حملونقل تبدیل میکند.
بدون این قطعه، ایران مزیت جغرافیایی دارد اما امکان بهرهبرداری کامل از آن را ندارد.
دلیل دوم: ظرفیت ۱۵ میلیون تنی این مسیر
ظرفیت طراحیشده این مسیر حدود ۱۵ میلیون تن در سال است.
اگر این ظرفیت بهطور کامل فعال شود، ایران میتواند سهم معنادارتری از جریان تجارت منطقهای را جذب کند و جایگاه خود را در زنجیره ترانزیت اوراسیا ارتقا دهد.
این عدد برای یک پروژه ریلی، به معنای یک جهش واقعی در مقیاس ترانزیت کشور است.
دلیل سوم: کاهش زمان و هزینه جابهجایی
در اقتصاد حملونقل، توسعه زیرساخت ریلی میتواند هزینه جابهجایی کالا را نسبت به مسیرهای جادهای حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
از سوی دیگر، برآوردها نشان میدهد این کریدور میتواند زمان ترانزیت بین جنوب آسیا و شمال اروپا را از حدود ۴۵ روز در مسیر دریایی به کمتر از ۲۰ روز برساند.
این کاهش زمان، برای تجارت جهانی یک مزیت بسیار مهم است.
دلیل چهارم: درآمد ارزی خط ریلی رشت-آستارا
برآوردهای جهانی نشان میدهد هر تن کالای عبوری میتواند بهطور متوسط بین ۲۰ تا ۵۰ دلار ارزش افزوده مستقیم و غیرمستقیم برای کشور ترانزیتی ایجاد کند.
یعنی اگر ظرفیت این مسیر بالفعل شود، سالانه میتواند چند میلیارد دلار درآمد ترانزیتی برای ایران به همراه داشته باشد و سهم درآمدهای غیرنفتی را تقویت کند.
دلیل پنجم: توازن جریان کالا در دو جهت
یکی از مهمترین مسائل در اقتصاد ترانزیت، توازن جریان کالا در دو جهت است.
اگر این مسیر فقط بار عبوری از شمال به جنوب جذب کند اما برای بار برگشتی برنامهریزی نشود، هزینههای عملیاتی بالا میرود.
در بسیاری از کریدورهای جهانی، نبود بار برگشتی باعث افزایش ۱۵ تا ۲۵ درصدی هزینه حملونقل شده است.
یعنی پایداری اقتصادی این مسیر، فقط به جذب بار ورودی بستگی ندارد؛ به طراحی تجارت دوطرفه هم وابسته است.
آیا رشت–آستارا میتواند نقش ایران را در منطقه بازتعریف کند؟
بله، اما فقط در صورتی که این پروژه از یک خط ریلی منفرد به بخشی از یک راهبرد کامل لجستیکی و تجاری تبدیل شود.
ایران از نظر جغرافیایی موقعیت ممتاز دارد، اما برای تبدیل این مزیت به درآمد پایدار، باید همزمان زیرساخت، حکمرانی، هماهنگی منطقهای و زنجیره بار را تکمیل کند.
اگر این پیشنیازها فراهم شود، راهآهن رشت–آستارا میتواند یکی از مهمترین پروژههای ترانزیتی ایران در دهههای اخیر باشد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟