چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

جنگ ایران چگونه رشد اقتصاد آمریکا را کند کرد؟ قسمت اول

جنگ ایران چگونه رشد اقتصاد آمریکا را کند کرد؟ قسمت اول

جنگ ایران برای آمریکا از مسیر انرژی، تورم، زنجیره تأمین و بی‌ثباتی سیاستی، مستقیماً به رشد اقتصادی آمریکا ضربه می‌زند. آیا رشد اقتصاد آمریکا کند خواهد شد؟

- اندازه متن +

جنگ ایران برای اقتصاد آمریکا فقط یک خبر خارجی یا یک بحران ژئوپلیتیک دوردست نیست.

این جنگ به‌طور مستقیم از کانال قیمت انرژی، اختلال در تجارت، افزایش نااطمینانی و فشار بر سیاست پولی، روی رشد اقتصادی ایالات متحده اثر گذاشته است.

حتی اگر در کوتاه‌مدت یک توافق دیپلماتیک یا آتش‌بس بتواند بخشی از التهاب را کم کند، خسارت فیزیکی گسترده به زیرساخت‌های انرژی در ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به این معناست که اثر منفی جنگ بر اقتصاد آمریکا به این زودی‌ها از بین نخواهد رفت.

مسئله فقط به افزایش لحظه‌ای قیمت نفت خلاصه نمی‌شود. آنچه در حال رخ دادن است، ضربه هم‌زمان به چند موتور مهم اقتصاد آمریکاست.

در حال حاضر، هزینه سوخت برای خانوارها بالا رفته، هزینه حمل‌ونقل برای بنگاه‌ها بیشتر شده، زنجیره‌های تأمین جهانی دوباره مختل شده و فضای تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری و استخدام، از قبل هم مبهم‌تر شده است.

در چنین وضعی، رشد اقتصادی آمریکا نه با یک شوک مقطعی، بلکه با یک فرسایش چندلایه مواجه شده است.

چرا جنگ ایران دقیقاً به ضرر رشد اقتصادی آمریکا تمام شده است؟

اقتصاد آمریکا به‌رغم بزرگی و تنوعش، به‌شدت به محیط بین‌المللی وابسته است؛ چه از مسیر تجارت و سرمایه‌گذاری، چه از مسیر سیاست خارجی و امنیت انرژی.

پیش از شروع جنگ هم این پیوند جهانی تحت فشار بود. نوسان‌های ناشی از سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا، زنجیره‌های فرامرزی را تضعیف کرده بود و روابط اقتصادی با برخی شرکای سنتی را نیز فرسوده بود. جنگ ایران این وضعیت را بدتر کرد و یک لایه جدید از نااطمینانی را روی همان بستر شکننده قبلی نشاند.

در چنین شرایطی، بنگاه‌های آمریکایی فقط با هزینه‌های بالاتر مواجه نیستند؛ با دشوارتر شدن پیش‌بینی آینده هم روبه‌رو هستند.

وقتی شرکت‌ها ندانند قیمت انرژی، هزینه حمل، نرخ بهره و وضعیت تجارت جهانی در ماه‌های آینده به کدام سمت می‌رود، طبیعی است که بخشی از تصمیم‌های توسعه‌ای خود را متوقف کنند.

همین تعلیق در سرمایه‌گذاری و استخدام، به‌تنهایی می‌تواند رشد اقتصادی را پایین بکشد.

پیامدهای اقتصای گرانی بنزین در آمریکا

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های فشار جنگ بر اقتصاد آمریکا، جهش قیمت سوخت بود.

داده‌های ماه مارس نشان دادند که خانوارهای آمریکایی بزرگ‌ترین افزایش یک‌ماهه قیمت بنزین و گازوئیل را از زمان آغاز ثبت این آمار تجربه کرده‌اند.

این جهش فقط هزینه رفت‌وآمد را بالا نبرد؛ بلکه مستقیم به بودجه خانوارها ضربه زد و بخشی از قدرت خرید را بلعید.

اما اثر جنگ در همین‌جا متوقف نمی‌شود.

در اقتصادی مثل آمریکا، حمل‌ونقل کالا هنوز وابستگی بالایی به سوخت‌های فسیلی دارد.

به همین دلیل، وقتی بنزین و گازوئیل گران می‌شوند، فقط راننده و مصرف‌کننده نهایی آسیب نمی‌بیند؛ کل زنجیره توزیع، از کارخانه تا فروشگاه، تحت فشار قرار می‌گیرد.

این یعنی سوخت گران، به‌تدریج خودش را در قیمت مواد غذایی، کالاهای مصرفی و خدمات مختلف هم نشان می‌دهد.

آیا گرانی گسترده در راه است؟

اگر قیمت سوخت برای مدتی طولانی بالا بماند، کسب‌وکارها ناچار می‌شوند بخشی از این هزینه را به مصرف‌کننده منتقل کنند.

از اینجا به بعد، مسئله فقط تورم انرژی نیست؛ بلکه تورمی است که از انرژی به سایر بخش‌ها سرایت می‌کند.

در این میان، اختلال در صادرات کود از خلیج فارس هم می‌تواند بحران غذایی جهانی را تشدید کند؛ بحرانی که اثرش به بازار آمریکا هم می‌رسد و از مسیر قیمت خوراک، دوباره به تورم داخلی آمریکا فشار وارد می‌کند.

این یعنی جنگ ایران فقط روی نفت اثر نگذاشته؛ بلکه در حال گسترش یک موج هزینه‌ای است که می‌تواند در ماه‌های بعد، از سوخت به غذا و از غذا به سایر کالاها سرایت کند.

در چنین فضایی، فشار بر رشد اقتصادی آمریکا دوچندان می‌شود؛ چون هم خانوارها زیر بار گرانی ضعیف‌تر می‌شوند و هم بنگاه‌ها با هزینه‌های بالاتر و حاشیه سود فشرده‌تر روبه‌رو خواهند شد.

فدرال رزرو چرا در یکی از سخت‌ترین تله‌های خود قرار گرفته است؟

بدترین بخش ماجرا برای سیاست‌گذاران آمریکایی اینجاست که جنگ ایران، فدرال رزرو را در یک وضعیت تقریباً بدون راه‌حل قرار داده است.

اگر تورم ناشی از انرژی و اختلال تجاری ادامه پیدا کند، بانک مرکزی آمریکا نمی‌تواند با خیال راحت به سمت کاهش نرخ بهره برود. حتی ممکن است فشار برای حفظ نرخ‌های بالا یا سخت‌گیری بیشتر افزایش یابد.

اما همین نرخ‌های بالاتر، به‌معنای اعتبارات گران‌تر برای کسب‌وکارها، سخت‌تر شدن وام‌گیری، کاهش سرمایه‌گذاری و کند شدن رشد اقتصادی است.

به عبارت دیگر، اقتصاد آمریکا در حال نزدیک شدن به همان وضعیتی است که از آن به‌عنوان رکود تورمی یاد می‌شود. این دقیقاً همان وضعیتی است که برای هر اقتصاد پیشرفته‌ای خطرناک و فرساینده است.

چرا آتش‌بس لزوماً مشکل اقتصاد آمریکا را حل نمی‌کند؟

حتی اگر یک آتش‌بس یا توافق دیپلماتیک بتواند بخشی از التهاب را آرام کند، اثرات جنگ به‌سادگی پاک نمی‌شود.

جنگ، زیرساخت‌های مهم انرژی در ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را تخریب کرده و این به معنای کاهش ظرفیت تولید نفت و گاز برای ماه‌ها یا حتی سال‌هاست.

چاه‌هایی که متوقف شده‌اند، تأسیساتی که آسیب دیده‌اند و زنجیره‌ای که از هم گسیخته، به این سرعت به وضعیت عادی برنمی‌گردند.

این واقعیت برای اقتصاد آمریکا اهمیت زیادی دارد.

چون حتی اگر بازارها از نظر روانی کمی آرام شوند، محدودیت عرضه واقعی در بازار انرژی و هزینه بالای بازسازی زیرساخت‌ها، فشار را در سطح واقعی اقتصاد نگه می‌دارد.

بنابراین، آرامش دیپلماتیک لزوماً به معنای بازگشت سریع اقتصاد آمریکا به شرایط قبل از جنگ نیست.

با وجود این طرح موضوع، آیا اقتصاد آمریکا سالم است؟ آیا جنگ بیشتر از این می‌تواند بر اقتصاد ابرقدرت جهان اثر منفی بگذارد؟

در قسمت دوم از این نوشته در این باره خواهیم گفت!

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما