دادههای بانک سوئیسی UBS نشان میدهد تورم جهانی انرژی در مارس ۲۰۲۶ به میانگین رشد ماهانه ۵.۵ درصد رسیده؛ رقمی که دستکم در یکچهارم قرن اخیر بیسابقه بوده و حتی از جهش ۵ درصدی مارس ۲۰۲۲ همزمان با آغاز جنگ اوکراین نیز فراتر رفته است. در حدود دو سوم اقتصادهای گزارشدهنده، رشد ماهانه قیمت انرژی در صدک ۹۷ یا بالاتر از توزیع تاریخی خود قرار گرفته؛ موضوعی که نشان میدهد شوک انرژی ناشی از جنگ ایران، به یک فشار جهانی و هماهنگ تبدیل شده است.
رکوردی که از بحران اوکراین هم جلو زد
برآورد UBS بر پایه دادههای تورمی حدود ۴۵ اقتصاد بزرگ توسعهیافته و نوظهور انجام شده که تاکنون ۲۷ کشور آمار مارس خود را منتشر کردهاند. مقایسه با دورههای قبل نشان میدهد جهش سنگین مارس ۲۰۲۲، که پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین ثبت شده بود، در سطح ۵ درصد متوقف مانده بود. اما مارس ۲۰۲۶ با ثبت ۵.۵ درصد، از آن هم فراتر رفته است.
این یعنی جنگ ایران، انرژی را بار دیگر به کانون اصلی فشار تورمی در جهان بازگردانده؛ آن هم با شدتی که از مهمترین شوک انرژی سالهای اخیر هم بیشتر بوده است.
چرا این بار شوک انرژی، جهانی و همزمان شد؟
نکته مهم در دادههای UBS فقط بزرگی عدد نیست، بلکه گستردگی آن است. در حدود دو سوم اقتصادهای گزارشدهنده، رشد ماهانه قیمت انرژی در صدک ۹۷ یا بالاتر از توزیع تاریخی خود قرار گرفته است. به زبان ساده، یعنی فقط در ۳ درصد از دورههای تاریخی، این کشورها تورم انرژی شدیدتری از مارس ۲۰۲۶ تجربه کردهاند.
این الگوی هماهنگ نشان میدهد شوک خلیج فارس فقط به بازار نفت محدود نمانده و به شاخصهای رسمی تورم در اقتصادهای مختلف منتقل شده است. برخلاف برخی شوکهای قبلی که بیشتر یک منطقه خاص را درگیر میکردند، این بار فشار انرژی بهصورت همزمان در اقتصادهای مختلف دیده شده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، چه چیزی گرانتر میشود؟
مشکل از جایی شروع میشود که شوک انرژی از مرز بازار سوخت عبور کند. اگر تنشهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس ادامه یابد، افزایش قیمت انرژی میتواند به بخشهای دیگر هم منتقل شود؛ از حملونقل و لجستیک گرفته تا مواد غذایی، گرمایش، تولید صنعتی و خدمات انرژیبر.
در این صورت، فاصله فعلی میان تورم انرژی و تورم سرفصل کمتر میشود و جهان ممکن است با یک موج تازه تورمی روبهرو شود؛ موجی که این بار دوباره از کانال انرژی شروع شده است.
چرا همه کشورها به یک اندازه آسیب ندیدند؟
UBS گزارش داده که در برخی کشورها شدت این شوک کمتر بوده است. سوئد، استونی، اسلوونی و تا حدی شیلی از جمله کشورهایی هستند که به دلیل ساختار متفاوت تأمین انرژی یا افت قیمت برق داخلی، افزایش تورم ماهانه کمتری را تجربه کردهاند.
اقتصادهایی که سبد انرژی متنوعتری دارند و کمتر به سوختهای فسیلی وارداتی وابستهاند، در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی خلیج فارس مقاومت بیشتری نشان میدهند. در مقابل، کشورهایی که به نفت و گاز وارداتی وابستهترند، سریعتر و شدیدتر تحت فشار قرار میگیرند.
پیام اصلی برای بازارها و سیاستگذاران چیست؟
جنگ ایران توانسته انرژی را دوباره به مهمترین موتور فشار تورمی در جهان تبدیل کند. وقتی در حدود دو سوم اقتصادهای گزارشدهنده، رشد قیمت انرژی به مرزهای بیسابقه تاریخی میرسد، یعنی شوک خلیج فارس فقط در بازار نقدی نفت نمانده و وارد شاخصهای رسمی تورم شده است.
برای بانکهای مرکزی، این وضعیت ساده نیست. شوکهای انرژی را نمیتوان بهراحتی با ابزارهای پولی مهار کرد، اما نادیده گرفتن آنها هم میتواند انتظارات تورمی را از کنترل خارج کند. به همین دلیل، بازارها و سیاستگذاران باید خود را برای دورهای از نوسان شدیدتر و احتمال سرایت تورم به سایر بخشها آماده کنند.
جمعبندی
رشد ۵.۵ درصدی تورم جهانی انرژی در مارس ۲۰۲۶ فقط یک عدد بالا نیست؛ یک هشدار جدی برای بازارهای جهانی است. این رکوردشکنی نشان میدهد جنگ ایران و پیامدهای آن در تنگه هرمز، دوباره انرژی را به متغیر اصلی تورم جهانی تبدیل کرده است.
فعلاً بحران بیشتر در بخش انرژی متمرکز مانده، اما اگر این شوک ادامهدار شود، سرایت آن به سایر بخشها دور از انتظار نخواهد بود. اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده که در آن، انرژی بار دیگر دارد تعیین میکند تورم تا کجا پیش میرود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟