چارسو اقتصاد به نقل از تسنیم، بانک مرکزی از تقویت عرضه اسکناس ارزی در شعب منتخب شبکه بانکی خبر داد.
روابط عمومی بانک مرکزی اعلام کرده است این اقدام با هدف مدیریت بهتر بازار ارز و تسهیل دسترسی متقاضیان به اسکناس ارزی انجام میشود و در همین چارچوب، شعب منتخب برای عرضه اسکناس ارزی تجهیز شدهاند.
در اطلاعیه منتشرشده، جزئیاتی درباره تعداد شعب، شهرهای هدف، حجم عرضه یا زمانبندی اجرای این برنامه ارائه نشده است.
آیا تقویت عرضه اسکناس ارزی کارآمد است؟
وقتی بانک مرکزی از تقویت عرضه اسکناس ارزی در شعب منتخب صحبت میکند، باید حواسمان باشد موضوع صرفاً اضافه شدن چند کانال توزیع نیست. در اقتصاد ایران، اسکناس ارزی یک بازار کوچک از نظر حجم است، اما از نظر اثرگذاری روی انتظارات و علامتدهی قیمتی، وزن بالایی دارد. این همان جایی است که تصمیمهای خرد اجرایی، میتوانند اثرهای کلان روانی بگذارند، بهخصوص در دورههایی که بازار در وضعیت حساس قرار دارد و هر سیگنالی میتواند به تشدید یا تخلیه هیجان منجر شود.
منطق اصلی این سیاست معمولاً این است که بخشی از تقاضای اسکناس، تقاضای واقعی و خدماتی است. سفر، درمان، دانشجویی، هزینههای خرد ارزی و حتی برخی نیازهای کسب و کارهای کوچک. وقتی این تقاضا مسیر رسمی و قابل اتکا نداشته باشد، به بازار غیررسمی منتقل میشود. انتقال تقاضای واقعی به بازار غیررسمی دو پیامد دارد. اول اینکه پرمیوم اسکناس نسبت به حواله بالا میرود و شکاف قیمت به یک موتور سفتهبازی تبدیل میشود. دوم اینکه نرخ اسکناس خیابان، به سرعت نقش نرخ مرجع ذهنی را بازی میکند و به قیمتگذاریهای داخلی سرایت میکند، حتی اگر حجم واقعی معاملات آن اندازه بزرگ نباشد.
بنابراین، تقویت عرضه اسکناس در شبکه بانکی را میتوان تلاش برای کم کردن اصطکاک دسترسی و کنترل همین پرمیوم دانست. اگر اسکناس با دسترسی نسبتاً ساده و قابل پیشبینی عرضه شود، بخشی از تقاضا که به خاطر سختی دسترسی به بازار آزاد رفته بود، برمیگردد. در این حالت، بازار غیررسمی از دو طرف تحت فشار قرار میگیرد. از طرف تقاضا، مشتری واقعی کمتر میشود و از طرف انتظارات، علامت کمبود تضعیف میشود. حاصل میتواند کاهش نوسان روزانه و تخلیه بخشی از هیجان باشد.
اما همینجا باید واقعبین بود. اسکناس ابزار تعیین کننده نرخ تعادلی ارز نیست. نرخ تعادلی از متغیرهای بنیادی میآید. مسیر تورم، وضعیت بودجه دولت، رشد نقدینگی، تراز پرداختها، انتظارات نسبت به ریسکهای سیاسی و چشمانداز صادرات و واردات، اینها هستند که روند را تعیین میکنند. اسکناس نهایتاً میتواند نقش ضربهگیر کوتاهمدت داشته باشد. یعنی به جای اینکه بازار با یک شوک کوچک از مسیر طبیعی خودش خارج شود، کمی نرمتر حرکت کند. اگر کسی انتظار داشته باشد تقویت عرضه اسکناس به تنهایی بتواند روند ارز را معکوس کند، احتمالاً از مکانیزمهای اصلی بازار ارز تصویر دقیقی ندارد.
نکته مهم، کیفیت طراحی و استمرار اجراست. در عمل، سیاستهای اسکناس دو حالت دارند. یا به یک کانال پایدار تبدیل میشوند که هر روز و هر هفته قابل اتکا هستند، یا به یک اقدام مقطعی و ضربتی که بازار خیلی سریع آن را تشخیص میدهد. در حالت دوم، اثر ممکن است فقط چند روز دوام داشته باشد و حتی پس از پایان عرضه مقطعی، فشار برگشتی ایجاد شود، چون معاملهگر تصور میکند ذخایر خرج شده و بعد از توقف تزریق، کمبود شدیدتر دیده میشود. بنابراین، پایداری و شکل عرضه، به اندازه خود خبر اهمیت دارد.
نکته دیگر، مسئله تفکیک تقاضای واقعی از تقاضای سرمایهای است. در بازار ایران، هر جا عرضه رسمی شکل بگیرد، خطر این هست که به رانت تبدیل شود و در نهایت به بازار آزاد سرریز کند. اگر قواعد دسترسی بیش از حد محدود و غیرشفاف باشد، فقط یک گروه خاص دسترسی پیدا میکند و انگیزه آربیتراژ بالا میرود. اگر هم قواعد بیش از حد باز باشد، ممکن است تقاضای سرمایهای را تحریک کند و صف و فشار عملیاتی ایجاد کند. نقطه بهینه معمولاً ترکیبی است. یعنی دسترسی برای تقاضای خدماتی ساده باشد، اما خریدهای تکراری، خریدهای حجیم و شبکهای شدن تقاضا سخت شود. ابزارهایی مثل سقف دورهای، ثبت هویتی و رصد تراکنش میتواند کمک کند، به شرط اینکه فرآیند آن قدر پیچیده نشود که متقاضی واقعی را از کانال رسمی فراری دهد.
از زاویه فعالان اقتصادی، پرسش کلیدی این است که این سیاست چه اثری روی انتظارات و هزینه مبادله میگذارد. اگر کسی واردکننده یا تولیدکننده باشد، نرخ اسکناس برای او معمولاً نرخ اصلی تصمیمگیری نیست، اما باز هم روی فضای قیمتی اثر دارد و میتواند در کوتاهمدت روی بازار کالا و خدمات، به ویژه کالاهای حساس به نرخ ارز، فشار روانی ایجاد کند. برای بخش خدمات هم، اگر دسترسی رسمی بهتر شود، هزینه پوشش نیازهای خرد ارزی کاهش پیدا میکند و این میتواند به کاهش فشار روی قیمت تمام شده برخی خدمات کمک کند. اثر آن بزرگ نیست، اما در دورههای پرنوسان میتواند معنیدار باشد.
یک وجه دیگر هم هست که کمتر دیده میشود. تجهیز شعب منتخب، یعنی بانک مرکزی دارد کانال بانکی را برای عرضه فیزیکی اسکناس فعالتر میکند. این میتواند از منظر حکمرانی داده هم مهم باشد، چون خرید و فروش اسکناس از مسیر رسمی، داده تولید میکند. داده یعنی امکان سیاستگذاری دقیقتر. وقتی بانک مرکزی بداند در کدام شهر، چه نوع تقاضایی بیشتر است، در چه روزهایی تقاضا جهش میکند، و چه الگوهایی تکرار میشود، میتواند تصمیمهای بعدی را بهینهتر کند. البته این فقط وقتی ارزشمند است که داده به تصمیم متصل شود و سیاست بعدی هم منسجم باشد.
ارزیابی واقعبینانه از این خبر این است که با یک ابزار مدیریت بازار طرفیم، نه با یک تغییر پارادایم. اگر در روزهای آینده جزئیات اجرایی روشنتر شود و نشانههای استمرار عرضه دیده شود، میشود گفت بانک مرکزی دنبال کاهش اصطکاک و کم کردن پرمیوم اسکناس است و به دنبال آرامتر کردن نوسانات کوتاهمدت است. اگر هم خبر در سطح اعلام باقی بماند و اثر آن در شبکه بانکی برای متقاضی قابل لمس نباشد، بازار به سرعت این فاصله را تشخیص میدهد و اثر خبری آن کوتاه میشود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟