بر اساس تازهترین آمارهای ارائه شده توسط نهاد آماری اتحادیه اروپا (یورواستات)، مجموع ارزش مبادلات تجاری میان جمهوری اسلامی ایران و ۲۷ کشور عضو این اتحادیه در ۱۰ ماهه منتهی به اکتبر ۲۰۲۵ به ۳ میلیارد و ۱۰۲ میلیون یورو رسیده است. این رقم که در شرایط تداوم فشارهای سنگین تحریمی و پیچیدگیهای بیسابقه در روابط دیپلماتیک حاصل شده، بیش از آنکه یک عدد باشد، پیامی از «واقعگرایی اقتصادی» در روابط بینالملل است. با وجود محدودیتهای گسترده در حوزههای بانکی، بیمه و لجستیک، شریانهای تجاری میان تهران و بروکسل همچنان ضربان دارند و در سطحی پایدار به حیات خود ادامه میدهند.
تراز تجاری؛ صادرات فناوری در برابر واردات اقلام استراتژیک
نگاهی دقیق به ساختار این تجارت نشان میدهد که کفه ترازو به سود اتحادیه اروپا سنگینی میکند. در این بازه زمانی، صادرات اروپا به ایران ۲ میلیارد و ۴۵۲ میلیون یورو بوده، در حالی که واردات این بلوک از ایران رقم ۶۵۰ میلیون یورو را ثبت کرده است. این شکاف نشاندهنده عطش صنایع زیربنایی ایران به قطعات، ماشینآلات و مواد شیمیایی اروپایی است که برای تداوم تولید در داخل کشور ضروری هستند.
از سوی دیگر، صادرات ۶۵۰ میلیون یورویی ایران به اروپا که عمدتاً شامل اقلام کشاورزی، مواد غذایی، فرش و برخی محصولات صنعتی خاص است، حکایت از آن دارد که محصولات ایرانی همچنان جایگاه خود را در سفره و صنایع اروپا حفظ کردهاند. با وجود اینکه تحریمهای انرژی، صادرات نفت و گاز ایران را از این تراز حذف کرده است، اما پایداری صادرات غیرنفتی نشان میدهد که کیفیت محصولات ایرانی توانسته است موانع سختگیرانه استاندارد در اروپا را پشت سر بگذارد.
آلمان؛ لنگرگاه سنتی روابط تجاری تهران و برلین
آلمان با تصاحب ۳۱ درصد از کل حجم تجارت ایران و اتحادیه اروپا، بار دیگر ثابت کرد که شریک شماره یک و استراتژیک ایران در قاره سبز است. حجم مبادلات دوجانبه تهران و برلین در این ۱۰ ماه به ۹۸۴ میلیون یورو رسیده است. آلمان برای صنعت ایران تنها یک فروشنده نیست، بلکه تأمینکننده تکنولوژی و «کالاهای سرمایهای» است که چرخهای بسیاری از کارخانجات داخلی به آنها وابسته است.
تمرکز آلمان بر صادرات ماشینآلات و ترکیبات شیمیایی پیشرفته، نشان میدهد که لایههای اقتصادی دو کشور چنان در هم تنیده شده است که فشارهای سیاسی نمیتواند به سادگی این پیوندهای فنی را بگسلد. در کنار آلمان، کشورهای دیگری نظیر ایتالیا، هلند و اسپانیا نیز حضور فعالی داشتهاند، اما برلین همچنان به عنوان «هاب» و اصلیترین مجرای ورود فناوری اروپا به ایران عمل میکند.
چرا این تجارت فراتر از پیشبینیها دوام آورده است؟
اگر بخواهم این وضعیت را مستقیماً تحلیل کنم، باید بگویم که رقم ۳.۱ میلیارد یورو تجارت در ۱۰ ماه، نشاندهنده یک «بلوغ اجباری» در اقتصاد ایران است. ایران توانسته است از مرحله «شوک تحریمی» عبور کرده و به مرحله «مدیریت محدودیت» برسد. این ثبات آماری نشان میدهد که بخش خصوصی ایران و شرکتهای متوسط اروپایی (SMEs) موفق شدهاند راههایی را برای دور زدن بروکراسیهای ناشی از تحریم بیابند.
واقعیت این است که نیاز اروپا به بازارهای بکر مصرفی ایران و متقابلاً نیاز ایران به کالاهای سرمایهای اروپا، یک نیروی گریز از مرکز ایجاد کرده که شرکتها را به سمت تعامل سوق میدهد. این تجارت، از جنس «تجارت اضطراری» نیست، بلکه تجارتی مبتنی بر «زنجیره تأمین» است. وقتی یک کارخانه در ایران با تکنولوژی آلمانی بنا شده، برای نگهداری و بروزرسانی خود چارهای جز ادامه تعامل با تأمینکننده اصلی ندارد. این یعنی روابط اقتصادی میان این دو منطقه، فراتر از ارادههای سیاسی، در لایههای زیرین صنعت تثبیت شده است.
ظرفیتهای پنهان و موانع برخاسته از عدم قطعیت
مقامات ایران همواره بر این نکته تأکید دارند که این ارقام تنها بخش کوچکی از پتانسیل واقعی دو طرف است. در حوزههایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر، داروسازی و تکنولوژیهای زیستمحیطی، عطش زیادی برای همکاری وجود دارد. اما آنچه مانع جهش این ارقام میشود، «هزینه مبادله» است. وقتی بانکی برای انتقال پول وجود ندارد، بازرگان باید هزینههای گزافی را برای انتقال غیرمستقیم ارز بپردازد که این امر باعث افزایش قیمت تمام شده و کاهش رقابتپذیری میشود.
با این حال، ثبات حجم تجارت در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ (مانند رقم ۲۱۸ میلیون یورویی صادرات اروپا در اکتبر) نشان میدهد که طرفین به یک «تعادل پایدار در شرایط سخت» رسیدهاند. این تعادل به معنای رضایت نیست، بلکه به معنای یافتن کفِ حداقلی برای بقای روابط تجاری است. در واقع، ۳.۱ میلیارد یورو، مرز مقاومتی است که نشان میدهد اقتصاد ایران و اروپا به این سادگیها از یکدیگر قابل تفکیک نیستند.
چشمانداز آینده؛ لزوم بازنگری در مدلهای مالی
برای اینکه این تجارت از رقم ۳ میلیارد یورو فراتر رود، نیاز به یک جراحی در مدلهای مالی است. ایران در سالهای اخیر به سمت تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و استفاده از ارزهای محلی حرکت کرده است، اما پیوند با یورو و اتحادیه اروپا به دلیل کیفیت کالاها، همچنان اولویت اول صنعتگران باقی مانده است.
در میانمدت، اگر گشایشهای سیاسی رخ ندهد، پیشبینی میشود این تجارت با همین روندِ «پایداری محدود» ادامه یابد. اما آنچه روشن است، این است که اروپا نمیتواند به سادگی از بازار ۸۵ میلیونی ایران چشمپوشی کند و ایران نیز نمیتواند نیاز خود به دانش فنی قاره سبز را نادیده بگیرد. این «وابستگی متقابل» همان عاملی است که باعث شده در پایان ۱۰ ماهه ۲۰۲۵، علیرغم تمامی پیشبینیهای منفی، شاهد یک تراز تجاری مستحکم و سه میلیارد یورویی باشیم.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟