-
اندازه متن
+
اگر قرار باشد از روی همین اینفوگرافیک گمرک فقط یک جمعبندی بیرون بکشیم، جمعبندی روشن است: امارات برای تجارت ایران «یک شریک» نیست؛ یک گلوگاه است. سهم امارات از واردات ایران در پنج سال اخیر عملاً دور عدد ۳۰ درصد میچرخد و تکان جدی نمیخورد: ۳۱.۷ درصد در ۱۴۰۰، ۳۰.۲ درصد در ۱۴۰۱، ۳۱.۳ درصد در ۱۴۰۲، ۳۰.۴ درصد در ۱۴۰۳ و ۳۰.۷ درصد در هشتماهه ۱۴۰۴.
این ثبات سهم، در ظاهر میتواند نشانه «مسیر جاافتاده» باشد، اما در واقع خبر از یک قفلشدگی میدهد: یعنی هر چقدر هم درباره «متنوعسازی مبادی وارداتی» گفته شود، در خروجی تجارت، وزن امارات همچنان لنگر انداخته است.
این ثبات سهم، در ظاهر میتواند نشانه «مسیر جاافتاده» باشد، اما در واقع خبر از یک قفلشدگی میدهد: یعنی هر چقدر هم درباره «متنوعسازی مبادی وارداتی» گفته شود، در خروجی تجارت، وزن امارات همچنان لنگر انداخته است.
- سهم امارات از واردات: نزدیک ۳۰٪ (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴)
- ارزش واردات از امارات: روند افزایشی (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳)
- نکته کلیدی: تمرکز بالا = ریسک بالا در واردات و صادرات
امارات؛ گلوگاه تجاری بزرگ ایران
این قفلشدگی فقط در سهم دیده نمیشود؛ در حجم هم خودش را نشان میدهد. ارزش واردات ایران از امارات طبق همین نمودار از حدود ۱۶.۵ میلیارد دلار در ۱۴۰۰ به ۱۸.۵ میلیارد دلار در ۱۴۰۱، ۲۰.۹ میلیارد دلار در ۱۴۰۲ و ۲۲.۳ میلیارد دلار در ۱۴۰۳ رسیده است. در هشتماهه ۱۴۰۴ هم ۱۰.۵ میلیارد دلار ثبت شده که اگر با همان آهنگ ادامه پیدا کند، باز هم امارات یکی از اصلیترین مسیرهای ورود کالا خواهد ماند. یعنی در عمل با یک روند طرفیم: هم سهم بالاست، هم ارزش واردات رو به افزایش بوده؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که با شعار «تنوع مبادی» نمیخواند.امارات فقط «دروازه واردات» نیست؛ کانال صادرات هم شده
در سمت صادرات هم تصویر هشداردهنده است، فقط با شکل متفاوت. ارزش صادرات ایران به امارات از ۴.۵ میلیارد دلار در ۱۴۰۰ به ۶.۲ میلیارد دلار در ۱۴۰۱ و ۶.۷ میلیارد دلار در ۱۴۰۲ رسیده، در ۱۴۰۳ حدود ۷.۳ میلیارد دلار ثبت شده و در هشتماهه ۱۴۰۴ ۴.۴ میلیارد دلار است. سهم امارات از سبد صادراتی ایران هم از ۹.۳ درصد در ۱۴۰۰ به ۱۱.۴ درصد در ۱۴۰۱ و ۱۳.۴ درصد در ۱۴۰۲ رسیده، در ۱۴۰۳ به ۱۲.۵ درصد برگشته، اما در هشتماهه ۱۴۰۴ دوباره تا ۱۴ درصد بالا آمده است. پیام روشن است: امارات فقط «ورودی کالا» نیست؛ دارد به یک کانال پررنگتر برای خروج کالاهای ایرانی هم تبدیل میشود. و این یعنی اگر یک روزی در این گلوگاه اختلال جدی ایجاد شود، شوک فقط از مسیر واردات به اقتصاد نمیخورد؛ صادرات هم ضربه میبیند. مسأله این نیست که تجارت با امارات باید قطع شود؛ مسأله این است که وقتی یکسوم واردات از یک مسیر میآید، دیگر اسمش تنوع نیست؛ اسمش تمرکز است. تمرکز هم همیشه ریسک میسازد: ریسک هزینه حمل و بیمه، ریسک مقررات، ریسک توقف یا کندی ترخیص، و حتی ریسک نوسان یک بازار واسطهای که شما روی آن کنترل ندارید.شرط کاهش تراستی و کمرنگ شدن لنگر دلاری: تغییر وزن کانال امارات
یک لایه مهمتر هم هست که معمولاً زیر سایه اعداد گم میشود: قصه ارز و شبکه تسویه. تا وقتی بخش قابل توجهی از تجارت از مسیر امارات میگذرد، شبکه پرداخت و تسویه هم در همان مدار شکل میگیرد؛ یعنی تراستیها و واسطهها بهجای اینکه یک عارضه موقت باشند، به یک «ساختار» تبدیل میشوند. از طرف دیگر، درهم امارات در عمل به دلار لنگر دارد؛ بنابراین حتی اگر معامله روی کاغذ «غیردلاری» نامگذاری شود، وقتی حجم تجارت در این کانال بالاست، اثر دلار و سازوکارهای دلاری از مسیرهای مختلف دوباره به تجارت برمیگردد. نتیجه روشن است: کاهش تراستی و جدا شدن از لنگر دلاری، بدون جابهجایی واقعی وزن تجارت اتفاق نمیافتد.هابهای جایگزین مثل عمان؛ راه خروج از تکگلوگاهی
اینجاست که بحث «هاب جایگزین» معنی پیدا میکند. اگر قرار است تمرکز شکسته شود، باید بخشی از جریان واردات و صادرات به مسیرهایی منتقل شود که هم از نظر سیاسی-اقتصادی همسوترند و هم امکان طراحی سازوکارهای پرداخت و لجستیک متفاوت را میدهند. مثال روشنش عمان است: مسیری که میتواند نقش هاب را پررنگتر بگیرد تا تجارت ایران از یک گلوگاه واحد خارج شود. حتی اگر عمان هم کامل و بیهزینه نباشد، فلسفهاش ایجاد «رقابت بین مسیرها» و کاهش ریسک تمرکز است؛ یعنی امارات تنها گزینه نباشد و نتواند عملاً تعیینکننده هزینه، سرعت و قالب مبادله ایران شود. جمعبندی مبتنی بر همین نمودار ناگزیر انتقادی است: امارات همزمان در واردات و صادرات ایران در حال تبدیل شدن به «لنگر» است؛ و لنگر با تنوعسازی منافات دارد.- راهکار ۱: کاهش تدریجی سهم امارات در واردات
- راهکار ۲: ساخت هابهای موازی (مثل عمان) برای شکستن تکمسیر
- راهکار ۳: طراحی شبکه تسویه و پرداخت مستقل از کانال امارات
نویسنده
Post Views: 46
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟