طلای جهانی در روزهای پایانی دسامبر ۲۰۲۵ در نزدیکی محدوده حساس «چهار هزار و پانصد دلار» نوسان میکند؛ سطحی که هم بهلحاظ روانی مهم است و هم بهعنوان مرز تثبیت یک فاز قیمتی جدید دیده میشود. دادههای بازار نشان میدهد قیمت طلا حوالی ۴۴۸۰ دلار در هر اونس معامله شده و به فاصلهای بسیار کوتاه از این مقاومت رسیده است.
رفتار قیمت نیز با توصیفی که در متن تو آوردی همخوان است: اصلاحها کوتاه و کمعمق بودهاند و برگشتها سریع؛ یعنی تقاضا در سطوح بالا هنوز فروکش نکرده است. اما سؤال کلیدی اینجاست که آیا طلای جهانی میتواند فقط با «اینرسی روند» از ۴۵۰۰ عبور کند یا نیاز به یک کاتالیزور جدید دارد؟
طلای جهانی و آزمون چهار هزار و پانصد دلار
برای عبور پایدار از این سطح، دو شرط معمولاً همزمان باید برقرار باشد: نخست، ضعف یا کاهش «بازده واقعی» (نرخ بهره حقیقی) و دوم، تداوم نااطمینانیهای کلان که میل سرمایهگذاران به داراییهای امن را بالا نگه میدارد. در سال ۲۰۲۵ هر دو عامل به شکلهای مختلف فعال بودهاند و همین باعث شده طلای جهانی از محدودههای قبلی جدا شود.
از زاویه تکنیکال، بازار در حال حاضر بیشتر شبیه یک «تثبیت رو به بالا» است تا یک جهش فرسایشی. این یعنی اگر حمایتهای نزدیک (مثلاً ناحیه ۴۴۰۰ تا ۴۴۵۰) حفظ شود، یک شکست بالای ۴۵۰۰ میتواند با شتابگیری سفارشها همراه شود. اما اگر این حمایتها شکسته شود، همانطور که خودت اشاره کردی، چشمانداز صعودی کوتاهمدت تغییر میکند و بازار وارد فاز اصلاح زمانی/قیمتی میشود.
نکته مهم این است که «عبور» بهتنهایی کافی نیست؛ بازار برای معتبر شدن شکست، به تثبیت چندروزه/چندهفتهای بالای سطح کلیدی نیاز دارد. این دقیقاً جایی است که عوامل بنیادی وارد بازی میشوند و مشخص میکنند شکست تکنیکال «سوخت» دارد یا نه.
موتورهای بنیادی؛ نرخ بهره واقعی، بانکهای مرکزی و ریسکهای جهانی
در سمت تقاضا، یکی از پیشرانهای ساختاری که طی چند سال اخیر بارها به آن ارجاع داده شده، خرید بانکهای مرکزی است. گزارشهای شورای جهانی طلا نشان میدهد خرید خالص بانکهای مرکزی در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ بیش از هزار تن بوده و این روند بهعنوان یک نیروی حمایتی مهم شناخته میشود.
همچنین دادههای ماهانه ۲۰۲۵ نیز از تداوم خریدها حکایت دارد، هرچند شدت آن میتواند ماهبهماه تغییر کند.
در سمت سیاست پولی، مسیر نرخهای بهره (بهویژه نرخ بهره واقعی) برای طلای جهانی حیاتی است. هر سناریویی که به کاهش رشد و کاهش نرخهای بهره منتهی شود، معمولاً به نفع طلا تمام میشود. برای نمونه، گزارش «چشمانداز طلا ۲۰۲۶» از شورای جهانی طلا اشاره میکند اگر رشد اقتصادی کندتر شود و نرخها پایینتر بیاید، طلا میتواند عملکرد بهتری داشته باشد و در سناریوهای پرریسکتر، جهش قویتری هم ممکن است.
از سوی دیگر، گزارشهای نهادهای بینالمللی درباره شکنندگی رشد و اثر تعرفهها/نااطمینانی سیاستی بر تجارت و سرمایهگذاری، محیطی میسازد که بهطور طبیعی «پرریسکتر» است. برای مثال OECD در گزارشهای اخیرش از کند شدن رشد جهانی در ۲۰۲۶ و اثر نامطمئن سیاستهای تجاری بر سرمایهگذاری و تجارت گفته است.
جمعبندی این بخش: اگر نرخهای واقعی کاهش یابد یا بازارها به این نتیجه برسند که دوره انقباض پولی رو به پایان است، احتمال عبور طلای جهانی از ۴۵۰۰ بالا میرود. اما اگر نرخهای واقعی دوباره بالا برود (بهدلیل تورم چسبنده یا سیاست پولی سختگیرانهتر)، طلا برای ادامه صعود به ریسکهای ژئوپلیتیک و خرید بانکهای مرکزی «بیشتر» متکی میشود.
سناریوهای پیشرو؛ چه زمانی عبور پایدار محتملتر است؟
برای اینکه تحلیل عملیاتی باشد، میشود مسیر پیش رو را در سه سناریوی روشن دید:
سناریوی صعودی (عبور و تثبیت)
اگر بازارهای مالی وارد فاز «کاهش نرخهای بهره» شوند، یا دادههای رشد نشانههای ضعف جدی بدهد، طلا میتواند از سطح ۴۵۰۰ عبور کند و در صورت تقویت تقاضای سرمایهگذاری، وارد کانالهای بالاتر شود. این سناریو با برخی پیشبینیهای بانکهای بزرگ هم همخوانی دارد؛ برای مثال رویترز از یادداشت گلدمنساکس گزارش کرده که در سناریوی پایه، قیمت طلا را نزدیک ۴۹۰۰ دلار در پایان ۲۰۲۶ میبیند (با ریسکهای صعودی در صورت گسترش تقاضا). همچنین برخی گزارشهای بازار هم محدوده ۴۵۰۰ تا ۴۷۰۰ را برای سال آینده محتمل دانستهاند.
سناریوی خنثی (نوسان در سقفها)
اگر نرخهای واقعی نه بهطور معنادار پایین بیاید و نه شوک ریسک بزرگی رخ دهد، محتملترین حالت این است که طلای جهانی در یک بازه نسبتاً فشرده نزدیک سقفها نوسان کند؛ یعنی همان «تثبیت رو به بالا» که گفتی. در این سناریو، بازار انرژی کافی برای یک پرش بزرگ ندارد، اما افت سنگین هم بعید است چون خریداران ساختاری (مثل بانکهای مرکزی) در حال پشتیبانیاند.
سناریوی اصلاحی (عدم عبور و برگشت)
اگر دلار تقویت شود و بازده واقعی بالا برود، یا اگر بازارهای سهام بهطور گسترده ریسکپذیرتر شوند، طلا ممکن است حمایتهای نزدیک را از دست بدهد و وارد اصلاح شود. در این حالت، عبور از ۴۵۰۰ به تعویق میافتد و طلای جهانی بهجای «شکست»، زمان بیشتری را صرف هضم رشدهای قبلی میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟