مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، پیرامون موضوع یارانه بنزین اعلام کرده است که دولت ماهانه حدود ۸ میلیون تومان به هر باک بنزین یارانه میدهد. به گفته او، دولت سالانه حدود ۴ میلیارد دلار بنزین با قیمت نزدیک به ۶۰ هزار تومان تأمین میکند و آن را با نرخهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومان در داخل کشور به فروش میرساند. رئیسجمهور تأکید کرده که این یارانه باید به همه مردم برسد، نه فقط گروهی خاص، و دولت قصد افزایش قیمت بنزین را ندارد. او همچنین اعلام کرده اصلاح مصرف از خود دولت آغاز شده و خودروهای دولتی بدون کارت سوخت بنزین دریافت میکنند.
یارانه بنزین؛ عددی که دیده نمیشود
یارانه بنزین سالهاست یکی از بزرگترین اقلام پنهان در اقتصاد ایران است. تفاوت میان قیمت واقعی بنزین و قیمتی که مصرفکننده پرداخت میکند، بهصورت مستقیم در بودجه خانوار دیده نمیشود، اما در تراز مالی دولت و ناترازی انرژی اثر خود را نشان میدهد. بیان عدد «۸ میلیون تومان برای هر باک بنزین» قابل تامل است.
این عدد نشان میدهد که یارانه بنزین نه یک حمایت کوچک، بلکه یک انتقال بزرگ منابع است؛ انتقالی که شکل فعلی آن، بیش از آنکه به عدالت نزدیک باشد، تابع الگوی مصرف است.
یارانه بنزین به چه کسی میرسد؟
در ساختار فعلی، یارانه به خودرو تعلق میگیرد، نه به شهروند. نتیجه این سازوکار آن است که هرچه مصرف بالاتر باشد، سهم فرد از یارانه بنزین بیشتر میشود. خانواری با چند خودرو و مصرف بالا، یارانه بیشتری دریافت میکند و در مقابل، خانوارهای فاقد خودرو یا کممصرف، عملاً سهم ناچیزی از یارانه بنزین دارند.
از این منظر، گزاره رئیسجمهور مبنی بر اینکه «این مبلغ باید به همه مردم برسد» به قلب مسئله میزند. بحث اصلی، نه حذف یا افزایش یارانه، بلکه بازتعریف شیوه توزیع یارانه اعمالی است.
چرا بنزین اصلاحپذیر نیست، اما اصلاحناپذیر هم نیست
تجربه سیاستگذاری در ایران نشان داده که یارانه بنزین از معدود حوزههایی است که هرگونه تغییر شتابزده در آن، پیامدهای اجتماعی و سیاسی جدی دارد. به همین دلیل، دولت فعلی صراحتاً اعلام میکند که قصد گرانکردن بنزین را ندارد.
اما همزمان، ادامه وضع موجود نیز هزینهزاست. یارانه بنزین بالا، مصرف را تشویق میکند، قاچاق را توجیهپذیر میسازد و ناترازی انرژی را تعمیق میکند. بنابراین، سیاستگذار ناگزیر است میان «عدم شوک قیمتی» و «اصلاح تدریجی» مسیر سومی پیدا کند؛ مسیری که در آن، یارانه بنزین از مصرف جدا شود.
بازتوزیع یارانه بنزین؛ ایدهای قدیمی با اجرای دشوار
ایده واریز یارانه بنزین به حساب مردم، سالهاست در ادبیات اقتصادی ایران مطرح است. در این مدل، بهجای آنکه دولت بنزین ارزان بفروشد، ارزش یارانه بنزین را بهصورت مستقیم به شهروندان پرداخت میکند و مصرفکننده درباره مصرف یا فروش آن تصمیم میگیرد.
مزیت این رویکرد، شفافیت و عدالت بیشتر است. اما چالش آن، طراحی دقیق، کنترل آثار تورمی و مدیریت انتظارات است. اگر بازتوزیع یارانه بنزین بدون ملاحظات پولی و مالی انجام شود، میتواند به افزایش تقاضای کل و فشار تورمی منجر شود.
بنزین و سیگنالهای اشتباه به مصرف
قیمت پایین بنزین، یکی از اصلیترین سیگنالهای نادرست در اقتصاد ایران است. این سیگنال باعث میشود مصرف انرژی بالا بماند، سرمایهگذاری در بهرهوری انرژی توجیه نداشته باشد و الگوی حملونقل اصلاح نشود. در چنین شرایطی، یارانه بنزین بهجای حمایت، به مانع اصلاح ساختاری تبدیل میشود.
از این منظر، تأکید دولت بر اصلاح شیوه توزیع یارانه بنزین، اگر با سیاستهای مکمل همراه شود، میتواند به اصلاح تدریجی رفتار مصرفی منجر شود؛ بدون آنکه شوک قیمتی ایجاد کند.
شروع اصلاح از دولت؛ پیام سیاسی مهم
اشاره رئیسجمهور به حذف امتیاز کارت سوخت خودروهای دولتی، اگر در عمل اجرا شود، پیام مهمی دارد. یکی از انتقادات همیشگی به سیاستهای یارانهای، این بوده که دولت پیش از مردم، مصرف خود را اصلاح نمیکند.
در موضوع مذکور، این نکته اهمیت مضاعف دارد. اصلاح از درون دولت، میتواند به افزایش مقبولیت اجتماعی سیاستهای آتی کمک کند و زمینه را برای گفتوگوی صادقانهتر با جامعه فراهم سازد.
آیا یارانه مسئله بودجه است یا عدالت؟
در نگاه اول، این موضوع یک مسئله بودجهای به نظر میرسد؛ اما در عمق، مسئله عدالت توزیعی است. این یارانه، یکی از بزرگترین انتقالهای ضمنی منابع در اقتصاد ایران است و نحوه توزیع آن، پیامدهای اجتماعی گستردهای دارد.
اگر این سیاست بهدرستی بازتوزیع شود، میتواند به نفع دهکهای پایین تمام شود. اما اگر همچنان به مصرف گره بخورد، شکاف بهرهمندی را تشدید میکند.
اظهارات رئیسجمهور، بیش از آنکه اعلام یک تصمیم اجرایی باشد، بازتعریف صورتمسئله است. دولت میگوید یارانه بنزین وجود دارد، سنگین است و ناعادلانه توزیع میشود؛ اما راهحل را نه در افزایش قیمت، بلکه در اصلاح شیوه توزیع میبیند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟