سقاب اصفهانی در توضیح ابعاد طرح جدید بنزینی تأکید کرد این طرح برخلاف تصور برخی، حول محور افزایش یا اصلاح قیمت بنزین طراحی نشده و هدف اصلی آن ایجاد چارچوبی برای مقابله با اتلاف و قاچاق انرژی است. به گفته او، دولت قصد دارد با بهرهگیری از زیرساختها و تجهیزات فعلی، نظامی برای مدیریت هوشمند مصرف ایجاد کند.
وی افزود تصویب اساسنامه سازمان مدیریت راهبردی انرژی گام نخست این مسیر بوده و گام دوم، یعنی اجرای طرح در دولت، در نوبت بررسی قرار دارد. او اطمینان داد این فرایند بدون ایجاد وقفه پیش خواهد رفت و مدل طرح مبتنی بر مشارکت مردم و ایجاد انگیزه برای کاهش هدررفت انرژی است.
تغییر پارادایم در سیاست بنزینی: از قیمتگذاری به مدیریت مصرف
آنچه معاون رئیسجمهور مطرح کرده، نشان میدهد طرح جدید بنزینی دولت بهجای تمرکز بر قیمت، بر «رفتار مصرف» متمرکز شده است. این تغییر رویکرد در سالهایی که حساسیت اجتماعی نسبت به قیمت بنزین بالاست، میتواند یک تصمیم راهبردی باشد.
در واقع، دولت تلاش میکند بدون افزایش قیمت، از ابزارهای حکمرانی داده، کنترل هوشمند، سهمیهبندی هدفمند و مدیریت مبتنی بر رفتار مصرفکننده استفاده کند. چنین مدلی به جای فشار قیمتی، بر کنترل هدررفت و جلوگیری از خروج غیرقانونی سوخت تمرکز میکند.
این رویکرد میتواند موجب کاهش فشار اجتماعی و در عین حال افزایش بهرهوری شبکه سوخت شود؛ زیرا بخشی از مصرف فعلی نه مصرف واقعی خانوار، بلکه اتلاف ناشی از ناکارآمدی یا قاچاق است.
نگاه جدید به ذینفع کردن مردم در برنامه انرژی
سقاب اصفهانی تأکید کرده مدل طرح جدید بنزینی مبتنی بر «ذینفع کردن مردم» است. در سیاستگذاری انرژی، ذینفع کردن مصرفکننده معمولاً به معنای ایجاد سازوکاری است که افراد از صرفهجویی منتفع شوند.
این مدل میتواند شامل مواردی مانند:
- تخصیص سهمیه پایه به افراد، نه خودروها،
- امکان انتقال یا معامله سهمیه،
- ایجاد انگیزه مالی برای کاهش مصرف،
- یا تبدیل صرفهجویی به اعتبار انرژی یا پول الکترونیک.
تجربه جهانی در مبارزه با قاچاق سوخت
در کشورهایی مانند مالزی، ونزوئلا و نیجریه، قاچاق سوخت یکی از مهمترین عوامل فشار بر منابع مالی و انرژی بوده است. تجربه این کشورها نشان میدهد هرگاه سیستمهای هوشمند مدیریت سوخت (کارت سوخت، ردیابی مصرف، دادهمحوری) جایگزین سیاستهای صرفاً قیمتی شدهاند، میزان قاچاق کاهش یافته است.
در برخی کشورها، از جمله اندونزی، کاهش قاچاق بهطور همزمان با افزایش بهرهوری صنایع و کاهش مصرف غیرضروری همراه بوده است. مشابه همین الگو میتواند در ایران — با توجه به اختلاف قیمت با کشورهای همسایه — نقش مهمی در کاهش هدررفت داشته باشد.
اهمیت زیرساختهای دادهمحور در سیاستگذاری سوخت
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد هرگاه دولتها از «سیاستگذاری دادهمحور» برای مدیریت انرژی استفاده کردهاند، موفقیت طرحها بیشتر بوده است. ابزارهایی مانند پایش لحظهای مصرف، تحلیل مسیرهای توزیع، الگوریتمهای ضدقاچاق و سامانههای سهمیهبندی انعطافپذیر میتوانند شکاف میان مصرف واقعی و مصرف ثبتشده را کاهش دهند.
اگر طرح جدید بنزینی دولت به چنین زیرساختهایی متصل شود، احتمال موفقیت آن در کاهش اتلاف و جلوگیری از خروج غیرقانونی سوخت افزایش خواهد یافت.
اظهارات سقاب اصفهانی نشان میدهد دولت در حال حرکت به سمت مدل جدیدی از حکمرانی انرژی است؛ مدلی که بهجای افزایش قیمت، بر مدیریت مصرف، کاهش هدررفت، مقابله با قاچاق و مشارکت مردم تمرکز دارد.
اگر این مدل در قالب طرح جدید بنزینی بهدرستی اجرا شود، میتواند گامی مهم در کاهش شکاف میان عرضه و تقاضای انرژی، بهبود بهرهوری شبکه سوخت و تقویت شفافیت باشد.
موفقیت طرح اما وابسته به چند عامل کلیدی است: وجود زیرساخت دقیق داده، همکاری دستگاههای اجرایی، انگیزهبخشی مؤثر به مردم و اجرای مرحلهای و قابل پایش.
تحلیل بازار خودرو در هفته اول آذر ۱۴۰۴؛ سایه بنزین ۵۰۰۰ تومانی بر بازار راکد
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟