تازهترین برآوردهای ارائهشده از وضعیت تسهیلات قرضالحسنه ازدواج و فرزندآوری نشان میدهد برای جمعکردن صف موجود، حدود ۲۲۴ هزار میلیارد تومان منابع اضافه لازم است. مطابق دادههای ارائهشده، در بخش وام ازدواج تا این مقطع حدود ۱۶۵ همت پرداخت شده و ۵۳۷ هزار نفر در صف قرار دارند؛ برای پایان دادن به صف ازدواج ۱۷۶ همت دیگر نیاز است. در وام فرزندآوری نیز حدود ۳۶ همت پرداخت شده و ۵۳۶ هزار نفر در صف هستند؛ برآورد منابع موردنیاز برای پایان صف فرزندآوری ۴۸ همت است. جمع این دو، هم از نظر تعداد افراد در صف و هم از نظر بار مالی، نشان میدهد مدیریت صف وام ازدواج و وام فرزندآوری به یک موضوع ساختاری در سیاست اعتباری کشور تبدیل شده است.

در کنار این تصویر، آمارهای رسمی بانک مرکزی از سمت عرضه اعتبار نیز قابل توجه است. بانک مرکزی اعلام کرده در ۹ ماه، حدود ۱۶۴ همت وام ازدواج به ۴۹۵ هزار نفر و حدود ۳۷ همت وام فرزندآوری به ۴۰۵ هزار نفر پرداخت شده و مجموع پرداخت این دو به ۲۰۱ همت رسیده است. این ارقام نشان میدهد پرداختها متوقف نیست و شبکه بانکی در حجم بالا در حال اعطای تسهیلات است؛ اما همزمان، اندازه صف باقیمانده از یک شکاف مزمن میان تقاضا و ظرفیت پرداخت حکایت دارد.
صف یکمیلیونی چگونه شکل میگیرد
اولین نکته در تحلیل صف وام ازدواج و فرزندآوری، تفاوت میان دو عدد است: تعداد دریافتکنندگان و تعداد منتظران. وقتی در ۹ ماه بیش از ۹۰۰ هزار فقره تسهیلات ازدواج و فرزندآوری پرداخت میشود ، اما همچنان حدود یک میلیون نفر در صف میمانند، یعنی سرعت ورود متقاضیان جدید یا سرعت تکمیل پروندهها و تخصیص منابع، با هم همخوان نیست.
در دادههای ارائهشده، تعداد افراد در صف برای ازدواج و فرزندآوری رویهم بیش از یک میلیون نفر است. این عدد با گزارشهای رسانهای مبتنی بر اعلام بانک مرکزی درباره بزرگی تقاضا و استمرار صف نیز همسو است. در عمل چند عامل، صف را بزرگ نگه میدارد:
- زمانبندی پرداختها در طول سال: تجربه سالهای اخیر نشان داده بخشی از پرداختها در ماههای خاصی شتاب میگیرد. بانک مرکزی نیز از انتقال سهمیههای مصرفنشده تسهیلات خرید کالای ایرانی به وام ازدواج و فرزندآوری خبر داده است؛ تصمیمی که میتواند به افزایش تعداد پرداخت کمک کند. این جنس جابهجایی سهمیهها از نگاه سیاستی نکته مثبتی دارد، چون منابع بلااستفاده را به سمت تقاضای پرحجمتر هدایت میکند؛ اما اگر این انتقال دیرهنگام باشد، صف در بخش بزرگی از سال پابرجا میماند.
- ماهیت قرضالحسنه و محدودیت منابع:وام ازدواج و وام فرزندآوری عمدتاً در قالب تسهیلات قرضالحسنه تعریف میشوند. در این قالب، نرخ کارمزد پایین است و بانکها از محل منابع مشخصی مثل سپردههای قرضالحسنه پسانداز و جاری، توان پرداخت دارند. وقتی تقاضا سریعتر از رشد منابع حرکت کند، طبیعی است که صف ایجاد شود. اینجا حتی افزایش عدد مصوب در بودجه یا افزایش سقف وام، بدون تقویت منابع پایدار، میتواند فشار صف را بیشتر کند.
- هزینههای اجرایی و فرایندهای اداری: صف فقط محصول کمبود پول نیست؛ گاهی سرعت تشکیل پرونده، تعیین شعبه، تضامین و کنترل شرایط هم در طولانی شدن زمان انتظار اثر دارد. به همین دلیل است که ممکن است در سطح کلان، عدد پرداخت بالا باشد، اما در سطح خرد، متقاضیان همچنان زمان انتظار طولانی تجربه کنند.
از زاویه سیاست جمعیتی نیز، وام فرزندآوری و سایر مشوقها ذیل قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت قابل فهم است؛ قانونی که تکالیفی را برای بانک مرکزی و بانکهای عامل در حوزه تسهیلات حمایتی تعیین کرده است. این چارچوب به صورت کلی میخواهد هزینههای فرزندآوری و تشکیل خانواده را تا حدی تعدیل کند، اما اجرای آن به ظرفیت واقعی شبکه بانکی گره خورده است.
۲۲۴ همت منابع اضافی یعنی چه؟
برآورد ۲۲۴ همت منابع لازم برای پایان دادن به صف موجود، دو پیام روشن دارد. پیام اول این است که مسئله صف، با اقدامات کوتاهمدت و موردی حل نمیشود و نیازمند بستهای از تصمیمهاست. پیام دوم این است که حتی اگر این رقم در یک مقطع تأمین شود، اگر جریان ورودی متقاضیان و جریان منابع همزمان مدیریت نشود، صف دوباره شکل میگیرد.
از منظر تحلیلی، میتوان چند مسیر را برای مدیریت صف وام ازدواج و فرزندآوری مطرح کرد؛ با نگاهی خنثی و واقعگرایانه، بدون اینکه به نسخهنویسی قطعی برسیم:
- تقویت منابع پایدار قرضالحسنه و کاهش نوسان پرداخت: اقدام بانک مرکزی در انتقال سهمیههای مصرفنشده به این دو وام، نمونهای از مدیریت منابع موجود است. اگر این نوع مدیریت بهموقعتر و نظاممندتر شود، میتواند نوسان پرداخت را کمتر کند و زمان انتظار را قابل پیشبینیتر کند. نکته مثبت این رویکرد آن است که به جای صرفاً افزایش تکلیف، روی بهرهوری از ظرفیت موجود تمرکز میکند.
- هدفگیری بهتر و اولویتدهی هوشمند:وقتی صف بزرگ میشود، سیاستگذار معمولاً ناچار است اولویتبندی کند. این اولویتبندی میتواند بر اساس زمان ثبتنام، شرایط خاص، مناطق کمبرخوردار یا ترکیبی از معیارها انجام شود. هدف از این کار، حفظ عدالت دسترسی و کاهش فشار روانی صف است، حتی اگر حل کامل صف زمانبر باشد.
- کاهش اصطکاک اجرایی در سمت بانک و متقاضی: هر اقدامی که زمان رفتوبرگشت پرونده را کم کند، عملاً ظرفیت پرداخت را بالا میبرد؛ چون منابعی که آماده تخصیص هستند، کمتر پشت گلوگاههای اداری میمانند. این بخش، بهویژه برای وام فرزندآوری که متقاضیان آن اغلب با هزینههای فوری مراقبت و معیشت مواجهاند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
- توجه به اثرات کلان و پایداری سیاست: در بحثهای مرتبط با افزایش سقف تکالیف تسهیلات ازدواج در سالهای آینده، برخی تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که بزرگ شدن تکالیف در شرایط ناترازی بانکها میتواند اجرای سیاست را دشوارتر کند. این هشدار به معنای مخالفت با حمایت اجتماعی نیست؛ بلکه یادآوری میکند که موفقیت سیاست، به طراحی تأمین مالی و تناسب تکلیف با ظرفیت شبکه بانکی وابسته است.
در مجموع، تصویر دادهها دو وجه دارد: از یک سو، حجم پرداخت ۲۰۱ همت در ۹ ماه و پوشش بیش از ۹۰۰ هزار نفر نشان میدهد شبکه بانکی در عمل فعال است و سیاست حمایت اعتباری متوقف نشده است. از سوی دیگر، وجود صف بیش از یکمیلیونی و برآورد ۲۲۴ همت برای پایان صف، نشان میدهد تقاضا همچنان جلوتر از ظرفیت حرکت میکند و بدون اصلاحات سازوکاری، صف به یک پدیده ماندگار تبدیل میشود.
جمعبندی
در وضعیت فعلی، مسئله اصلی وام ازدواج و وام فرزندآوری نه فقط پرداختهای انجامشده، بلکه مدیریت صف، زمانبندی تخصیص و تأمین منابع پایدار است. تصمیمهایی مانند انتقال سهمیههای مصرفنشده به این تسهیلات میتواند اثر مثبت و فوری بر تعداد پرداختها داشته باشد ، اما برای کمکردن صف به شکل پایدار، نیاز به ترکیبی از تقویت منابع قرضالحسنه، کاهش اصطکاک اجرایی و تنظیم دقیق تکالیف با ظرفیت واقعی شبکه بانکی وجود دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟