آمارها نشان میدهد تسهیلات قرضالحسنه ازدواج در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین برنامههای اعتباری تکلیفی شبکه بانکی تبدیل شده است. طبق دادهای که در اختیار قرار گرفته، در سال ۱۴۰۴ تا پایان ۹ ماهه نخست حدود ۱۶۵ هزار میلیارد تومان وام ازدواج پرداخت شده است؛ رقمی که با توجه به سهمیه ۲۰۰ همتی مصوب، به معنی تحقق حدود ۸۲.۵ درصدی در ۹ ماه است. همزمان، اعلام بانک مرکزی نشان میدهد روند پرداخت در ادامه سال نیز حفظ شده و از ابتدای سال تا ۶ بهمن ۱۴۰۴ مجموع پرداخت وام ازدواج و فرزندآوری به ۲۳۱.۵ همت رسیده است.

این اعداد از یک واقعیت حکایت میکند: از منظر حجم پرداخت، سیاست وام ازدواج همچنان در مقیاس بالا اجرا میشود و حتی در برخی سالها از سقف تکلیف جلو میزند. اما از منظر تجربه متقاضی، شاخصهای صف، زمان انتظار و توزیع پرداخت در طول سال همان جایی است که چالشها خود را نشان میدهد.
روند چندساله وام ازدواج؛ از تحقق نزدیک سهمیه تا جهشهای بالاتر از تکلیف
اعداد سالانه و نسبتهای تحقق که در داده ارائهشده دیده میشود، یک الگوی قابل توجه دارد: عملکرد شبکه بانکی در پرداخت وام ازدواج در برخی سالها نزدیک به سهمیه حرکت کرده، در برخی سالها پایینتر بوده و در برخی سالها جهش معنادار ثبت کرده است. ثبت عملکردهای بالاتر از ۱۰۰ درصد معمولاً دو معنا دارد: یا شبکه بانکی بیش از سقف تکلیف همان سال پرداخت کرده، یا بخشی از عقبماندگی و صف انباشته دورههای قبل را جبران کرده است.
این الگو با منطق سیاستگذاری تسهیلات تکلیفی سازگار است. وقتی در سالهایی تقاضا بالا میرود یا صف انباشته میشود، فشار اجتماعی و سیاستی برای افزایش سرعت پرداخت بالا میرود و شبکه بانکی تلاش میکند با تغییر اولویتها یا جابهجایی سهمیهها، عقبماندگی را کاهش دهد. در اطلاعرسانیهای رسمی مرتبط با عملکرد ۹ ماهه ۱۴۰۴ نیز به انتقال سهمیههای مصرفنشده برخی تسهیلات قرضالحسنه به وام ازدواج و فرزندآوری اشاره شده است.
از زاویه تحلیلی، دو نکته در این روند مهم است:
وام ازدواج عملاً به یک برنامه پایدار و تکرارشونده در اندازه بزرگ تبدیل شده است. تداوم پرداختهای چند ده همتی در سالهای پیاپی نشان میدهد این تسهیلات دیگر یک برنامه محدود نیست، بلکه یک تعهد اعتباری پرحجم برای شبکه بانکی است که باید هر سال مدیریت شود.
نوسان نسبت تحقق سالانه بیشتر از جنس مدیریت ظرفیت و صف است تا تغییر ناگهانی در تقاضا. تعداد ازدواجها و تقاضای بالقوه در یک سال معمولاً جهشی چندبرابری ندارد، اما نحوه توزیع پرداخت در طول سال، تغییر سهمیه، ظرفیت شعب و سرعت تکمیل پروندهها میتواند باعث شود یک سال زیر سهمیه بماند و سال دیگر بالاتر از سهمیه بسته شود.
در سال ۱۴۰۴ نیز داده ۹ ماهه نشان میدهد حجم پرداخت بسیار بالاست، اما نسبت تحقق در ۹ ماه هنوز فاصلهای با کل سهمیه دارد. نکته مثبت اینجاست که آمارهای بعدی بانک مرکزی نشان میدهد پرداختها در ادامه سال هم افزایش یافته و از ابتدای سال تا ۶ بهمن ۱۴۰۴، مجموع پرداخت ازدواج و فرزندآوری به ۲۳۱.۵ همت رسیده است. این استمرار، علامت مهمی است که سیاست اعتباری متوقف نشده و تلاش برای پوشش متقاضیان ادامه دارد.
چرا با وجود پرداختهای بالا، صف وام ازدواج همچنان مسئله است
اگر فقط به عدد ۱۶۵ همت در ۹ ماه نگاه کنیم، برداشت اولیه میتواند این باشد که مسئله تا حد زیادی حل شده است. اما مسئله وام ازدواج فقط حجم کل پرداخت نیست؛ زمان انتظار و نسبت پوشش متقاضیان هم به همان اندازه اهمیت دارد.
برای نمونه، گزارشهای رسمی و رسانهای از وضعیت متقاضیان نشان میدهد در ششماهه نخست ۱۴۰۴ تنها بخشی از متقاضیان موفق به دریافت تسهیلات شدهاند و جمعیت قابل توجهی در صف باقی مانده است. در یکی از گزارشهای منتشرشده، اعلام شده تنها حدود ۴۰ درصد متقاضیان در نیمه اول سال موفق به دریافت وام شدهاند و بیش از ۵۴۱ هزار نفر در صف بودهاند. این یعنی پرداخت بالا لزوماً به معنی کوتاه شدن صف نیست، اگر ورودی صف یعنی ثبتنامهای جدید همزمان بالا باشد یا فرایند پرداخت در برخی بانکها با کندی پیش برود.
در این نقطه، باید تفاوت دو لایه را روشن کرد:
لایه اول؛ عملکرد ریالی و تعدادی شبکه بانکی. این لایه نشان میدهد منابع قابل توجهی تخصیص یافته و تعداد زیادی از متقاضیان تسهیلات گرفتهاند. مثلاً در گزارش عملکرد ۹ ماهه، از پرداخت ۱۶۴ همت تسهیلات ازدواج به ۴۹۵ هزار نفر خبر داده شده است.
لایه دوم؛ تجربه عملی متقاضی. این لایه به توزیع پرداخت بین بانکها، سرعت تشکیل پرونده، تامین ضامن، ظرفیت شعب، و حتی نظم زمانی پرداختها در طول سال وابسته است. ممکن است مجموع پرداخت بالا باشد، اما اگر تمرکز پرداخت به ماههای پایانی سال منتقل شود یا میان بانکها نامتوازن باشد، صف به لحاظ ذهنی و واقعی همچنان حس شود.
نکته دیگری هم وجود دارد. وام ازدواج به دلیل ماهیت قرضالحسنه و کارمزد پایین، یک ابزار حمایتی است و اثرش بیشتر در کاهش فشار نقدی ابتدای زندگی مشترک دیده میشود. بنابراین حتی اگر رقم وام نتواند همه هزینههای ازدواج یا مسکن را پوشش دهد، میتواند نقش مکمل داشته باشد؛ بهخصوص وقتی پرداخت آن به موقع انجام شود و در صفهای طولانی مستهلک نشود. در همین چارچوب، اطلاعرسانیهای دورهای بانک مرکزی درباره عبور پرداختها از مرزهای ۲۰۱ همت یا ۲۳۱.۵ همت را میتوان تلاشی برای نشان دادن تداوم اجرا دانست.
مسئله اصلی، کمبود مطلق پرداخت نیست؛ بلکه توزیع و سرعت است. وقتی در ۹ ماه بیش از ۱۶۴ همت پرداخت میشود، یعنی منابع و سازوکار کلی فعال است، اما کارایی اجرایی در سطح شبکه و شعب و فرآیندها تعیین میکند صف چگونه احساس و تجربه میشود.
پرداختهای انباشته در ماههای پایانی سال میتواند به بهبود کارنامه سالانه کمک کند، اما لزوماً تجربه متقاضی را در طول سال اصلاح نمیکند. برای متقاضی، مهم است که زمان انتظار قابل پیشبینی باشد. اگر پرداختها در انتهای سال اوج بگیرد، نسبت تحقق بالا میرود، اما بخشی از کارکرد حمایتی وام، به دلیل تاخیر، ضعیف میشود.
در عین حال، یک نکته مثبت قابل اشاره است: استمرار پرداخت و عبور مجموع پرداخت ازدواج و فرزندآوری از ۲۳۱.۵ همت تا ۶ بهمن ۱۴۰۴ نشان میدهد شبکه بانکی در ماههای بعد هم پرداخت را ادامه داده و فقط به آمارهای نیمه اول سال محدود نمانده است.
جمعبندی
دادههای ال ۱۴۰۴ نشان میدهد پرداخت حدود ۱۶۵ همت وام ازدواج در ۹ ماه از نظر حجم یک عدد بزرگ است و نسبت تحقق ۸۲.۵ درصدی در ۹ ماه، بیانگر آن است که بخش عمده تکلیف سال در همان بازه جلو رفته است. همزمان، گزارشهای رسمی بعدی هم از تداوم شتاب پرداخت تا بهمنماه خبر میدهد و رقم ۲۳۱.۵ همت برای مجموع ازدواج و فرزندآوری را ثبت کرده است.
اما تفسیر دقیقتر این است که مسئله وام ازدواج اکنون کمتر اصل پرداخت و بیشتر کیفیت پرداخت است: سرعت، نظم توزیع بین بانکها، کاهش صف، و سادهسازی فرایندها. اگر این مؤلفهها تقویت شود، همین سطح از منابع میتواند اثر اجتماعی ملموستری داشته باشد و فاصله بین عددهای بزرگ پرداخت و تجربه روزمره متقاضیان را کاهش دهد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟