چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

اقتصاد سیاسی جنگ و رقابت کریدورها؛ IMEC در برابر کمربند-راه | مجله تصویری چارسو اقتصاد (قسمت ۱۱)

در قسمت یازدهم مجله تصویری چارسو اقتصاد، جنگ ایران و رژیم صهیونیستی از زاویه‌ای بررسی می‌شود که معمولاً زیر سایه تحلیل‌های میدانی پنهان می‌ماند. در این گفت‌وگو تمرکز بر «اقتصاد سیاسی جنگ» و رقابت کریدورها است.

- اندازه متن +

در قسمت یازدهم مجله تصویری چارسو اقتصاد، جنگ ایران و رژیم صهیونیستی از زاویه‌ای بررسی می‌شود که معمولاً زیر سایه تحلیل‌های میدانی پنهان می‌ماند. در این گفت‌وگو تمرکز بر «اقتصاد سیاسی جنگ» و رقابت کریدورها است.

مهدی خرسند، کارشناس روابط بین‌الملل، در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد چگونه پروژه‌هایی  مثل «یک کمربند-یک راه» چین و کریدور رقیب آن (IMEC) می‌توانند به موتور محرک تنش‌ها تبدیل شوند و چرا فهم این لایه برای تصمیم‌سازی اقتصادی و امنیتی ضروری است.

جنگ‌ها همیشه با موشک و تانک تعریف نمی‌شوند. گاهی «نقشه خطوط ریلی»، «گلوگاه‌های انرژی» و «مسیری که کالا از آن عبور می‌کند» تعیین می‌کند کدام بحران شعله‌ور شود و کدام کشور در مرکز فشار قرار بگیرد. قسمت یازدهم مجله تصویری، دقیقاً با همین منطق سراغ یک پرسش کلیدی می‌رود: اگر جنگ اخیر را صرفاً در قاب نظامی ببینیم، چه بخش بزرگی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم؟

مجری برنامه در آغاز گفت‌وگو یک چارچوب مهم طرح می‌کند: جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ در اقتصاد، سیاست، امنیت داخلی و افکار عمومی هم ادامه دارد. پاسخ مهمان برنامه هم از همین‌جا شروع می‌شود؛ با تأکید بر این‌که بررسی «جنگ ۱۲ روزه» از دریچه اقتصاد سیاسی، یک حلقه مفقوده در روایت‌های پساجنگ است. خرسند معتقد است بدون توجه به سازوکارهای اقتصادی-ژئوپولیتیکی، نمی‌توان انگیزه بازیگران را فهمید و مهم‌تر از آن، نمی‌توان سناریوهای آینده را درست چید.

از گذار نظم جهانی تا رقابت دلار و نهادها؛ زمینه‌ای که جنگ را توضیح می‌دهد

در بخش نخست گفت‌وگو، مهمان برنامه به عقب‌تر برمی‌گردد: به تحولات ۱۵ تا ۲۰ سال اخیر نظام بین‌الملل و چیزی که در ادبیات روابط بین‌الملل «دوران گذار نظم جهانی» خوانده می‌شود. او توضیح می‌دهد پس از دوران تک‌قطبیِ بعد از فروپاشی شوروی، قدرت‌های نوظهور تلاش کردند ابزارهای هژمونی آمریکا را به چالش بکشند؛ ابزارهایی مثل دلار و نهادهای مالی و سیاسی برآمده از نظم پساجنگ جهانی دوم. از همین منظر است که شکل‌گیری نهادهایی مانند بریکس، شانگهای و اوراسیا معنا پیدا می‌کند: تلاش برای ساخت مسیرهای همکاری و تجارت بدون اتکا به سازوکارهای غربی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشارهای دلاری.

خرسند در ادامه، این روند را به سیاست‌های امروز آمریکا گره می‌زند و می‌گوید وقتی «چاقوی دلار» به اندازه گذشته کارآمد نباشد، ابزارهای دیگری مثل جنگ تعرفه‌ها و فشارهای تجاری پررنگ‌تر می‌شود. او همچنین به دو نوع نگاه متفاوت در سرمایه‌گذاری خارجی اشاره می‌کند: نگاه غربی که غالباً با شرط‌گذاری‌های حکمرانی و استانداردهای سیاسی-حقوقی همراه است، و نگاه چینی که دست‌کم در روایت مهمان برنامه، بیشتر بر تأمین مالی پروژه و توسعه زیرساخت متمرکز است؛ موضوعی که در ادامه گفت‌وگو، به قلب بحث «کریدورها» می‌رسد.

یکی از نقاط برجسته این بخش، بازخوانی پروژه «یک کمربند-یک راه» است؛ طرحی که چین برای اتصال بازارها و مسیرهای زمینی/ریلی/دریایی دنبال می‌کند و در نگاه خرسند، فقط یک پروژه اقتصادی نیست؛ همزمان یک سازوکار امنیت‌ساز هم هست. منطق ساده است. وقتی کشورها به هم وابستگی اقتصادی پیدا می‌کنند، مسیرهای انتقال کالا و انرژی برایشان حیاتی می‌شود و همین موضوع می‌تواند هم ریسک‌ها را کم کند و هم رقابت را تشدید کند. در این چارچوب، ایران به‌عنوان یک گلوگاه جغرافیایی و مسیر بالقوه امن و مقرون‌به‌صرفه، به یکی از قطعات مهم پازل تبدیل می‌شود.

جنگ کریدورها؛ از آیمک تا تنگه هرمز و سناریوهای پیش‌رو

بخش دوم گفت‌وگو صریح‌تر و مسئله‌محورتر می‌شود. اگر پروژه چین  مسیرهای خودش را دارد، غرب هم پروژه‌های رقیب تعریف کرده است. خرسند از کریدور «IMEC» به‌عنوان طرحی یاد می‌کند که قرار است هند را از مسیر خلیج فارس و سپس سرزمین‌های اشغالی به اروپا وصل کند و به‌نوعی جایگزین یا رقیبِ بخشی از انتفاع چین از مسیرهای آسیایی شود. در روایت مهمان برنامه، اینجا اقتصاد سیاسی وارد سطح عملیاتی می‌شود: پروژه‌های چندتریلیون‌دلاری، به امنیت مسیر نیاز دارند و هر عامل «ناامن‌کننده»، در نگاه طراحان پروژه تبدیل به مانع راهبردی می‌شود.

از همین‌جا، تحلیل به این گزاره نزدیک می‌شود که بخشی از فشارها برای محدودسازی توان ایران—نه فقط در موضوعات هسته‌ای، بلکه در توان موشکی و نقش منطقه‌ای—می‌تواند در خدمت ایجاد یک محیط امن‌تر برای این مسیرها تعریف شود. خرسند تأکید می‌کند در دوران گذار نظم جهانی، روابط مبتنی بر «عهد اخوت» نیست؛ کشورها بر اساس محاسبه هزینه-فایده عمل می‌کنند. او این نکته را به نقد یک خطای رایج در سیاست خارجی هم تبدیل می‌کند: اتکا به «شریک راهبردی» بدون تعریف منافع مشترک ملموس.

در ادامه، گفت‌وگو به مثال‌های مشخص می‌رسد. از نگاه مهمان برنامه، اگر ایران می‌خواهد در بزنگاه‌های حساس حمایت مؤثر بگیرد، باید منافع مشترک قابل لمس برای بازیگران بزرگ تعریف کند؛ وگرنه حتی محکومیت‌های سیاسی هم اغلب نمادین باقی می‌ماند. اینجا خرسند روی چین مکث می‌کند و می‌گوید چین زبان امنیت را کمتر می‌فهمد، اما با زبان اقتصاد سیاسی و منافع زیرساختی و تجاری، قابل اقناع‌تر است. در این بخش، نقدهایی هم به فرصت‌های از دست‌رفته در همکاری‌های زیرساختی و بندری اشاره می‌شود و اینکه چگونه تصمیم‌های پراکنده می‌تواند وزن کشور را در معادله‌های منطقه‌ای پایین بیاورد.

یکی از پرسش‌های کلیدی برنامه، به «اقتصاد انرژی» و نقش تنگه هرمز برمی‌گردد. مهمان برنامه تأکید می‌کند ابزارهایی مانند هرمز، ظرفیت اثرگذاری سریع بر قیمت انرژی و محاسبات طرف مقابل را دارند، اما استفاده از آن‌ها باید «زمان‌مند و استراتژیک» باشد؛ زیرا هر ابزار قدرت‌ساز، هم اثر بازدارندگی دارد و هم هزینه‌های سیاسی-اقتصادی بالقوه. در همین چارچوب، او از مذاکره نیز به‌عنوان یک ابزار در کنار سایر ابزارها یاد می‌کند—نه با معنای اعتماد، بلکه با معنای «تأمین منافع ملی» و مدیریت صحنه.

در پایان گفت‌وگو، بحث به تاب‌آوری اقتصادی می‌رسد: آیا اقتصاد ایران ظرفیت سناریوهای جنگ کوتاه، میان‌مدت یا بلندمدت را دارد؟ پاسخ خرسند دووجهی است. از یکسو جنگ و نااطمینانی هزینه دارد و جامعه امروز با جامعه دوران جنگ کلاسیک یکسان نیست؛ از سوی دیگر، تجربه تحریم‌ها نوعی مقاوم‌سازی و توانمندی بومی ایجاد کرده که نباید نادیده گرفته شود. او همچنین بر «دستاوردهای غیرملموس» مانند انسجام اجتماعی در بحران اشاره می‌کند، اما تاکید می‌کند ارزش این سرمایه اجتماعی زمانی حفظ می‌شود که حکمرانی اقتصادی فشارهای معیشتی را جدی بگیرد.

جمع‌بندی

قسمت یازدهم مجله تصویری، یک دعوت به تغییر زاویه نگاه است: وقتی از جنگ صحبت می‌کنیم، فقط نباید به میدان نبرد خیره شد. در این روایت، جنگ می‌تواند روی خطوط کشتیرانی، کریدورهای ریلی، پروژه‌های زیرساختی و حتی قواعد نظم مالی جهان هم جاری باشد. گفت‌وگو با مهدی خرسند، به مخاطب یادآوری می‌کند که تحلیل اقتصاد سیاسی، نه یک بحث آکادمیک، بلکه ابزاری برای فهم بهتر «چرایی بحران‌ها» و طراحی «پاسخ‌های دقیق‌تر» است. در عصر رقابت کریدورها، امنیت و اقتصاد از هم جدا نیستند؛ و کشوری که این پیوند را نفهمد، در زمین دیگران بازی می‌کند.

نویسنده

ادمین محتوایی وبسایت چارسواقتصاد
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما