
تمرکز مصرف آب در کشاورزی؛ یک الگوی تکرارشونده در اقتصادهای شکننده
اینفوگرافیک «سهم ۹۰ درصدی بخش کشاورزی از مصرف آب» تصویری روشن اما نگرانکننده از نحوه توزیع مصرف آب در کشورهای پرمصرف ارائه میکند. دادههای منتشرشده نشان میدهد که در بسیاری از اقتصادهای آسیایی و آفریقایی، بیش از ۹۰ درصد کل منابع آب در بخش کشاورزی برداشت میشود؛ سهمی که هرچند بر پایه ضرورتهای اقتصادی این کشورها شکل گرفته، اما در بلندمدت احتمال فشار بر منابع آب و کاهش تابآوری محیطی را افزایش میدهد.
فهرست کشورهایی مانند سومالی، افغانستان، نپال، مالی، سودان و ماداگاسکار در بالاترین سطح مصرف کشاورزی قرار دارند؛ کشورهایی که اغلب با اقلیم خشک، زیرساخت محدود و وابستگی بالا به کشاورزی سنتی روبهرو هستند. این تکرار الگویی از وابستگی نشان میدهد که بهسختی میتوان بین توسعه کشاورزی و حفظ منابع آبی تعادل ایجاد کرد.
برداشت بالای آب در کشورهای پرمصرف و پیامدهای پنهان آن
تمرکز مصرف آب در بخش کشاورزی نشاندهنده ساختاری است که در بسیاری از این کشورها شکل گرفته: اقتصادهای کمتنوع که بخش بزرگی از تولید، اشتغال و امنیت غذاییشان به کشاورزی وابسته است. همین وابستگی باعث میشود هرگونه تغییر اقلیمی یا افت منابع آب، به سرعت به بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود.
اینکه برخی کشورها سهمی نزدیک به ۹۸ یا حتی ۱۰۰ درصد برداشت آب در کشاورزی دارند، به معنای نبود فضای مانور در مدیریت آب است. فشار بر منابع زیرزمینی، کاهش کیفیت سفرهها و تشدید مهاجرتهای ناشی از کمآبی، از پیامدهای تدریجی اما واقعی چنین الگوهایی است.
سومالی، سودان و افغانستان نمونههایی هستند که تلاقی خشکسالی، فشار جمعیتی و بیثباتی اقتصادی را تجربه میکنند و وابستگی شدید آبی آنها نشانهای از شکنندگی ساختارهای تولیدی است.
جایگاه ایران در میان اقتصادهای با مصرف بیش از ۹۰ درصدی آب
ایران نیز در این فهرست قرار دارد و براساس دادههای فائو، بیش از ۹۰ درصد منابع آب کشور صرف بخش کشاورزی میشود. این سهم بالا خود را در مشکلات مزمن منابع زیرزمینی، کاهش سطح آبخوانها و افزایش افت سالانه سفرهها نشان داده است.
اگرچه کشاورزی جایگاه اقتصادی و اجتماعی مهمی در ایران دارد، اما مصرف آب در این بخش سالهاست بیش از ظرفیت تجدیدپذیر حرکت میکند. وضعیت استانهای دارای الگوی کشت سنگین ــ مانند خوزستان، فارس و اصفهان ــ نمونههای بارزی از چالشهای ساختاری مصرف آب هستند.
جایگاه ایران در میان کشورهایی با مصرف شدید آب کشاورزی، نشان میدهد تحول الگوی بهرهبرداری، افزایش بهرهوری و تنظیم سیاستهای حمایتی ضروری است تا فشار بر محیطزیست و امنیت آبی کاهش یابد.
چرا وابستگی آبی کشاورزی، ریسکهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش میدهد؟
وابستگی بالای آب در کشاورزی، اگر بدون برنامهریزی ادامه یابد، ریسکهای متعددی ایجاد میکند:- کاهش توان اکوسیستمها در جذب فشارهای اقلیمی
- افزایش هزینههای تولید و ناپایداری درآمد روستاییان
- افزایش مهاجرت از مناطق کمآب
- تهدید امنیت غذایی در دورههای خشکسالی
- فشار بر بودجه عمومی برای تأمین زیرساختهای جبرانی
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟