چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

اینفوگرافیک | صادرات ایران به قرقیزستان ۲۴۲٪ رشد کرد؛ چرا سهمش هنوز فقط ۰.۱۹٪ است؟

اینفوگرافیک | صادرات ایران به قرقیزستان ۲۴۲٪ رشد کرد؛ چرا سهمش هنوز فقط ۰.۱۹٪ است؟

داده‌های تجاری از افزایش ۲۴۲ درصدی صادرات ایران به قرقیزستان در یک سال خبر می‌دهد.

- اندازه متن +

داده‌های تجاری از افزایش ۲۴۲ درصدی صادرات ایران به قرقیزستان در یک سال خبر می‌دهد؛ اما همزمان نشان می‌دهد این رابطه هنوز از نظر وزن اقتصادی، در حاشیه تجارت خارجی ایران قرار دارد و سهم آن از کل صادرات کشور حدود ۰.۱۹ درصد است. همین دو گزاره کنار هم، تصویری دوگانه می‌سازد: ظرفیت رشد وجود دارد، ولی پایداری آن به اصلاح زیرساخت‌های تجارت، لجستیک و سازوکارهای مالی گره خورده است.

داده‌نمای تجارت ایران و قرقیزستان؛ رشد صادرات، سهم از کل صادرات ایران و گروه‌های کالایی اصلی

 

رشد بزرگ با پایه کوچک؛ چرا سهم ۰.۱۹ درصدی مهم است

رشد ۲۴۲ درصدی در نگاه اول یک جهش چشمگیر است، اما برای تفسیر درست باید به نقطه شروع توجه کرد. وقتی سهم مقصدی از کل صادرات تنها ۰.۱۹ درصد باشد، حتی افزایش چند میلیون دلاری یا چند محموله بزرگ در برخی اقلام می‌تواند نرخ رشد را ناگهان بالا ببرد. این الگو در تجارت با بازارهای کوچک یا بازارهایی که صادرات به آنها ناپیوسته و پروژه محور است، تکرار می‌شود.

از طرف دیگر، نسبت صادرات ایران به قرقیزستان در مقیاس واردات قرقیزستان نیز حدود ۰.۲۸ درصد برآورد شده است؛ یعنی حتی اگر صادرات ایران جهش کند، تا وقتی در سبد وارداتی طرف مقابل جایگاه معنادار پیدا نکند، ریسک نوسان و برگشت رشد بالاست. به بیان ساده، رشد فعلی بیشتر شبیه نشانه‌ای از امکان حرکت است تا تضمین یک روند. این نکته با داده‌های بین‌المللی هم همخوانی دارد: در آمارهای مبتنی بر داده‌های تجاری جهانی، ارزش صادرات ایران به قرقیزستان در سال‌های اخیر در مقیاس چند ده میلیون دلار قابل مشاهده است و ترکیب اقلام می‌تواند سال به سال تغییر محسوس داشته باشد.

همین تصویر دوگانه باعث می‌شود تفسیر خنثی اما واقع گرایانه چنین باشد: رشد بالا می‌تواند نشان دهد کانال‌های صادراتی فعال شده‌اند یا مزیت قیمتی برخی کالاها به کمک صادرکننده آمده است؛ ولی هنوز به اندازه‌ای نیست که از یک پیوند تجاری تثبیت شده صحبت کنیم. اگر سیاستگذار هدفش افزایش تاب آوری تجارت خارجی و متنوع سازی مقصدهاست، چنین سهمی هم فرصت است و هم هشدار؛ فرصت از جهت اینکه بازار هنوز اشباع نشده و امکان سهم گیری وجود دارد، هشدار از جهت اینکه وابستگی به چند سفارش مقطعی می‌تواند رشد را ناپایدار کند.

ترکیب کالاها و مسیرهای توسعه؛ از صادرات کالا تا خدمات و هاب منطقه‌ای

بر اساس داده‌های ارائه شده، گروه‌هایی مثل محصولات غذایی، انواع پلیمر و همچنین کالاهای مرتبط با مصالح و ساختمان مانند سنگ، سیمان، کاشی و سرامیک در میان اقلام اصلی صادرات ایران به قرقیزستان دیده می‌شوند. داده‌های بین‌المللی نیز بخشی از این تصویر را تایید می‌کند؛ برای نمونه در گزارش‌های مبتنی بر داده‌های تجارت جهانی، پلیمرهای اتیلن و برخی اقلام غذایی فرآوری شده در میان صادرات ایران به قرقیزستان برجسته شده‌اند.

این ترکیب از یک منطق اقتصادی قابل توضیح پیروی می‌کند. بازار قرقیزستان، با توجه به اندازه اقتصاد و ساختار واردات، معمولاً واردکننده کالاهای مصرفی و کالاهای واسطه‌ای است و در عین حال به مسیرهای ترانزیتی منطقه وابسته است. برای ایران، کالاهای غذایی و پلیمری می‌توانند به دلیل مزیت نسبی در تولید و امکان رقابت قیمتی، نقطه شروع مناسبی باشند. در حوزه مصالح ساختمانی هم نزدیکی جغرافیایی و تجربه صادرات منطقه‌ای ایران می‌تواند کمک کند، البته به شرطی که هزینه حمل و محدودیت‌های لجستیکی کنترل شود.

اما بخش مهم تحلیل، از سطح کالا فراتر می‌رود. در بسته پیشنهادی توسعه بازار، چند مسیر کلیدی مطرح می‌شود: صادرات خدمات فنی و مهندسی در حوزه معدن و فلزات، ایجاد خط مستقیم تامین و توزیع کالا از ایران به بازار مقصد، تقویت فروش عمده در بیشکک، و حتی راه اندازی کارخانه یا خط تولید مشترک برای برخی محصولات مانند پوشاک. این پیشنهادها از منظر سیاستگذاری، یک پیام روشن دارد: برای بزرگ شدن بازار، صرفاً افزایش محموله کافی نیست و باید زنجیره ارزش، شبکه توزیع و حضور تجاری در مقصد تقویت شود.

در این نقطه، متغیرهای بیرونی هم اثرگذارند. قرقیزستان عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا است و توافق‌های تجاری میان ایران و این بلوک می‌تواند بر هزینه تعرفه و سهولت تجارت اثر بگذارد. گزارش‌های رسانه‌ای منطقه‌ای به این اشاره کرده‌اند که توافق تجارت آزاد میان اوراسیا و ایران می‌تواند دامنه قابل توجهی از کالاها را پوشش دهد و از منظر برخی اعضا، کاهش هزینه‌های تعرفه‌ای را به همراه داشته باشد.

این جنس توافق‌ها اگرچه به تنهایی جهش صادراتی ایجاد نمی‌کند، اما می‌تواند شرط لازم برای پایدار شدن رشد باشد، به ویژه وقتی با سازوکارهای عملیاتی مانند استانداردسازی، تسهیل گمرکی و توسعه مسیرهای حمل همراه شود.

در کنار فرصت‌ها، باید گلوگاه‌های واقعی را هم دید. تجارت با کشورهای آسیای مرکزی معمولاً با سه مانع تکرارشونده روبه روست: هزینه و پیچیدگی حمل زمینی و چندمرزی، محدودیت‌های بانکی و نقل و انتقال پول، و ضعف شبکه بازاریابی و خدمات پس از فروش. اگر این موانع حل نشود، صادرات ممکن است در چند قلم محدود باقی بماند و با اولین شوک هزینه حمل یا تغییر مقررات، رشد آن متوقف شود. از همین رو، پیشنهادهایی مانند ایجاد خط مستقیم تامین و توزیع یا تقویت فروش عمده در بیشکک، در عمل تلاشی برای کاهش هزینه مبادله و پایدار کردن بازار است.

جمع بندی؛ رشد قابل توجه، اما نیازمند تثبیت نهادی

آنچه از کنار هم گذاشتن اعداد برمی آید این است که رشد ۲۴۲ درصدی صادرات ایران به قرقیزستان خبر از فعال شدن ظرفیت‌ها می‌دهد، اما سهم ۰.۱۹ درصدی از کل صادرات ایران و سهم ۰.۲۸ درصدی از واردات قرقیزستان نشان می‌دهد رابطه هنوز در مرحله ابتدایی است. در چنین شرایطی، رویکرد واقع گرایانه این است که رشد ثبت شده نه بزرگ نمایی شود و نه نادیده گرفته شود؛ بلکه به عنوان یک سیگنال برای سیاستگذاری دقیق تر دیده شود.

اگر هدف، تبدیل این جهش به روند پایدار باشد، چند محور می‌تواند نقش تعیین کننده داشته باشد: تثبیت اقلام دارای مزیت مانند پلیمرها و برخی مواد غذایی فرآوری شده، کاهش هزینه مبادله از مسیر لجستیک و شبکه توزیع، حرکت از صادرات صرف کالا به سمت خدمات فنی و مهندسی و همکاری تولیدی، و استفاده از ظرفیت‌های ترتیبات منطقه‌ای برای کاهش ریسک و هزینه تجارت. در نهایت، هرچند عدد رشد می‌تواند امیدبخش باشد، اما شاخص اصلی موفقیت در این بازار، افزایش سهم پایدار و متنوع شدن سبد کالاها و خدمات است؛ مسیری که با تصمیم‌های کوچک اما پیوسته، واقع بینانه تر از انتظار جهش‌های مقطعی خواهد بود.

نویسنده

ادمین محتوایی وبسایت چارسواقتصاد
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما