دلار آمریکا که دههها ارز مسلط جهان بوده، در سال ۲۰۲۵ شاهد افت قابل توجهی در برابر ارزهای اصلی مانند یورو، یوان چین و ین ژاپن بوده است. ارزش دلار نسبت به این ارزها کاهش یافته و شاخصهای جهانی حکایت از یکی از ضعیفترین عملکردهای سالانه دلار در چند دهه گذشته دارند. این گزارش به بررسی دادههای اقتصادی پشت این تضعیف ارزش میپردازد و نقش عوامل مختلف از کسری بودجه و بدهی عمومی آمریکا تا تغییرات سیاست پولی فدرال رزرو و تلاش کشورهایی چون چین و روسیه برای کاهش وابستگی به دلار را تحلیل میکند. نتیجه این تحولات میتواند نشانه تغییری تدریجی در موازنه قدرت ارزهای جهانی باشد.
افت تاریخی ارزش دلار در برابر ارزهای اصلی در ۲۰۲۵
سال ۲۰۲۵ برای دلار آمریکا با کاهش چشمگیر ارزش در بازارهای جهانی همراه بود. شاخص دلار (معیاری برای سنجش ارزش دلار در برابر سبدی از ارزهای معتبر) طی این سال حدود ۱۰ درصد افت کرد. این میزان کاهش، دلار را در مسیر یکی از بدترین عملکردهای سالانه خود در بیش از دو دهه اخیر قرار داد. به گزارش فایننشال تایمز، تا اواخر سهماهه سوم ۲۰۲۵ ارزش دلار نسبت به ابتدای سال بیش از ۱۰ درصد کاهش یافت که در صورت تداوم، ضعیفترین کارنامه سالانه دلار از اوایل دهه ۲۰۰۰ به این سو خواهد بود. به بیان دیگر، دلار در برابر تمامی ارزهای مهم جهان تضعیف شد و در برابر هیچ ارز مهمی تقویت نشده است.
برای مثال، یورو در نیمه نخست ۲۰۲۵ قریب ۱۰٪ در برابر دلار تقویت شد و نرخ برابری یورو/دلار در ماه مه تا حدود ۱٫۱۵ دلار به ازای هر یورو افزایش یافت که بیانگر اوجگیری ارزش یورو و افت متناظر دلار است. ین ژاپن نیز که به عنوان ارز امن شناخته میشود، در بیشتر ماههای ۲۰۲۵ روند تقویت در برابر دلار داشت. حتی یوان چین – با وجود مدیریت شدید نرخ توسط پکن – در برابر دلار رشد ملایمی نشان داد و نزدیک به ۳٪ در طول سال ۲۰۲۵ تقویت شد. بر خلاف سالهای ابتدایی جنگ تجاری (۲۰۱۸) که چین اجازه تضعیف یوان را میداد، در سال ۲۰۲۵ سیاست پکن معطوف به حفظ ثبات و حتی تقویت نسبی یوان بود که آن را به قویترین وضعیت چند سال اخیر در مقابل دلار رساند. نتیجه این تحولات آن است که دلار آمریکا در سال جاری میلادی در مجموع ضعیفترین ارز در میان ارزهای عمده بوده است و شاخص دلار به پایینترین سطوح خود از سال ۲۰۱7 به این سو نزول کرده است. این افت تاریخی ارزش دلار توجه تحلیلگران مالی را به خود جلب کرده و سؤالاتی را درباره عوامل محرک آن برانگیخته است.
یکی از عوامل کلیدی تضعیف دلار در ۲۰۲۵، تغییر جهت سیاست پولی آمریکا بوده است. پس از دورهای از افزایش شدید نرخهای بهره در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، فدرال رزرو در سال ۲۰۲۵ رویکردی انبساطیتر در پیش گرفت و چندین نوبت کاهش نرخ بهره را اجرا کرد. کاهش نرخ بهره معمولاً جذابیت نگهداری یک ارز را برای سرمایهگذاران کاهش میدهد، چرا که بازدهی داراییهای آن ارز (مانند اوراق قرضه دلاری) کمتر میشود. تصمیم بانک مرکزی آمریکا به پایینآوردن نرخها یکی از محرکهای اصلی افت ارزش دلار بود. همزمان، سایر بانکهای مرکزی بزرگ رویکردهای متفاوتی داشتند؛ بانک مرکزی اروپا در مواجهه با تورم، سیاستهای نسبتاً انقباضی خود را حفظ کرد و بانک مرکزی ژاپن نیز علائمی از تعدیل سیاست کنترل منحنی سود نشان داد. این تفاوت در سیاستهای پولی، شکاف نرخ بهره به نفع سایر ارزها را کاهش داد و سرمایهگذاران را به سوی ارزهایی چون یورو سوق داد. در واقع، افت ۴ درصدی شاخص دلار تنها در فصل اول ۲۰۲۵ تا حدی ناشی از پیشبینی بازارها از پایان چرخه افزایش نرخ بهره آمریکا و آغاز کاهش آن بود. عامل مهم دیگر، نگرانیهای سرمایهگذاران از وضعیت اقتصاد آمریکا و چشمانداز آن بود.
به گزارش فایننشال تایمز، همزمان با اوجگیری شاخصهای سهام، نوعی اضطراب پنهان درباره مسیر آینده اقتصاد آمریکا در میان سرمایهگذاران شکل گرفت که خود را در تضعیف دلار نشان داد. تنشهای سیاسی و اقتصادی، از جمله مباحث پیرامون سقف بدهی آمریکا و هشدار به تعطیلی دولت، نیز به تزلزل اعتماد بازار به موقعیت دلار دامن زد. مجموعه این عوامل داخلی بازارهای مالی باعث شد دلار جایگاه سنتی «دارایی امن» خود را تا حدی از دست بدهد و سرمایهها به سمت ارزهای دیگر و داراییهای جایگزین حرکت کنند.
دولت ایالات متحده (در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ) تعرفههای گستردهای بر واردات کالاها اعمال کرد که موجب آشفتگی در بازارهای جهانی شد. این «جنگ تجاری» مجدد، دورنمای رشد اقتصاد جهان و آمریکا را تیرهتر کرد و عدم اطمینان را افزایش داد. سرمایهگذاران تعرفههای پیشنهادی ترامپ را عاملی منفی برای رشد اقتصاد آمریکا قلمداد کردند که میتواند تقاضای جهانی برای دلار را کاهش دهد. در نتیجه، در ماههای ابتدایی ۲۰۲۵ با هر دور تشدید تنش تجاری، ارزش دلار کاهش بیشتری یافت. جالب آنکه شخص رئیسجمهور وقت آمریکا نیز از تضعیف دلار ناخرسند نبود؛ ترامپ بارها اظهار داشت دلار ضعیف میتواند به صادرات ایالات متحده کمک کند و «پول بیشتری به دست آورد. بدین ترتیب سیاستهای تجاری و اظهارات دولت آمریکا در سال ۲۰۲۵ عملاً بر تضعیف عامدانه دلار صحه گذاشت. ترکیب کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو و تنشهای تجاری و سیاسی، شرایطی را رقم زد که در آن دلار طی چند ماه بخش قابل توجهی از ارزش خود را در برابر ارزهای رقیب از دست داد
نقش عوامل بنیادین در افت ارزش دلار
بررسی عمیقتر نشان میدهد که افت قدرت دلار در سال ۲۰۲۵ تنها معلول عوامل کوتاهمدت بازار نیست، بلکه ریشه در چالشهای ساختاری اقتصاد آمریکا و تحولات ژئوپلیتیک جهانی نیز دارد. یکی از این عوامل بنیادین، وضعیت نامتعادل مالی دولت آمریکا است. کسری بودجه فدرال آمریکا در سالهای اخیر به میزان کمسابقهای افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۵ کسری بودجه سالانه آمریکا در حدود ۲ تریلیون دلار برآورد شد که معادل حدود ۷٪ تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور است. این سطح از کسری، دو پیام برای بازار ارز دارد: اول اینکه دولت باید با انتشار مستمر اوراق، «تقاضای پایدار» برای دلار و اوراق خزانه پیدا کند؛ دوم اینکه با بالا ماندن نرخهای بهره واقعی/اسمی، هزینه بهره بدهی بزرگتر میشود و فضای سیاستگذاری را تنگ میکند—بهطوری که فقط هزینه خالص بهره در ۲۰۲۵ نزدیک ۹۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
از طرف دیگر، افت قدرت دلار در ۲۰۲۵ با یک متغیر ژئوپلیتیک هم گره خورده: «دلاریزدایی» به معنای فروپاشی دلار نیست، اما به معنای کم شدن وزن انحصاری آن در ذخایر و تسویهها است. در دادههای رسمی صندوق بینالمللی پول، سهم دلار از ذخایر ارزی گزارششده در سهماهه سوم ۲۰۲۵ به ۵۶.۹۲٪ رسیده است. همزمان، رفتار بانکهای مرکزی در سمت داراییهای جایگزین هم قابلاعتناست: طبق گزارشهای شورای جهانی طلا، خرید خالص طلای بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۴ حدود ۱,۰۴۵ تن ثبت شده (و در بهروزرسانیها حتی بالاتر هم بازنگری شده)، یعنی تنوعسازی ذخایر عملاً در حال انجام است. اگر شاخصهای دلاری را هم کنار این دو روند بگذاریم، «کاهش قدرت دلار» بیشتر شبیه کاهش حاشیه امن است تا سقوط ناگهانی.
جمعبندی
در سال ۲۰۲۵، افت قدرت دلار بیش از آنکه یک موج کوتاهمدت باشد، محصول همزمانِ کسری بودجه مزمن و هزینه بهره سنگین در داخل آمریکا و تنوعسازی ذخایر در سطح جهانی است. دلار همچنان ستون اصلی نظام مالی دنیا میماند، اما با بزرگ شدن کسریها و تغییر ترکیب ذخایر، بازارها به خبرهای سیاست پولی و ریسکهای سیاسی آمریکا «حساستر» میشوند—و همین حساسیت، خودش را در نوسان و تضعیف مقطعی دلار نشان میدهد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟