مقدمه: لجستیک، میدان رقابت جدید قدرت
در اقتصاد جهانی امروز، مزیت رقابتی کشورها بیش از آنکه در تولید خلاصه شود، در «اتصال» تعریف میشود. شریانهای ترانزیتی، زیرساخت نامرئی قدرت اقتصادیاند که جریان کالا، سرمایه و نفوذ ژئوپلیتیکی را تعیین میکنند. ایران بهلحاظ جغرافیا، یکی از معدود کشورهایی است که بهطور طبیعی در قلب اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب قرار دارد.
اما این مزیت ذاتی و دائمی نیست. اگر بالفعل نشود، بهسرعت با مسیرهای جایگزین خنثی میشود. ظهور کریدور هند–خاورمیانه–اروپا، معروف به کریدور عرب–مد، دقیقاً در همین نقطه زنگ خطر را برای اقتصاد ایران به صدا درآورده است.
برداشت سریع:
- عرب–مد میتواند بازتوزیع نقشها در لجستیک منطقهای را به زیان ایران پیش ببرد.
- مزیت ایران در کریدور شمال–جنوب تا وقتی «غیرقابل جایگزین» نشود، قابل دور زدن است.
- نقطه حیاتی: تکمیل زیرساختهای کلیدی (بهویژه رشت–آستارا) و فعالسازی دیپلماسی اقتصادی.
کریدور شمال–جنوب؛ مزیتی که هنوز کامل نشده
کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) از معدود پروژههایی است که میتواند موقعیت ژئواستراتژیک ایران را به درآمد پایدار تبدیل کند. دادههای بانک توسعه اوراسیا نشان میدهد این مسیر، فاصله حمل کالا از هند به روسیه را از بیش از ۱۶ هزار کیلومتر به حدود ۷ هزار کیلومتر کاهش میدهد و زمان ترانزیت را از ۳۲ تا ۳۷ روز به حدود ۱۹ روز میرساند. کاهش حدود ۴۰ درصدی زمان و مسافت، در لجستیک جهانی یک مزیت کوچک نیست؛ یک مزیت استراتژیک است.
از منظر هزینه نیز کاهش تا ۳۰ درصدی هزینه حملونقل گزارش شده و در آزمایشهای عملی، برای هر ۱۵ تن کالا حدود ۲۵۰۰ دلار صرفهجویی ایجاد شده است. برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی، این کریدور نه انتخاب، بلکه ضرورت است. بندر چابهار در این میان نقش گلوگاه حیاتی را بازی میکند؛ نقطهای که میتواند آسیای مرکزی را به آبهای آزاد متصل کند.
دادهها چه میگویند؟
اعداد ترانزیت ایران نشانه ظرفیت بالفعلنشده اما واقعیاند. در سال ۲۰۲۲، حجم تجارت عبوری از کریدور شمال–جنوب به ۳ میلیون تن رسید و در سهماهه نخست ۲۰۲۳، رشد ۷۲ درصدی ثبت شد. در هشتماهه نخست ۱۴۰۲ نیز ترانزیت کل کشور به ۹.۴۵ میلیون تن رسید؛ رشدی بیش از ۲۸ درصد. این روند نشان میدهد بازار منطقهای به مسیر ایران «پاسخ مثبت» داده است.
اما مسئله اینجاست: این رشد هنوز به سطحی نرسیده که غیرقابل جایگزینی باشد. گلوگاههایی مثل خط ریلی رشت–آستارا، که تکمیل آن حدود ۱.۶ میلیارد دلار سرمایه میخواهد، همچنان باز ماندهاند. این یعنی مزیت ایران بالقوه است و هر پروژه رقیب میتواند آن را دور بزند.
کریدور عرب–مد؛ پروژه اقتصادی یا ابزار ژئوپلیتیک؟
کریدور عرب–مد که در نشست گروه ۲۰ در سال ۲۰۲۳ معرفی شد، صرفاً یک پروژه لجستیکی نیست؛ بخشی از بازآرایی ژئوپلیتیکی منطقه است. این مسیر، هند را از طریق امارات، عربستان، اردن و بنادر رژیم صهیونیستی به اروپا متصل میکند و عمداً ایران را حذف میکند. ادعای اصلی این کریدور، کاهش ۴۰ درصدی زمان نسبت به مسیر کانال سوئز است.
نکته کلیدی، پشتوانه سیاسی این پروژه است. حمایت ایالات متحده و پیوند آن با پیمان ابراهیم نشان میدهد هدف فقط کاهش هزینه حملونقل نیست؛ هدف، بازتوزیع نقشها در لجستیک منطقهای و تضعیف موقعیت ایران است.
مقایسه واقعی: کدام مسیر پایدارتر است؟
از منظر فنی، کریدور شمال–جنوب مسیر مستقیمتر، مرزهای کمتر و اتکای کمتری به معادلات سیاسی متزلزل خاورمیانه دارد. کنترل تنگه هرمز و اتصال به اوراسیا، مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران را تقویت میکند.
در مقابل، کریدور عرب–مد به ثبات دریای سرخ، روابط چندجانبه عربی–اسرائیلی و امنیت مدیترانه وابسته است؛ متغیرهایی که میتوانند دچار شوک شوند. با این حال، مزیت سیاسی و مالی عرب–مد میتواند بخشی از ضعفهای لجستیکی و ریسکهای آن را جبران کند. یعنی برخی بازیگران ممکن است با تکیه بر تضمینهای سیاسی و سرمایهگذاری، ریسک را قابل تحمل بدانند؛ دقیقاً همان نقطهای که ایران در آن عقب است.
پیامدهای حذف ایران از نقشه ترانزیت
اگر کریدور عرب–مد بهسرعت عملیاتی شود و ایران همچنان درگیر تأخیرهای زیرساختی بماند، پیامدها صرفاً از دست رفتن چند میلیارد دلار درآمد ترانزیتی نیست. مسئله، کاهش وزن ژئواکونومیک ایران در معادلات منطقه است.
کاهش سرمایهگذاری هند در چابهار، تقویت بنادر امارات و عربستان و تغییر مسیر تجارت روسیه و آسیای مرکزی همگی میتوانند ایران را از «مسیر عبور» به «حاشیه تجارت» منتقل کنند.
جمعبندی: زمان، متغیر تعیینکننده است
کریدور شمال–جنوب هنوز مزیت رقابتی دارد، اما این مزیت زماندار است. لجستیک منتظر تصمیمهای دیرهنگام نمیماند. اگر ایران نتواند با تکمیل زیرساختها، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی و جذب سرمایه منطقهای، این مسیر را به یک واقعیت غیرقابل جایگزین تبدیل کند، کریدور عرب–مد بهتدریج نقش ایران را کمرنگ خواهد کرد.
در اقتصاد سیاسی ترانزیت، برنده کسی است که زودتر «قابل اتکا» شود، نه کسی که فقط موقعیت بهتری روی نقشه دارد.
نویسنده
-
جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.
View all posts
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟