رویترز گزارش میدهد که صلح میان دولت ترامپ و بازار حدود ۳۰ تریلیوندلاری اوراق خزانهداری آمریکا همچنان متزلزل است. طبق این گزارش، پس از تعرفههای موسوم به «روز آزادی» در ماه آوریل که باعث فروش سنگین اوراق و جهش بازدهیها شد، دولت ترامپ در ماههای بعد کوشیده از تکرار نوسانات بزرگ جلوگیری کند. بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا در ادامه بیش از ۳۰ واحد پایه پایین آمده، اما نگرانی سرمایهگذاران درباره کسریهای بالا و اندازه بدهی دولت آمریکا پابرجاست.
رویترز همچنین اشاره میکند که در ماه نوامبر، بحثهایی درباره افزایش انتشار اوراق با سررسید بلندتر دوباره حساسیت بازار را بالا برد و در کنار بررسی حقوقی برخی تعرفهها، یادآور نقش «هوشیارانه» سرمایهگذاران بازار بدهی (اصطلاحاً bond vigilantes) شد.
چرا بازار اوراق خزانهداری آمریکا محور خبر میشود؟
بازار اوراق خزانهداری آمریکا فقط یک بازار ملی نیست؛ ستون فقرات قیمتگذاری جهانی است. نرخ بازدهی «بدون ریسک» آمریکا—بهخصوص اوراق ۱۰ساله—بهطور مستقیم یا غیرمستقیم روی قیمت وام مسکن، هزینه تامین مالی شرکتها، ارزشگذاری سهام و حتی جریان سرمایه به بازارهای نوظهور اثر میگذارد. به همین دلیل، وقتی رویترز از «صلح متزلزل» صحبت میکند، پیامش صرفاً درباره یک دارایی مالی نیست؛ درباره هزینه سرمایه در کل اقتصاد جهانی است.
در سال ۲۰۲۵، بخش بزرگی از ماجرا به این برمیگردد که سیاستهای دولت—بهویژه در حوزه تجارت و تعرفه—توانست به سرعت به بازار بدهی شوک وارد کند. طبق گزارش رویترز، تعرفههای «روز آزادی» آوریل باعث شد اوراق آمریکا با فروش سنگین مواجه شود و بازدهیها جهش کند؛ رخدادی که در ادبیات بازار به معنای «اعتراض بازار بدهی» به افزایش ریسک سیاستی و تورمی است.
از آن به بعد، دولت آمریکا از زاویه «مدیریت هزینه تامین مالی» وارد شد. رویترز میگوید وزیر خزانهداری (اسکات بسنت) هدفگذاری کرده بازدهیها پایین نگه داشته شود و برای این کار از چند ابزار استفاده شده: پیامرسانی برای آرام کردن بازار، گسترش برنامه بازخرید اوراق و گفتوگو با سرمایهگذاران.
منطق اقتصادی این رویکرد روشن است: وقتی کسری بودجه بالاست، هر جهش در بازدهیها مستقیم به افزایش هزینه بهره دولت تبدیل میشود؛ و این هزینه، یا باید با مالیات بالاتر پوشش داده شود یا با بدهی بیشتر—که خود دوباره به بازدهیها فشار میآورد. این چرخه، همان جایی است که بازار بدهی به «محدودکننده سیاست» تبدیل میشود.
در همین چارچوب، حساسیت بازار به ترکیب انتشار اوراق (اینکه خزانهداری بیشتر اوراق بلندمدت بفروشد یا کوتاهمدت) اهمیتی حیاتی پیدا میکند. رویترز گزارش میدهد بازار در نوامبر نسبت به ایده انتشار بیشتر اوراق بلندمدت ناآرام شد؛ چون اوراق بلندمدت معمولاً نیازمند «پاداش ریسک» بالاتری هستند (term premium) و میتوانند بازدهیهای کلیدی را بالا ببرند.
به بیان ساده: اگر دولت بخواهد بدهیاش را قفل بلندمدت کند، ممکن است مجبور شود نرخ بهره بالاتری پیشنهاد دهد؛ اگر هم به سمت بدهی کوتاهمدت برود، در برابر ریسک افزایش نرخها در آینده آسیبپذیرتر میشود.
تعادل شکننده: کسری بودجه، تورم و بازی با سررسیدها
رویترز تصریح میکند که دولت ترامپ برای کنترل بازدهیها، تا حدی به انتشار بیشتر اسناد خزانه کوتاهمدت (T-bills) تکیه کرده است.
این انتخاب از منظر مدیریت کوتاهمدت قابل فهم است: بازار T-bill معمولاً عمیق است و در محیطهای پرریسک، تقاضای طبیعی برای داراییهای کوتاهمدت بالا میرود. اما همین انتخاب یک «ریسک نهفته» دارد: اگر نرخهای کوتاهمدت بالا بمانند یا دوباره افزایش یابند، هزینه تمدید این بدهیها سریعتر بالا میرود—یعنی دولت مجبور میشود هر چند ماه یکبار بدهی را با نرخهای جدید رولاور کند.
رویترز همچنین میگوید دولت آمریکا تلاش کرده خریداران ساختاری جدید برای اوراق فراهم کند؛ از جمله تشویق بانکها و حتی اشاره به نقش استیبلکوینها در خرید اوراق.
این بخش، از زاویه اقتصاد سیاسی اهمیت دارد: وقتی «تقاضای طبیعی» برای جذب بدهی دولت کافی نباشد، سیاستگذار به سمت مهندسی تقاضا میرود—یا با تغییر مقررات، یا با روایتسازی و سیگنالدهی برای جذب سرمایهگذاران نهادی. البته این مسیر هم محدودیت دارد: اگر بازار احساس کند تقاضا «مصنوعی» یا «نهادیشده» است، حساسیت به شوکهای تورمی/سیاسی ممکن است بیشتر شود، نه کمتر.
به موازات این تلاشها، ریسکهایی که رویترز برجسته میکند همچنان پابرجاست:
- اول، تورم. اگر تورم بالا برگردد یا بازار احساس کند سیاستهای مالی/تجاری تورمزا هستند، بازدهی اوراق میتواند دوباره جهش کند.
- دوم، مسیر سیاست پولی. هر علامتی از سختگیری فدرال رزرو یا حتی کاهش استقلال آن میتواند روی پاداش ریسک اثر بگذارد—چون بازار بدهی نسبت به قاعده بازی حساس است. این دغدغه در پوششهای قبلی رویترز درباره ریسکپریمیوم و حساسیت بازار به آینده سیاست پولی هم دیده میشود.
- سوم، ریسک رفتار معاملهگران. رویترز اشاره میکند که موقعیتهای فروش دوباره در حال افزایش است.
این یعنی بخشی از بازار، روی بازگشت فشار به قیمت اوراق شرطبندی میکند؛ و همین میتواند نوسان را تشدید کند، چون در بازار بدهی، حرکتهای بزرگ گاهی با «فشار موقعیتها» شتاب میگیرد.
از زاویه تحلیلی، پیام اصلی خبر این است که دولت آمریکا فعلاً موفق شده «سطحی از آرامش» را بازگرداند، اما این آرامش روی یک تعادل بسیار حساس بنا شده: تعادلی میان نیاز دولت به تامین مالی ارزان، حساسیت بازار به کسریها و تورم، و انتظارات از مسیر آینده سیاست پولی.
در چنین تعادلی، هر شوک بزرگ—چه تورمی، چه ژئوپلیتیکی، چه سیاستی—میتواند به سرعت به بازار اوراق منتقل شود و سپس از آنجا به همه بازارهای دیگر سرریز کند: سهام، ارز، کالاها و حتی شرایط تامین مالی اقتصادهای نوظهور.
خبر رویترز درباره صلح متزلزل میان ترامپ و بازار اوراق خزانهداری، یک هشدار نرم است: بازار بدهی، دوباره میتواند به مرجع محدودکننده سیاست تبدیل شود—نه با بیانیه سیاسی، بلکه با بالا بردن هزینه سرمایه. تا وقتی مسئله کسری و مسیر تورم حلوفصل نشود، کاهش چند ده واحد پایهای بازدهیها لزوماً به معنای رفع ریسک نیست؛ بیشتر شبیه یک آتشبس است که هر لحظه ممکن است دوباره به تنش تبدیل شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟