اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، اعلام کرد اساسنامه این سازمان بهصورت رسمی به تصویب رسیده است. این اساسنامه با همکاری وزارت نفت، وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی تدوین شده و هدف آن ایجاد ساختاری یکپارچه برای مدیریت بهینه انرژی در کشور است.
سقاب اصفهانی تأکید کرد بررسیهای کارشناسی نشان میدهد بسیاری از چالشهای اقتصادی و اجرایی کشور، ریشه در ناترازی انرژی دارد؛ بهگونهای که قطعی برق، رشد مصرف گاز، ناترازی تولید و مصرف سوخت مایع و فشار بر شبکه توزیع، تنها ابعادی از این بحران ساختاری محسوب میشود.
او هدف سازمان جدید را تحلیل ریشه مشکلات، سیاستگذاری مبتنی بر داده و هدایت برنامهریزی انرژی در سطح ملی عنوان کرد.
وزن سیاستی تشکیل سازمان مدیریت راهبردی انرژی
تصویب اساسنامه این سازمان را میتوان یکی از مهمترین تحولات حکمرانی انرژی در سالهای اخیر دانست. تا پیش از این، مدیریت حوزه انرژی بین چندین نهاد مختلف تقسیم شده بود و هماهنگی بین سیاستهای نفت، گاز، برق و مصرف سوخت چالشبرانگیز بود.
ایجاد یک نهاد راهبردی میتواند بخشهای مختلف زنجیره انرژی را در قالب یک سیاست واحد همراستا کند.
این اقدام از منظر سیاستگذاری، یک گام به سمت «یکپارچهسازی حکمرانی انرژی» به شمار میآید؛ اقدامی که بسیاری از کشورها در مقاطع حساس اقتصادی آن را اجرا کردهاند.
از آنجا که ناترازی انرژی در ایران حاصل رشد سریع مصرف، قیمتگذاری غیرواقعی و عقبماندگی سرمایهگذاری است، وجود یک نهاد واحد میتواند هماهنگی میان دستگاهها را افزایش داده و نوع نگاه به مسئله را از «مدیریت بحرانهای مقطعی» به «اصلاح ساختار بلندمدت» تغییر دهد.
چرا ناترازی انرژی مادر ناترازیهای اقتصادی نامیده شد؟
اظهار رئیس سازمان مبنی بر اینکه ریشه بخش بزرگی از ناترازیهای کشور، ناترازی انرژی است، از منظر اقتصادی قابل تحلیل است.
ایران یکی از بالاترین سرانههای مصرف انرژی در جهان را دارد و فاصله میان تولید و مصرف در بخشهایی مانند گاز، برق و سوختهای مایع بهشدت افزایش یافته است. این ناترازی پیامدهای متعددی دارد:
- قطعی برق صنایع در تابستان
- افت فشار گاز خانگی و صنعتی در زمستان
- افزایش واردات سوخت یا کاهش صادرات فرآورده
- فشار بودجهای بر دولت بهدلیل یارانه سنگین انرژی
- کاهش توان سرمایهگذاری در شبکه تولید و انتقال
تجربه کشورها در مواجهه با ناترازی انرژی
کشورهایی مانند هند، مکزیک و آفریقای جنوبی در دهه گذشته با بحران مشابه روبهرو بودهاند. تجربه آنها نشان میدهد تا زمانی که اصلاحات ساختاری در قیمتگذاری، الگوی مصرف و جذب سرمایهگذاری انجام نشود، ناترازی انرژی تداوم پیدا میکند.
برای مثال، آفریقای جنوبی سالها با قطعی برق مواجه بود تا زمانیکه یک برنامه جامع اصلاحات شامل مشارکت بخش خصوصی، توسعه انرژی تجدیدپذیر و بازطراحی ساختار تعرفه اجرا شد. تحلیل این نمونهها نشان میدهد ناترازی انرژی یک چالش راهبردی است، نه صرفاً یک مشکل عملیاتی.
نقش سرمایهگذاری و قیمتگذاری در حل ناترازی انرژی
پژوهشهای بینالمللی تأکید دارند که هرگاه قیمت انرژی فاصله زیادی از هزینه واقعی تولید پیدا کند، مصرف افزایش مییابد و سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند. این موضوع به سرعت باعث تشدید شکاف بین عرضه و تقاضا میشود.
در کشورهایی با اقتصاد دولتی یا یارانهای، رفع ناترازی انرژی نیازمند مجموعهای از سیاستهاست:
- واقعیسازی تدریجی قیمتها
- سرمایهگذاری در زیرساختهای تولید و انتقال
- توسعه ظرفیت ذخیرهسازی و مدیریت هوشمند مصرف
- تقویت بازار برق و گاز
تصویب اساسنامه سازمان مدیریت راهبردی انرژی را باید بهعنوان گامی مهم در مسیر اصلاح ساختار انرژی کشور دانست. تأکید رئیس سازمان مبنی بر اینکه ناترازی انرژی مادر بسیاری از ناترازیهای اقتصادی است، نشان میدهد سیاستگذار اکنون به نقطهای رسیده که ریشه مشکلات را نه در نشانهها، بلکه در ساختارهای بنیادین جستوجو میکند.
اگر این سازمان بتواند هماهنگی بین وزارت نفت، وزارت نیرو و نهادهای برنامهریزی را تقویت کند، مسیر اصلاحات بلندمدت انرژی در کشور هموارتر خواهد شد. موفقیت این رویکرد در گرو اجرای برنامههای دقیق، جذب سرمایهگذاری و بازطراحی تدریجی سازوکارهای قیمتگذاری است.
کاهش ارزبری واردات کالاهای اساسی؛ قسمت چهارم مجله تصویری چارسو اقتصاد
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟