بورس تهران پس از تجربه ریزشهای سهمگین در ابتدای ماه، در هفته دوم تلاشی نافرجام برای بازگشت به مدار تعادل داشت؛ تلاشی که اگرچه رنگ سبز را به تابلوی شاخص کل بازگرداند، اما نتوانست اعتماد از دسترفته را به بدنه بازار تزریق کند. معاملهگران در این هفته بیش از آنکه به صورتهای مالی و گزارشهای عملکردی شرکتها توجه کنند، چشم به اخبار دیپلماتیک و نتایج مذاکرات ایران و آمریکا در استانبول دوخته بودند. این فضای انتظار موجب شد تا بازار حالتی تدافعی به خود بگیرد و نقدینگی هوشمند به جای ورود به گردونه معاملات سهام، یا در صندوقهای درآمد ثابت پارک شود و یا راهی بازارهای موازی نظیر طلا و ارز گردد، به طوری که کلیت بازار سهام با وجود رشد نماگر اصلی، همچنان درگیر رکودی عمیق و فرسایشی باقی ماند.
پارادوکس آماری در تالار شیشهای؛ رشد ویترینی در برابر زیان پرتفویها
تحلیل دادههای معاملاتی هفته دوم بهمنماه، گویای شکافی عمیق و معنادار میان شاخصهای اصلی بازار است که از آن به عنوان رشد گلخانهای یاد میشود. در حالی که شاخص کل بورس با حمایتهای حقوقی و تحرکات مثبت در نمادهای شاخصساز، رشدی ۱.۹۳ درصدی را ثبت کرد و خود را به سطح ۴ میلیون و ۵۹ هزار واحد رساند، شاخص هموزن که نماینده واقعیتر وضعیت عمومی شرکتهای کوچک و متوسط است، ساز مخالف زد و با افتی ۱.۲۸ درصدی به کانال یک میلیون و ۱۲ هزار واحد عقبنشینی کرد. این واگرایی آماری نشان میدهد که سبزپوشی شاخص کل تنها مدیون حمایت از چند نماد بزرگ در گروههای فلزات اساسی و فرآوردههای نفتی بوده و بدنه اصلی بازار همچنان درگیر اصلاح قیمتی است. از سوی دیگر، آمار جریان نقدینگی نیز سیگنالهای نگرانکنندهای صادر میکند؛ میانگین ارزش معاملات خرد در سطح پایین ۱۴.۶ هزار میلیارد تومان باقی ماند و حجم معاملات روزانه از ۲۳.۸ میلیارد برگه سهم فراتر نرفت. مهمتر از همه، تداوم خروج پول حقیقی به میزان ۲.۲ همت در طول هفته و تشدید آن در روز آخر معاملاتی (خروج ۱.۶ همت)، نشان از بیاعتمادی عمیق سهامداران خرد به پایداری این رشد دارد.
آرایش دفاعی قیمتها و انزوای نمادهای کوچک
بررسی روند قیمتها و توزیع بازدهی در میان صنایع مختلف حاکی از آن است که بازار در حال پوستاندازی به سمت یک استراتژی محافظهکارانه است. در هفتهای که گذشت، بیش از ۶۱ درصد از نمادهای بازار در روز پایانی سرخپوش بودند و تعداد نمادهایی که افت قیمت را تجربه کردند، به مراتب بیشتر از نمادهای مثبت بود. آمارها نشان میدهند که ۳۳۴ نماد افتی تا ۵ درصد داشتند و ۱۰۶ نماد بیش از ۱۰ درصد زیان دادند، در حالی که تنها ۱۰ نماد توانستند بازدهی بالای ۱۰ درصد را ثبت کنند. این توزیع نامتوازن نشان میدهد که فشار فروش در سهمهای کوچک و ریالی همچنان بالاست و خریداران تمایلی به ریسک روی این گروه از سهمها ندارند. در مقابل، نمادهای دلاریمحور مانند پتروشیمیها و پالایشگاهها به دلیل همبستگی با نرخ ارز و حمایتهای دستوری، پناهگاه امنتری برای نقدینگی باقیمانده در بازار بودند، هرچند که حتی در این گروهها نیز صفهای خرید پایدار و قدرتمندی شکل نگرفت و نوسانات لحظهای بر روند کلی غلبه داشت.
حبس نقدینگی میان امید دیپلماتیک و هراس ژئوپلیتیک
عوامل موثر بر بازار بورس در هفته گذشته را میتوان در یک کفه ترازوی سنگین سیاسی خلاصه کرد که تمامی متغیرهای اقتصادی را تحتالشعاع قرار داده است. مهمترین محرک بازار، اخبار ضدونقیض پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا و ریسکهای جنگ در منطقه بود. بازار از منظر نسبتهای مالی (P/E) و ارزندگی بنیادین در یکی از جذابترین نقاط تاریخی خود قرار دارد، اما سایه سنگین ریسکهای سیستماتیک مانع از آن میشود که این ارزندگی به تقاضای موثر تبدیل شود. در واقع، بازار تمامی سناریوهای منفی را پیشخور کرده است، اما برای حرکت رو به بالا نیازمند یک محرک قوی خبری یا کاهش تنشهای منطقهای است. عامل دیگری که بر رکود دامن زد، جذابیت بازارهای رقیب بود؛ نوسانات طلا و ارز در سایه اخبار سیاسی، باعث شد تا پولهای ترسو به جای ماندن در بورس، نقدشوندگی سریعتر و بازدهی کوتاهمدت بازارهای موازی را ترجیح دهند.
دوگانه فرصت و تهدید؛ استراتژی بقا در بازار پرریسک
در تحلیل عوامل مثبت و منفی، میتوان گفت که بازار اکنون در نقطه تعادلی شکنندهای ایستاده است. از جمله عوامل مثبت میتوان به گزارشهای مالی مناسب شرکتها، عقبماندگی قیمت سهام نسبت به تورم و رشد دلار، و همچنین حمایتهای مقطعی حقوقیها اشاره کرد. همچنین در صورت تداوم ریسکها، سهمهای دلاری و در صورت مدیریت ریسک، سهمهای ریالی مانند صنایع غذایی و نیروگاهی که وابستگی کمتری به تحولات خارجی دارند، گزینههای مناسبی برای سرمایهگذاری هستند. اما در کفه عوامل منفی، بیاعتمادی مزمن سهامداران، کمبود نقدینگی، نرخ بهره بالا و ابهامات سیاسی همچنان سنگینی میکنند. خروج مداوم پول حقیقی نشان میدهد که بازار هنوز نتوانسته استدلال محکمی برای قانع کردن سرمایهگذاران جهت ماندن ارائه دهد و تا زمانی که ترس بر طمع غلبه داشته باشد، روند صعودی پایدار شکل نخواهد گرفت.
چشمانداز خاکستری؛ چشمانتظار دودی که از استانبول برمیخیزد
آینده کوتاهمدت بازار بورس بیش از هر زمان دیگری به نتایج مذاکرات روز جمعه و تحولات ابتدای هفته آینده گره خورده است. اگر اخبار مثبتی از کاهش تنشها مخابره شود، با توجه به ارزندگی قیمتها، پتانسیل یک جهش قدرتمند و فراگیر در کلیت بازار وجود دارد که میتواند نمادهای ریالی و دلاری را همزمان با رشد مواجه کند. اما در سناریوی بدبینانه و تداوم یا تشدید تنشها، بازار احتمالا به روند فرسایشی و نوسانی خود ادامه خواهد داد. در این حالت، انتظار ریزش سنگین (مانند هفته اول بهمن) کمتر است، چرا که بسیاری از قیمتها به کفهای حمایتی محکم رسیدهاند، اما رکود معاملاتی و ارزش معاملات پایین ادامهدار خواهد بود. بنابراین، هفته آینده برای بورس تهران هفتهای سرنوشتساز است که جهت حرکت بازار تا پایان سال ۱۴۰۴ را تعیین خواهد کرد؛ هفتهای که معاملهگران امیدوارند پایان اصلاح زمانی و آغاز رونق قیمتی باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟