مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور اعلام کرده است که حدود ۷۰ درصد از پیشنهاد روسها درباره ساخت خطآهن رشت–آستارا مورد تأیید ایران قرار گرفته و اختلافنظرهای باقیمانده، ماهیتی کارشناسی دارد و عمدتاً به طراحی ایستگاهها مربوط میشود.
به گفته وی، طرف روس بهواسطه سابقه طولانی در ساخت ایستگاههای راهآهن، رویکرد خاصی در طراحی دارد که محل بحث فنی میان دو طرف است. مقرر شده این اختلافها در سفر آتی هیئت ایرانی به روسیه بررسی و نهایی شود.
بر اساس این اظهارات، ساخت خطآهن رشت–آستارا توسط طرف ایرانی انجام خواهد شد و پیمانکار اصلی پروژه نیز قرارگاه خاتمالانبیا معرفی شده است؛ موضوعی که بهمعنای تثبیت نقش طرف داخلی در اجرای پروژه و محدود شدن همکاری روسیه به سطح طراحی و توافقات فنی است.
چرا خطآهن رشت–آستارا مهم است؟
خطآهن رشت–آستارا یک پروژه صرفاً عمرانی نیست؛ بلکه حلقه مفقوده کریدور شمال–جنوب بهشمار میرود. این مسیر، اتصال ریلی بنادر جنوبی ایران به روسیه و شمال اروپا را تکمیل میکند و از منظر ترانزیت، زمان و هزینه جابهجایی کالا را بهطور معناداری کاهش میدهد.
در شرایطی که مسیرهای سنتی تجارت جهانی بهدلیل تنشهای ژئوپلیتیکی با اختلال مواجه شدهاند، این کریدور برای هر دو طرف – ایران و روسیه – کارکرد جایگزین و مکمل دارد. بنابراین، منطق پروژه پیش از آنکه فنی یا پیمانکاری باشد، اقتصادی–راهبردی است.
اختلاف بر سر ایستگاهها؛ نشانه اختلاف راهبردی نیست
اختلاف اعلامشده میان ایران و روسیه درباره طراحی ایستگاهها، در سطح تحلیل، نشانهای از تعارض راهبردی تلقی نمیشود. ایستگاهها همواره یکی از نقاط اختلاف در پروژههای ریلی بینالمللی هستند؛ چراکه محل اتصال شبکههای داخلی، لجستیک شهری و منافع منطقهایاند.
رویکرد روسها، بر اساس تجربه تاریخیشان، متمایل به طراحی ایستگاههای بزرگ و پرظرفیت است؛ در حالی که طرف ایرانی، بهطور طبیعی ملاحظات هزینه، بهرهبرداری و انطباق با شبکه موجود را مدنظر دارد. این اختلاف، بیش از آنکه سیاسی باشد، بهینهسازی فنی و اقتصادی پروژه را هدف گرفته است.
اجرای پروژه توسط ایران؛ پیام مهمتر از ظاهر
اینکه اجرای خطآهن رشت–آستارا بهطور کامل توسط طرف ایرانی انجام میشود، یک نکته کلیدی در تحلیل است. این تصمیم چند پیام روشن دارد:
نخست، انتقال ریسک اجرا به داخل کشور و کاهش وابستگی به پیمانکار خارجی؛
دوم، استفاده از ظرفیتهای اجرایی داخلی در پروژهای راهبردی؛
و سوم، تفکیک نقش «توافق و طراحی» از «ساخت و بهرهبرداری».
از این منظر، همکاری با روسیه نه بهمعنای واگذاری پروژه، بلکه بهمعنای همراستایی منافع ترانزیتی تعریف شده است.
چرا روسیه پیگیر این پروژه است؟
برای روسیه، خطآهن رشت–آستارا صرفاً یک پروژه دوجانبه با ایران نیست. این مسیر، دسترسی این کشور به آبهای گرم و بازارهای جنوب آسیا را تسهیل میکند و در شرایط محدودیت مسیرهای اروپایی، اهمیت مضاعفی یافته است.
بنابراین، انعطاف روسها در پذیرش ۷۰ درصد چارچوب پیشنهادی و تمرکز اختلاف بر جزئیات اجرایی، قابلفهم است. پروژهای با این سطح از اهمیت ژئواقتصادی، معمولاً در جزئیات چانهزنی میشود، نه در اصل مسیر.
ملاحظات داخلی؛ شرط موفقیت پروژه
با وجود پیشرفت در سطح توافق، موفقیت نهایی پروژه به چند عامل داخلی وابسته است:
تأمین مالی پایدار، زمانبندی واقعبینانه، هماهنگی نهادی و پرهیز از فرسایش پروژه در فرآیندهای اداری.
تجربه پروژههای زیرساختی گذشته نشان میدهد که هزینه تأخیر در چنین طرحهایی، گاه از هزینه ساخت بالاتر است. بنابراین، تثبیت پیمانکار، روشن بودن چارچوب همکاری خارجی و حل اختلافات فنی در همین مرحله، از اهمیت بالایی برخوردار است.
پروژهای که از فاز تردید عبور کرده است
موافقت ایران با بخش عمده پیشنهاد روسیه درباره خطآهن رشت–آستارا نشان میدهد پروژه از مرحله تردید و کلیگویی عبور کرده و وارد فاز تصمیمگیری اجرایی شده است. اختلافات باقیمانده، فنی و قابل حل هستند و نشانهای از بنبست سیاسی یا راهبردی دیده نمیشود.
اگر این پروژه با همین منطق – اجرای داخلی، توافق خارجی هدفمند و تمرکز بر کارکرد ترانزیتی – پیش برود، میتواند یکی از معدود طرحهای زیرساختی باشد که همزمان توجیه اقتصادی، ژئواقتصادی و اجرایی دارد؛ مزیتی که در شرایط فعلی، کمیاب است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟