صندوق بازنشستگی کشوری در تازهترین گزارش آماری خود اعلام کرد تعداد حقوقبگیران این صندوق نسبت به سال گذشته ۲.۶ درصد افزایش یافته است. طبق این گزارش، میانگین سن بازنشستگی در کشور ۵۲ سال تعیین شده و میانگین سن فعلی دریافتکنندگان حقوق بازنشستگی برابر با ۶۵ سال است.
در ترکیب جنسیتی حقوقبگیران نیز ۶۵ درصد را مردان و ۳۵ درصد را زنان تشکیل میدهند. این دادهها بخشی از تصویر جمعیتی صندوق را نشان میدهد که نقش مهمی در برآورد تعهدات آینده، پایداری مالی و طراحی سیاستهای حمایتی دارد.
افزایش ۲.۶ درصدی حقوقبگیران؛ سیگنال مهم برای تعهدات آینده
افزایش تعداد حقوقبگیران صندوق بازنشستگی کشوری به میزان ۲.۶ درصد در یک سال، برای صندوقی که با فشار تعهدات مالی بلندمدت مواجه است، یک شاخص حساس به شمار میآید.
این رشد بیانگر چند واقعیت است:
- ورود سالانه تعداد بیشتری از کارکنان دولت به مرحله بازنشستگی،
- افزایش امید به زندگی و در نتیجه طولانیتر شدن دوره دریافت مستمری،
- فشار روبهافزون بر منابع مالی صندوق، که در سالهای اخیر بارها با کسری مواجه بوده است.
با توجه به اینکه سن بازنشستگی متوسط ۵۲ سال و سن فعلی حقوقبگیران ۶۵ سال است، بهطور میانگین این افراد حداقل ۱۳ سال مستمری دریافت کردهاند و احتمال افزایش این دوره نیز در سالهای آینده وجود دارد.
این روند پیام روشنی دارد: اگر اصلاحات ساختاری انجام نشود، شکاف بین ورودی صندوق (حق بیمهها) و خروجی آن (مستمریها) بیشتر میشود.
میانگین سن بازنشستگی ۵۲ سال؛ یک چالش ساختاری
بسیاری از کشورها میانگین سن بازنشستگی را بین ۶۲ تا ۶۷ سال تعیین کردهاند. اما در ایران سن متوسط ۵۲ سال نشاندهنده بازنشستگی زودهنگام در بخش عمومی است.
این موضوع پیامدهای متعددی دارد:
- افزایش دوره دریافت مستمری،
- کاهش مدت زمان پرداخت حق بیمه،
- افزایش فشار مالی بر صندوق،
- و کاهش بهرهوری منابع انسانی در بخش دولتی.
وقتی سن بازنشستگی نسبتاً پایین است، تعادل تراز اکچوئری صندوق دچار اختلال میشود. به همین دلیل، این شاخص یکی از محورهای مهم در برنامههای اصلاح ساختار بازنشستگی محسوب میشود.
ترکیب جنسیتی حقوقبگیران و پیامدهای اجتماعی
بر اساس گزارش صندوق بازنشستگی کشوری، ۶۵ درصد حقوقبگیران مرد و ۳۵ درصد زن هستند. این ترکیب بازتابی از ساختار اشتغال دولت در دهههای گذشته است؛ زمانی که حضور زنان در اشتغال رسمی کمتر از امروز بود.
اما در آینده، با افزایش سهم زنان در آموزش عالی و اشتغال دولتی، انتظار میرود نسبت زنان بازنشسته افزایش یابد. این تغییر ممکن است در برخی حوزهها بر هزینههای صندوق و نوع خدمات حمایتی اثر بگذارد؛ زیرا الگوی امید به زندگی و نیازهای مراقبتی زنان با مردان متفاوت است.
مقایسه بینالمللی سن بازنشستگی و اثر آن بر پایداری صندوقها
مطالعات OECD نشان میدهد کشورهایی که میانگین سن بازنشستگی آنها پایینتر از ۶۰ سال است، معمولاً با کسری صندوقهای بازنشستگی مواجه میشوند. دلیل آن ساده است:
- مدت پرداخت حق بیمه کم میشود،
- دوره دریافت مستمری طولانیتر میشود،
- و نسبت جمعیت شاغل به بازنشسته کاهش مییابد.
برای نمونه، یونان پس از بحران مالی مجبور شد سن بازنشستگی را افزایش دهد تا پایداری صندوقها را حفظ کند. در آلمان نیز سن رسمی بازنشستگی تا سال ۲۰۳۱ به ۶۷ سال خواهد رسید.
در مقایسه با این کشورها، میانگین ۵۲ سال در صندوق بازنشستگی کشوری فاصله قابل توجهی با استانداردهای بینالمللی دارد.
روند رشد جمعیت سالمند و فشار بر صندوقهای بازنشستگی
ایران در آستانه ورود به مرحله «پیری جمعیت» قرار دارد. براساس برآوردهای مرکز آمار، نسبت سالمندان ایران تا سال ۱۴۲۰ به بیش از ۲۰ درصد میرسد.
افزایش جمعیت سالمند دو اثر مستقیم بر صندوقها دارد:
-
افزایش تعداد حقوقبگیران،
-
افزایش هزینههای درمان و مراقبت، که در مدلهای بیمهای تأثیرگذار است.
با توجه به میانگین سن فعلی حقوقبگیران صندوق که ۶۵ سال گزارش شده، این روند در حال حاضر نیز خود را نشان میدهد و در سالهای آینده تشدید خواهد شد.
رشد ۲.۶ درصدی مستمریبگیران صندوق بازنشستگی کشوری؛ عدد کوچک، اثر بزرگ
در ظاهر، رشد ۲.۶ درصدی تعداد مستمریبگیران رقم بزرگی نیست، اما برای یک صندوق بزرگ، همین رشد کوچک نیز میتواند میلیاردها تومان بار مالی جدید ایجاد کند.
اگر نرخ ورودی صندوق (شاغلان پرداختکننده حق بیمه) همزمان افزایش نیابد، نسبت پشتیبانی کاهش مییابد؛ یعنی تعداد شاغلان کمتر از گذشته هزینه بازنشستگان بیشتری را تأمین میکنند.
این روند یکی از مهمترین چالشهای مالی صندوقهای بازنشستگی در سراسر جهان است و ایران نیز از آن مستثنی نیست.
گزارش جدید صندوق بازنشستگی کشوری نشان میدهد افزایش ۲.۶ درصدی حقوقبگیران، همراه با میانگین سن بازنشستگی پایین (۵۲ سال) و میانگین سن فعلی ۶۵ سال، ترکیب جمعیتی صندوق را با فشار بیشتری مواجه کرده است.
روند پیری جمعیت، کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان و رشد هزینههای درمان، همگی زنگ هشداری برای پایداری مالی صندوق است.
برای حفظ تعادل در سالهای آینده، چند اقدام کلیدی ضروری به نظر میرسد:
- اصلاح تدریجی سن بازنشستگی و نزدیککردن آن به استانداردهای جهانی،
- افزایش نسبت پشتیبانی از طریق توسعه اشتغال رسمی،
- مدیریت هزینهها و افزایش بهرهوری صندوق،
- و تقویت سرمایهگذاریهای بلندمدت برای پوشش تعهدات آینده.
این دادهها تنها یک گزارش آماری نیستند؛ بلکه نشاندهنده ضرورت آغاز اصلاحات ساختاری در صندوق بازنشستگی کشور هستند—اصلاحاتی که آینده مالی صندوق و امنیت درآمدی میلیونها بازنشسته به آن وابسته است.
چالش برداشت آب در کشورهای پرمصرف؛ فشار کشاورزی بر منابع محدود آب
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟