وضعیت دلار در بازار مبادله امروز
به گزارش چارسو اقتصاد به نقل مرکز مبادله ارز و طلا، بر اساس تابلو «قیمت ارز در مرکز مبادله» که در بهروزرسانی امروز (حدود ساعت ۰۹:۱۵ به وقت تهران) منتشر شده، دلار/اسکناس در سطح ۱,۲۴۱,۴۹۳ ریال و دلار/حواله در سطح ۸۳۲,۹۸۹ ریال ثبت شده است؛ یعنی به زبان تومان (تقسیم بر ۱۰)، حدود ۱۲۴,۱۴۹ تومان برای اسکناس و ۸۳,۲۹۹ تومان برای حواله.
همین دو عدد معمولاً خطکش رسمی برای بخشی از مبادلات ارزی است: حواله بیشتر به نیازهای تجاری/تأمین ارز واردات و تسویههای بانکی نزدیک است و اسکناس به تأمین اسکناس و مصارف نزدیکتر به پرداخت نقدی و برخی مصارف خدماتی گره میخورد. در روزهای اخیر نیز رسانهها بارها به جابهجایی و تفکیک تالارها (از جمله انتقال اعلام نرخ اسکناس به تالار دوم) اشاره کردهاند که نشان میدهد سیاستگذار روی کانال اعلام نرخ حساس است.
بازار مبادله ارز چیست؟
مرکز مبادله ارز و طلای ایران با مجوز و در چارچوب سیاستگذاری بانک مرکزی ایجاد شده و خودِ مرکز در معرفی رسمیاش تأکید میکند که هدف، بهبود فرآیند سیاستگذاری، نظارت و ساماندهی معاملات در یک بستر تحت نظارت است. همچنین در معرفی رسمی مرکز آمده که بازار ارز آن شامل چهار تالار اسکناس، حواله، مشتقات و قراردادهای نوین ارزی است؛ یعنی از نگاه طراحی نهادی، قرار نیست فقط یک نرخ ساده باشد، بلکه یک «زیرساخت بازار» برای انواع ابزارها و نیازها تعریف شده است.
از منظر مکانیسم، بازار مبادله در ایران عملاً سه کارکرد اصلی دارد:
- کشف/اعلام نرخ رسمی برای بخشی از تقاضا: نرخهایی که روی تابلوی مرکز مبادله میآید، به بازارها و قراردادها مرجع قیمت میدهد.
- کانالسازی برای عرضه و تقاضای ارزی قابل رصد: در راهنمای رسمی معاملات سامانه ارز تجاری، سازوکار بهصورت مرحلهای توضیح داده شده؛ از جمله اینکه متقاضی فروش (مثلاً صادرکننده) با بانک عامل قرارداد میبندد، ارز حاصل از صادرات را به کارگزار معرفیشده تحویل میدهد و برای سفارشگذاری فروش، اسناد/پروانههای صادراتی را به بانک ارائه میکند. این یعنی بخش مهمی از عرضه ارزی در قالب رابطه بانکی و قابل رهگیری تعریف میشود.
- تفکیک بازارها برای هدفگذاری سیاستی: تفکیک تالار حواله و اسکناس و حتی تغییر محل اعلام نرخ اسکناس (تالار دوم) را میتوان بخشی از تلاش برای مدیریت دقیقتر انواع تقاضا دانست؛ چون جنس تقاضا در اسکناس با حواله یکی نیست و ابزار سیاستی هم میتواند متفاوت باشد.
در یک جمعبندی کوتاه، بازار مبادله اگر درست کار کند، میتواند نقش کاهش اصطکاک مبادلات رسمی، افزایش شفافیت، و تبدیل شدن به لنگر قیمتی برای تجارت رسمی را داشته باشد—بدون اینکه الزاماً همه تقاضاهای ارزی جامعه را پوشش دهد.
پیامدهای تعدیل قیمت بر پایه بازار مبادله
وقتی نرخ دلار در بازار مبادله تعدیل میشود (چه به سمت بالا، چه پایین)، اثر آن را معمولاً باید در سه لایه دید:
انتقال به هزینه واردات و قیمت تمامشده
اگر نرخ حواله در مرکز مبادله افزایش یابد، برای واردکنندگانی که از این کانال تأمین ارز میکنند، هزینه ریالی خرید ارز بالاتر میرود و (با وقفه) میتواند روی قیمت تمامشده کالاهای وارداتی یا نهادههای تولید اثر بگذارد. برعکس، ثبات یا کاهش نرخ حواله میتواند فشار هزینهای را تعدیل کند.
سیگنالدهی به انتظارات و مدیریت نوسان
در اقتصادهایی که چند نرخ همزمان وجود دارد، اهمیت تابلوهای رسمی فقط عدد نیست؛ بلکه پیام سیاستی است. اگر بازار مبادله با منطق عرضه/تقاضای مدیریتشده پیش برود، میتواند به تعدیل انتظارات کمک کند؛ اما اگر شکاف بین نرخ رسمی مبادله و نرخ بازار غیررسمی زیاد شود، اثر معکوس هم محتمل است: بازار غیررسمی، نرخ رسمی را عقبمانده تلقی میکند و انتظارات افزایشی میتواند تقویت شود. در هفتههای اخیر، گزارشهای بینالمللی از جهش نرخ دلار در بازار آزاد و فشارهای ناشی از تضعیف ریال گفتهاند؛ این فضا باعث میشود حساسیت نسبت به هر نوع تعدیل در نرخهای رسمی بالاتر برود.
رابطه با بازار غیررسمی و مسئله شکاف قیمتی
امروز نرخ دلار اسکناس در مرکز مبادله حدود ۱۲۴ هزار تومان ثبت شده، در حالی که گزارشهای خبری از بازار آزاد در روزهای اخیر اعداد بسیار بالاتری را روایت کردهاند. در مقاطعی نزدیک به حدود ۱.۳۸ تا ۱.۴۵ میلیون ریال به ازای هر دلار در بازار آزاد معامله شده بود. هرچه این فاصله بزرگتر باشد، دو پیامد کلاسیک تقویت میشود:
- انگیزه آربیتراژ/رانت در بخشهایی که امکان دسترسی به نرخ رسمی و تبدیل به نرخ آزاد ایجاد میشود (حتی اگر محدود و کنترلشده باشد).
- کاهش کارایی نرخ مرجع برای شکلدهی به انتظارات عمومی، چون مردم و برخی کسبوکارها بیشتر به نرخهای در دسترس روزمره نگاه میکنند.
با این حال، تعدیل قیمت در بازار مبادله همیشه منفی نیست. از زاویه سیاستگذاری، اگر تعدیلها تدریجی، قابل توضیح و همجهت با واقعیتهای تجاری باشد، میتواند به یکسانسازی تدریجی مسیرها، کاهش فشار بر ذخایر ارزی، و واقعیتر شدن قیمتگذاری در تجارت رسمی کمک کند؛ چیزی که در نهایت امکان برنامهریزی بنگاهها را هم بهتر میکند—البته به شرطی که سیاستهای مکمل (مثل مدیریت تقاضای سفتهبازانه، شفافیت تخصیص و نظارت مؤثر) همزمان تقویت شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟