چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

اقتصاد ونزوئلا زیر سایه نفت و تحریم؛ آمریکا چرا دوباره به کاراکاس برگشته است؟

اقتصاد ونزوئلا زیر سایه نفت و تحریم؛ آمریکا چرا دوباره به کاراکاس برگشته است؟

با ربودن مادورو توسط ترامپ، فرصت خوبی است تا اقتصاد ونزوئلا و وزنه اقتصادی و ژئواقتصادی آن برای بازیگران جهانی مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد

- اندازه متن +

ونزوئلا با وجود برخورداری از عظیم‌ترین منابع نفت خام جهان و ذخایر غنی معدنی، در دهه گذشته گرفتار یکی از شدیدترین فروپاشی‌های اقتصادی شده است. شاخص‌های کلان اقتصاد ونزوئلا مانند تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم سقوطی کم‌سابقه را تجربه کرده‌اند. این کشور ظرفیت‌های اقتصادی بالقوه‌ای در حوزه نفت، گاز طبیعی، طلا و دیگر منابع دارد که آن را به بازیگری مهم ولو کم‌بهره در اقتصاد جهانی بدل می‌کند. در عین حال، ایالات متحده به دلیل منافع راهبردی خود، خواستار نفوذ بر ونزوئلا و همسو ساختن حکومت آن با واشنگتن است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد آمریکا با توجه به منابع عظیم ونزوئلا می‌کوشد این کشور را به اهرمی برای تامین منافع ملی خود تبدیل کند و از نفوذ رقبای خود بکاهد. در ادامه، تازه‌ترین داده‌های اقتصادی منتشره درباره وضعیت اقتصاد ونزوئلا، ظرفیت‌های منابعی آن، انگیزه‌های آمریکا برای تغییر معادلات سیاسی در کاراکاس و ارتباط این موضوع با تحولات اقتصادی‌-‌امنیتی خاورمیانه بررسی می‌شود.

وضعیت متغیرهای کلان اقتصاد ونزوئلا

اقتصاد ونزوئلا در سال‌های اخیر دستخوش بحرانی عمیق بوده است. تولید ناخالص داخلی این کشور از اواسط دهه 2010 سقوط آزادی را تجربه کرد. براساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ونزوئلا که در سال ۲۰۱4 نزدیک به 214 میلیارد دلار بود، تا سال 2020 به حدود 43 میلیارد دلار کاهش یافت. این ارقام حاکی از آب‌رفتن تقریباً 80 درصدی اندازه اقتصاد طی تنها شش سال است. رکود عمیق همراه با کاهش شدید قیمت نفت، به منبع اصلی درآمد دولت، و سال‌ها مدیریت اقتصادی نامطلوب باعث این فروپاشی اقتصادی شد. پس از 2020، با تثبیت نسبی شرایط، اقتصاد ونزوئلا رشد اندکی از خود نشان داده است. در سال 2021 پس از چندین سال رشد منفی، تولید ناخالص داخلی واقعی حدود 1 درصد افزایش یافت و در سال 2022 نزدیک 8 درصد رشد کرد. این رشد بیشتر ناشی از اثر پایه پایین و اندکی بهبود در تولید نفت و ورود ارز به اقتصاد بود. در سال 2023  نیز رشد حدود 4 درصد گزارش شده است. هرچند این ارقام نشان‌دهنده توقف روند سقوط آزاد هستند، اما باید توجه داشت که تولید اقتصادی ونزوئلا همچنان بسیار کمتر از دهه قبل است و سطح تولید ناخالص داخلی آن اکنون تنها کسری از اوج خود در اوایل دهه 2010 است. به بیان دیگر، اقتصاد ونزوئلا پس از یک دهه بحران عظیم، وارد دوره ثبات نسبی شده ولی هنوز در نتوانسته است روزهای خوب قدیم خود را تجربه کند.

یکی از آشکارترین نشانه‌های بحران اقتصادی ونزوئلا ابر‌تورم در این کشور بوده است. ونزوئلا در سال‌های پایانی دهه 2010 با تورمی رو‌به‌رو شد که در تاریخ اقتصادی جهان کم‌سابقه است. صندوق بین‌المللی پول در آوریل 2019 برآورد کرد که نرخ تورم ونزوئلا تا پایان آن سال ممکن است به 10 میلیون درصد برسد. این نرخ تورم سرسام‌آور ناشی از چاپ بی‌رویه پول برای پوشش کسری بودجه، سقوط ارزش پول ملی این کشور و فروپاشی اعتماد به سیاست‌های پولی بود. جهش قیمت‌ها به قدری شدید بود که بولیوار طی چند سال پیاپی دچار تورم 6 یا 7 رقمی شد و دولت چند بار مجبور به حذف صفر از پول ملی گردید. از اوایل دهه 2020، دولت برخی کنترل‌های ارزی و قیمتی را تعدیل کرد و عملاً اقتصاد دلاریزه‌شده به مهار نسبی تورم کمک کرد. با این حال، حتی در سال‌های اخیر نیز نرخ تورم ونزوئلا در صدر جهان قرار داشته است. طبق آمار بانک مرکزی ونزوئلا، نرخ تورم سالانه در پایان 2023 حدود 189.8 درصد بوده و در سال 2024 به حدود48 درصد کاهش یافته است. هرچند افت نرخ تورم از صدها هزار درصد به زیر 50 درصد نقطه عطف مثبتی به‌شمار می‌آید، باید تاکید کرد که حتی تورم سه‌رقمی نیز همچنان نشانگر بی‌ثباتی شدید قیمت‌ها و فرسایش قدرت خرید مردم است و ونزوئلا را جزو بدترین کشورها از نظر تورم حفظ می‌کند. خروجی ابرتورم در این اقتصاد، رواج زیاد دلار آمریکا و سایر ارزهای خارجی در داخل شد و عملاً این ارزها نقش لنگر موقت را برای ثبات قیمت‌ها ایفا کرده‌اند. با این حال، همچنان بی‌ثباتی ارزی و چندنرخی بودن ارز از مشکلات ساختاری اقتصاد ونزوئلا محسوب می‌شود.

بیکاری و شاخص‌های اجتماعی نیز همراه با فروپاشی تولید و تورم، به‌شدت وخیم شده‌اند. آمارهای رسمی دولت مدت‌هاست به‌روز نشده و نمایانگر واقعیت نیست. برای مثال دولت در سال 2021 نرخ بیکاری را تنها 7.9 درصد اعلام کرد که قطعاً بسیار دور از واقعیت بود. برآوردهای بین‌المللی تصویر تیره‌تری نشان می‌دهند. صندوق بین‌المللی پول تخمین زده که نرخ بیکاری واقعی از 50 درصد نیروی کار نیز فراتر رفته است. چنین نرخ بیکاری بی‌سابقه‌ای در کنار کاهش شدید درآمد واقعی، موجب افت شدید استانداردهای زندگی شده است. فقر و نابرابری افزایش یافته و بسیاری از خانوارها قادر به تامین نیازهای اولیه خود نیستند. کمبود گسترده کالاهای اساسی مانند غذا، دارو و سایر اقلام ضروری طی سال‌های اوج بحران گزارش شده است. زیرساخت‌های خدماتی نظیر سیستم بهداشت نیز در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند.

ترکیب این عوامل، یعنی تورم کمرشکن، فروپاشی دستمزد واقعی، بیکاری گسترده و کمبود کالاها، موجب یک بحران انسانی شده که در ابعاد منطقه‌ای نیز محسوس است. بنا بر گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، ونزوئلا اکنون جزو کشورهایی با بالاترین نرخ ناامنی غذایی در جهان است و بخش بزرگی از جمعیت دچار سوءتغذیه می‌باشند. پیامد طبیعی چنین بحرانی، موج عظیم مهاجرت مردم از کشور بوده است. تخمین زده می‌شود تاکنون بیش از 6 میلیون نفر از شهروندان ونزوئلا که بیش از 20 درصد جمعیت کشور به حساب می‌آیند طی سال‌های اخیر ناچار به ترک کشور و پناه بردن به کشورهای همسایه یا سایر نقاط جهان شده‌اند. این بزرگترین بحران مهاجرتی تاریخ معاصر آمریکای جنوبی است و فشار قابل توجهی بر کشورهای میزبان نظیر کلمبیا، پرو، برزیل و … وارد کرده است.

به طور کلی، تصویر امروز اقتصاد ونزوئلا تصویری از یک کشور با اقتصادی فروپاشیده ولی بالقوه ثروتمند است. ابر‌تورمی که اندکی مهار شده اما هنوز بالاست، تولیدی که پس از سقوط آزاد کمی رشد کرده اما کماکان ناچیز است، بیکاری و فقر شدیدی که موجب مهاجرت میلیونی مردم شده و تنگنای معیشتی که حیات روزمره اکثریت مردم را دشوار ساخته است. دولت ونزوئلا طی سال‌های رونق نفت در دهه ۲۰۰۰ بخش عمده درآمدها را صرف برنامه‌های کوتاه‌مدت اجتماعی و یارانه‌ها کرد بدون آنکه در تنوع‌بخشی اقتصاد یا ایجاد زیرساخت بادوام سرمایه‌گذاری کافی انجام دهد. با سقوط قیمت نفت از 2014 و سپس تحریم‌های نفتی آمریکا از 2017 به بعد، اقتصاد تک‌محصولی ونزوئلا منبع اصلی خود را از دست داد و وارد چرخه فروپاشی شد. مجموعه این عوامل منجر به ‌بی‌تعادل‌های بزرگ اقتصاد کلان گردید که همچنان ترمیم آنها بزرگترین چالش دولت است.

ظرفیت‌های اقتصادی ونزوئلا: منابع نفتی، معدنی و فراتر از آن

ونزوئلا علی‌رغم مشکلات کنونی، از نظر ذخایر منابع طبیعی یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان محسوب می‌شود. اقتصاد این کشور به طور سنتی بر پایه منابع هیدروکربنی خود یعنی نفت و گاز بنا شده و علاوه بر آن از معادن ارزشمند فلزات و مواد معدنی برخوردار است. در این بخش، مهم‌ترین ظرفیت‌های اقتصادی ونزوئلا را مرورمی‌کنیم.

الف) نفت خام

ونزوئلا دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت در جهان است. طبق برآوردهای سازمان‌های بین‌المللی انرژی، ذخایر نفت خام قابل برداشت ونزوئلا حدود 303 میلیارد بشکه برآورد شده که از این نظر رتبه اول جهان را به این کشور اختصاص می‌دهد. این میزان تقریباً 18 درصد از کل ذخایر نفت دنیا را تشکیل می‌دهد که رقمی خیره‌کننده است. برای مقایسه، عربستان سعودی، دومین دارنده ذخایر نفتی، حدود 267 میلیارد بشکه ذخیره اثبات‌شده دارد و ایالات متحده کمتر از 60 میلیارد بشکه.

بنابراین ونزوئلا به تنهایی بیش از پنج برابر آمریکا ذخایر نفتی در اختیار دارد. عمده این ذخایر نفتی در منطقه موسوم به کمربند اورینوکو واقع در شرق ونزوئلا متمرکز است. نفت اورینوکو عمدتاً از نوع نفت فوق‌سنگین و غلیظ است که استخراج و فرآورش آن پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر از نفت سبک متعارف می‌باشد. بهره‌برداری کامل از این نفت سنگین نیازمند فناوری‌های پیشرفته مانند تزریق بخار به میادین و مخلوط کردن با نفت‌های سبک‌تر جهت قابل صادرات کردن آن است. همین ویژگی نفت ونزوئلا باعث شده هزینه تولید آن بالاتر و قیمت فروش آن اندکی پایین‌تر از نفت‌های مرغوب‌تر باشد؛ زیرا نفت سنگین گوگردبالا معمولاً با تخفیف نسبت به نفت سبک فروخته می‌شود.

با وجود ذخایر عظیم نفت، تولید واقعی نفت خام ونزوئلا در سال‌های اخیر بسیار کمتر از ظرفیت بالقوه بوده است. در دهه 1990 و اوایل دهه 2000، ونزوئلا به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اوپک، به طور مستمر بیش از 2 تا 3 میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کرد. اما پس از آن تحت تاثیر عوامل مختلفی چون ملی‌سازی صنعت نفت و اخراج گروهی از تکنسین‌ها در زمان چاوز، نبود منابع مشخص جهت سرمایه‌گذاری و سپس تحریم‌ها، تولید نفت سیر نزولی گرفت.

طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تولید نفت ونزوئلا از حدود 3.2 میلیون بشکه در روز در سال 2000 به تنها حدود 735 هزار بشکه در روز در سپتامبر 2023 سقوط کرده است. این افت چشمگیر، ونزوئلا را علی‌رغم ذخایر عظیم، به یکی از تولیدکنندگان درجه دوم اوپک بدل کرده است. دلایل اصلی این کاهش تولید عبارت‌اند از فرسودگی زیرساخت‌های نفتی، کمبود سرمایه‌گذاری و تعمیرات، مدیریت ضعیف شرکت ملی نفت PDVSA و تحریم‌های آمریکا که توان صادرات نفت را محدود کرده است. علاوه بر این، تولید نفت سنگین ونزوئلا نیازمند مواد رقیق‌کننده برای فرآوری است و کمبود این مواد در برهه‌هایی تولید را مختل کرده است.

در سال 2022 و 2023 با صدور برخی معافیت‌ها به شرکت آمریکایی شورون و سپس تعلیق موقت بخشی از تحریم‌ها، تولید نفت کمی افزایش یافت. طبق برآوردها، میانگین تولید روزانه نفت خام ونزوئلا در سال 2023 حدود 800 هزار بشکه در روز بوده و در اواخر 2024 به حدود 900 هزار بشکه در روز نزدیک شده است.

شایان ذکر است که صنعت نفت ونزوئلا از زمان ملی‌شدن خود در سال 1976 در انحصار شرکت دولتی PDVSA بوده و شرکت‌های خارجی صرفاً از طریق سرمایه‌گذاری مشترک و قراردادهای خاص اجازه مشارکت داشته‌اند. صادرات نفت و درآمدهای حاصل از آن نیز به تبع افت تولید، سقوط کرده است. روزگاری ونزوئلا یکی از تأمین‌کنندگان عمده نفت وارداتی آمریکا بود. این کشور در اواخر دهه 90 روزانه 1.5 تا 2 میلیون بشکه به آمریکا صادر می‌کرد. اما پس از اختلافات سیاسی و تحریم‌ها، صادرات به آمریکا عملاً متوقف شد و ونزوئلا به فروش با تخفیف به چین، هند و چند کشور هم‌پیمان مانند کوبا روی آورد. ارزش دلاری صادرات نفت ونزوئلا اکنون در قیاس با کشورهای نفتی دیگر بسیار اندک است.

بر اساس داده‌های رصدخانه پیچیدگی اقتصادی، کل ارزش صادرات نفت خام ونزوئلا در سال 2023 فقط حدود 4.05 میلیارد دلار بوده است. بنابراین با وجود ذخایر افسانه‌ای نفت، سهم ونزوئلا از بازار جهانی نفت در عمل ناچیز است. علت این «پارادوکس نفتی» چیزی نیست جز ناتوانی در بهره‌برداری موثر از منابع به دلیل سال‌ها سوءمدیریت و نبود استراتژی مشخص در مقابله و مواجهه با فشارهای خارجی. شرکت PDVSA که زمانی مایه افتخار کشور بود، اکنون با مشکل قدیمی بودن تاسیسات، فرار نیروی متخصص و بی‌عملی نسبت به تحریم‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. پالایشگاه‌های داخلی فرسوده شده‌اند و حتی کفاف تامین بنزین داخل را نمی‌دهند تا جایی که ونزوئلا مجبور به واردات بنزین و رقیق‌کننده برای نفت خود شده بود. این کشور با داشتن ارزان‌ترین بنزین دنیا  نمی‌تواند از صادرات نفت، درآمد متناسبی کسب کند و بخش عمده نفت خام استخراج‌شده نیز در برابر بدهی‌ها یا از طریق بازار سیاه صادر شده است.

ب) گاز طبیعی

ونزوئلا علاوه بر نفت، دارای منابع عظیم گاز طبیعی نیز هست. تخمین‌ها نشان می‌دهد این کشور حدود 200 تریلیون فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی در اختیار دارد. این رقم ونزوئلا را در رده‌های بالای جهانی قرار می‌دهد. این کشور تقریباً رتبه 8 جهان و بزرگ‌ترین ذخایر گاز در آمریکای لاتین را داراست. به عبارتی حدود 73 درصد کل ذخایر گاز آمریکای جنوبی در خاک ونزوئلاست. با وجود این پتانسیل عظیم، بهره‌برداری از گاز در ونزوئلا تاکنون بسیار محدود بوده است. عمده میادین گازی کشور همراه با میادین نفتی هستند و زیرساخت مستقل کافی برای برداشت و فرآوری گاز وجود ندارد.

تولید گاز ونزوئلا در سال‌های اخیر رو به کاهش گذاشته و از حدود 8 میلیارد فوت مکعب در روز در 2016 به 4 میلیارد فوت مکعب در روز در 2023 سقوط کرده است. این افت تولید باعث شده ونزوئلا علیرغم ذخایر عظیم، در سال 2023 تنها بیست‌وپنجمین تولیدکننده گاز جهان باشد. شبکه توزیع داخلی گاز نیز فرسوده و ناکافی است؛ تا حدی که بسیاری از مناطق دچار قطع مکرر گاز هستند و مردم به روش‌های سنتی برای پخت و پز روی آورده‌اند. توسعه صنعت گاز نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین در خطوط لوله، تاسیسات LNG و میدان‌های مستقل گازی است. دولت مادورو در سال‌های اخیر تلاش کرده امتیازاتی به شرکت‌های خارجی برای پروژه‌های گاز خصوصاً در سواحل کارائیب بدهد، اما تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا و بدهی‌های معوق دولت به شرکت‌ها مانع جدی جذب سرمایه‌گذار بوده است.

گاز یک ظرفیت بالقوه مغفول در اقتصاد ونزوئلاست که در صورت تغییر راهبرد مواجهه با تحریم و آزمایش نوع‌های غیرمتداول سرمایه‌گذاری، می‌تواند به منبع درآمد قابل توجهی بدل شود. ذخایر گازی فراوان همچنین برای مصارف داخلی نظیر تولید برق، صنایع پتروشیمی و تأمین سوخت مصرفی مردم اهمیت راهبردی دارد، چرا که کمبود گاز در سال‌های اخیر حتی تامین سیلندرهای گاز مایع خانگی را نیز دچار اختلال کرده است.

ج) منابع معدنی (طلا، آهن، بوکسیت، کولتان و …)

ونزوئلا از نظر معادن و ذخایر زیرزمینی نیز کشور بسیار ثروتمندی است. این کشور دارای ذخایر عظیم طلا است که در منطقه معروف به قوس معدنی اورینوکو در جنوب کشور متمرکز شده‌اند. دولت ونزوئلا ادعا کرده که این منطقه بیش از 8000 تن طلا در خود جای داده است. در صورت صحت این برآورد، ونزوئلا از نظر حجم ذخایر طلا جزو چند کشور اول جهان قرار می‌گیرد. البته باید توجه داشت که این ارقام تا حد زیادی برآوردی هستند و بهره‌برداری صنعتی گسترده‌ای برای تأیید کامل آنها صورت نگرفته است. با این حال، تردیدی نیست که ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر طلای آمریکای لاتین را در اختیار دارد.

علاوه بر طلا، معادن غنی سنگ آهن در منطقه گویان در ایالت بولیوار واقع است به طوری که ونزوئلا از نظر ذخایر آهن در رتبه 12 جهان قرار دارد. بوکسیت یا سنگ معدن آلومینیوم نیز به وفور در این کشور یافت می‌شود و از این لحاظ رتبه 15 دنیا را داراست.

ونزوئلا همچنین دارای ذخایر قابل توجهی از الماس و سایر سنگ‌های قیمتی است که در جنوب کشور و نزدیک مرز برزیل وجود دارند. به علاوه، یکی از مزیت‌های استراتژیک ونزوئلا وجود عناصر نادر خاکی و فلزات کمیاب مورد نیاز فناوری‌های پیشرفته است. به طور مشخص، ذخایر کُلتان و سنگ معدن حاوی نانتالم و نیوبیم که در وسایل الکترونیکی و نظامی کاربرد حیاتی دارند و نیز عناصری مانند توریم در ونزوئلا شناسایی شده است. این مواد برای ساخت تلفن‌های هوشمند، خودروهای برقی، تجهیزات نظامی و انرژی‌های نو اهمیت دارند و تقاضای جهانی زیادی دارند. به همین جهت، کارشناسان معتقدند ونزوئلا در کنار نفت و گاز، از نظر مواد معدنی راهبردی نیز یک گنج پنهان است که می‌تواند نقشی مهم در زنجیره تامین جهانی ایفا کند.

برای مثال، مقامات ونزوئلایی اعلام کرده‌اند ظرفیت استخراج تا 35 هزار تن کولتان و مقادیر قابل توجهی نیکل، الماس و عناصر نادر را در سال‌های آتی دارند. با این حال، بهره‌برداری از معادن ونزوئلا با چالش‌های جدی همراه بوده است. در غیاب نظارت کافی دولت و ضعف حاکمیت قانون در مناطق دوردست، فعالیت‌های معدنکاری غیرقانونی و حضور گروه‌های مسلح قاچاقچی در مناطق معدن‌خیز رواج یافته است. برای نمونه، در منطقه قوس اورینوکو به جای توسعه صنعتی، شبکه‌های غیررسمی استخراج طلا با مشارکت مافیای محلی و حتی گروه‌های شورشی خارجی مانند برخی شبه‌نظامیان کلمبیایی شکل گرفته که طلا را استخراج و به صورت قاچاق از کشور خارج می‌کنند. برآورد شده که تنها کسری ناچیز از ارزش واقعی مواد معدنی استخراج‌شده به خزانه دولت می‌رسد و باقی نصیب گروه‌های غیرقانونی و ائتلاف‌های استراتژیک پشت پرده می‌شود. علی‌رغم پتانسیل عظیم معدنی، تا کنون درآمد رسمی دولت از این بخش محدود بوده و تخریب‌های زیست‌محیطی و ناامنی حاصل از معدنکاری غیرمجاز نیز مشکلاتی جدی ایجاد کرده است

د) سایر ظرفیت‌ها

ونزوئلا علاوه بر موارد فوق، دارای منابع قابل توجه زغال‌سنگ در ایالت زولیا، منابع آبی گسترده برای تولید برق هیدروالکتریک، اراضی مستعد کشاورزی در مناطق معتدل و جاذبه‌های طبیعی گردشگری خاص از کارائیب تا جنگل‌های آمازون است. اما در مقایسه با نفت و معادن، این موارد وزن کمتری در ظرفیت اقتصادی ونزوئلا داشته یا تاکنون بالفعل نشده‌اند.

برای دهه‌ها، درآمدهای سرشار نفتی عملاً دیگر بخش‌ها را به حاشیه راند و اقتصاد ونزوئلا دچار بیماری هلندی شد؛ یعنی بخش نفت قوی، اما صنایع و کشاورزی داخلی ضعیف و وابسته به واردات. ونزوئلا کشوری استثنائی از نظر وفور منابع طبیعی – از نفت و گاز گرفته تا طلا و آهن و عناصر کمیاب- است. همین ثروت زمین‌شناختی زمینه‌ساز رقابت ژئوپلیتیک بر سر ونزوئلا شده و نگاه قدرت‌های جهانی را به این کشور دوخته است؛ چرا که کنترل یا دسترسی به منابع عظیم ونزوئلا، به معنای اهرم اقتصادی و راهبردی بزرگی در عرصه بین‌المللی است.

انگیزه‌های ایالات متحده برای نفوذ و تغییر حکومت در ونزوئلا

روابط ونزوئلا و ایالات متحده در دو دهه اخیر پرتنش و خصمانه بوده است. تا پیش از آن، ونزوئلا یکی از متحدان نزدیک آمریکا در آمریکای لاتین و از تأمین‌کنندگان مهم نفت برای آمریکا بود. اما از زمان روی کار آمدن دولت‌های هوگو چاوز در ۱۹۹۹ و سپس نیکلاس مادورو، که رویکردی ضدآمریکایی اتخاذ کردند، واشنگتن و کاراکاس در تقابل سیاسی قرار گرفته‌اند. آمریکا حکومت سوسیالیستی مادورو را نامشروع می‌داند. به ویژه پس از ادعای تقلب در انتخابات 2024 و در سال‌های اخیر به طور علنی از تغییر رژیم در ونزوئلا حمایت کرده است. پرسش قابل طرح این است که انگیزه اصلی ایالات متحده از فشار برای تغییر حکومت ونزوئلا و همسو کردن آن با واشنگتن چیست؟

مقام‌ها و رسانه‌های آمریکایی عموماً دلایل مختلفی را مطرح می‌کنند. آن‌ها از برقراری دموکراسی و حقوق بشر در ونزوئلا، مقابله با فساد و جرایم فراملی مانند قاچاق مواد مخدر که گفته می‌شود بخشی از حکومت ونزوئلا در آن دست دارد، و جلوگیری از نفوذ دشمنان آمریکا مانند کوبا، روسیه، چین و ایران در حیاط خلوت آمریکا صحبت می‌کنند. با این حال بسیاری از ناظران معتقدند که منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک، به ویژه نفت و منابع ونزوئلا، محرک پنهان سیاست‌های آمریکا در قبال کاراکاس است. به بیان دیگر، واشنگتن در کنار شعارهای سیاسی، نیم‌نگاهی جدی به بازپس‌گیری دسترسی به منابع عظیم ونزوئلا دارد که تحت دولت‌های مخالف آمریکا از دسترسش خارج شده‌اند.

شواهد متعددی نشان می‌دهد نفت در رأس انگیزه‌های آمریکا قرار دارد. در سال‌های اخیر، مقامات ارشد آمریکایی صریح‌تر از گذشته درباره نفت ونزوئلا سخن گفته‌اند. برای مثال، دونالد ترامپ آشکارا تمایل خود را برای دستیابی دوباره به نفت ونزوئلا ابراز کرده است. وی بارها تاکید کرد که ونزوئلا «همه آن نفت را از ما گرفت و ما می‌خواهیم آن را پس بگیریم». ترامپ دولت چاوز/مادورو را متهم کرد که با ملی‌کردن صنعت نفت در دهه 2000، دارایی‌های شرکت‌های آمریکایی را غصب کرده است و آمریکا باید دوباره کنترل نفت ونزوئلا را در دست گیرد.

استفن میلر، یکی از مشاوران نزدیک ترامپ، نیز اواخر 2025 در نوشته‌ای اشاره کرد: «عرق و ابتکار آمریکایی‌ها صنعت نفت ونزوئلا را بنا کرد. مصادره ظالمانه آن بزرگترین سرقت ثروت و دارایی آمریکا بود». این اظهارات صریح نشان می‌دهد از دید برخی سیاستمداران واشنگتن، نفت ونزوئلا میراثی است که آمریکا در ایجاد آن نقش داشته و اکنون آن را حق خود می‌داند – هرچند این استدلال از منظر حقوق بین‌الملل هیچ وجاهتی ندارد. زیرا اصل حاکمیت دائمی دولتها بر منابع خود جاری است.

علاوه بر مسئله نفت، مطالبات شرکت‌های آمریکایی بابت خسارت ملی‌سازی‌ها نیز مطرح است. شرکت‌های نفتی آمریکایی مانند اکسون‌موبیل و کونوکو که دارایی‌هایشان در ونزوئلا ملی شد، سال‌هاست در دادگاه‌های بین‌المللی علیه کاراکاس اقامه دعوی کرده و میلیاردها دلار غرامت طلب کرده‌اند. دولت آمریکا نیز عملاً خود را حامی این مطالبات نشان داده است. از دید واشنگتن، تغییر حکومت در ونزوئلا به دولتی دوست آمریکا می‌تواند راه را برای بازگشت شرکت‌های نفتی غربی و احیای صنعت نفت این کشور باز کند. جان بولتون مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا در 2019 گفته بود: «اگر شرکت‌های آمریکایی در ونزوئلا سرمایه‌گذاری و نفت تولید کنند، برای هر دو کشور عالی خواهد بود». این اظهارنظر به نوعی تایید هدف اقتصادی پشت سیاست فشار بود.

تحریم‌های نفتی که آمریکا علیه ونزوئلا اعمال کرده نیز در همین راستا قابل تحلیل است. واشنگتن از سال 2017 به تدریج صادرات نفت ونزوئلا را هدف گرفت و در ژانویه 2019 رسماً خرید نفت از ونزوئلا را تحریم کرد. هدف اعلامی این تحریم‌ها، محروم کردن رژیم مادورو از منابع مالی بود تا تحت فشار اقتصادی سقوط کند. این تحریم‌ها موفق شدند صادرات نفت به آمریکا (و تا حد زیادی اروپا) را متوقف کنند و کاراکاس را به اتکا به چین سوق دهند. به گفته خود مقامات آمریکایی، تحریم‌ها صدها میلیارد دلار درآمد نفتی را از دولت مادورو سلب کرد. در عین حال، این سیاست پیام روشنی نیز به نخبگان ونزوئلا داد: تنها در صورت تغییر رفتار حکومت یا تغییر خود حکومت امکان بازگشت ونزوئلا به بازارهای اصلی نفت و دستیابی به دلارهای نفتی وجود خواهد داشت. به بیان دیگر، تحریم نفتی به عنوان اهرم فشاری برای تغییر سیاسی به‌کار گرفته شد.

ایالات متحده همچنین اپوزیسیون ونزوئلا را به طور فعال حمایت کرده است. در سال 2019 واشنگتن به همراه برخی کشورهای غربی، خوان گوایدو رهبر مخالفان را به عنوان رئیس‌جمهور قانونی موقت به رسمیت شناخت تا مشروعیت مادورو را زیر سوال ببرد. هرچند این اقدام در نهایت به هدف نهایی نرسید، اما نشان داد آمریکا حاضر است تا مرز مداخله در ساختار قدرت ونزوئلا پیش برود. دولت آمریکا در سال 2025 پا را فراتر از این گذاشت و گزینه مداخله نظامی مستقیم علیه مادورو را روی میز قرار داد.

یکی دیگر از انگیزه‌های مهم آمریکا، مهار نفوذ رقبای استراتژیک در ونزوئلا است. طی سال‌های انزوای ونزوئلا از غرب، کشورهایی نظیر روسیه، چین و ایران خلأ را پر کرده و به شریک نزدیک کاراکاس تبدیل شدند. روسیه به ونزوئلا تسلیحات فروخت و در صنایع نفتی سرمایه‌گذاری کرد؛ چین ده‌ها میلیارد دلار وام در ازای نفت به ونزوئلا داد و پروژه‌های زیرساختی گرفت؛ ایران نیز در سال‌های اخیر با ونزوئلا ائتلافی فعال تشکیل داده است. از دید واشنگتن، استمرار حکومت مادورو یعنی پایگاه گرفتن رقبای آمریکا در حیات خلوت آمریکا. این برای ایالات متحده از منظر دکترین مونرو غیرقابل قبول است. بنابراین تغییر رژیم در ونزوئلا و جایگزینی آن با دولتی همسو، فرصتی برای بیرون راندن روسیه، چین و ایران از آمریکای لاتین نیز تلقی می‌شود. مقامات آمریکایی بارها نسبت به حضور شرکت‌های روسی در نفت ونزوئلا یا پروازهای مستقیم تهران-کاراکاس که تصور می‌رود به حمل قطعات پهپاد و تسلیحات می‌پردازند، هشدار داده‌اند. در اکتبر 2023 آمریکا تحریم‌های تازه‌ای علیه شبکه‌های قاچاق تسلیحاتی ایران-ونزوئلا اعلام کرد و مدعی شد تهران و کاراکاس در انتقال پهپادهای نظامی همکاری دارند.

اهداف و انگیزه‌های آمریکا در قبال ونزوئلا ترکیبی از ملاحظات ایدئولوژیک و راهبردی است، اما دسترسی به منابع انرژی ونزوئلا و حذف یک دولت مخالف از معادلات ژئوپلیتیک، ستون فقرات این انگیزه‌ها را تشکیل می‌دهد. ایالات متحده به وضوح خواهان حکومتی در کاراکاس است که با واشنگتن همسو باشد، مشارکت شرکت‌های آمریکایی در صنعت نفت را بپذیرد، بدهی شرکت‌ها را بپردازد و از ائتلاف با دشمنان آمریکا دست بکشد. حتی تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که «تغییر رژیم در ونزوئلا می‌تواند جریان نفت جهان را بازآرایی کند و دسترسی آمریکا به نفت سنگین مورد نیاز پالایشگاه‌هایش را بازگرداند» و همچنین «یک ونزوئلای همسو با آمریکا در اوپک، موازنه این کارتل را به نفع واشنگتن و متحدانش تغییر خواهد داد». این گزاره‌ها نشان می‌دهد پروژه ونزوئلا برای آمریکا صرفاً یک مساله حقوق بشر یا دموکراسی‌خواهی نیست، بلکه بخشی از شطرنج بزرگ انرژی و قدرت است که واشنگتن در سطح جهانی بازی می‌کند.

پیوند بحران ونزوئلا با تحولات اقتصادی و امنیتی خاورمیانه

مسئله ونزوئلا فراتر از آمریکای لاتین، با معادلات کلان انرژی و امنیت بین‌المللی گره خورده است و از جمله با خاورمیانه ارتباط‌هایی قابل توجه دارد. ایالات متحده طی دهه‌ها حضور پررنگی در خاورمیانه به ویژه خلیج فارس داشته که انگیزه اصلی آن حفاظت از جریان آزاد نفت و مهار بازیگران مخالف بوده است. اکنون نقش ونزوئلا به عنوان دارنده بزرگ‌ترین منابع نفتی می‌تواند بر مناسبات انرژی و امنیت، چه در سطح اوپک و چه رقابت‌های قدرت‌ها در خاورمیانه، تاثیرگذار باشد.

نخستین پیوند، بُعد بازار نفت و اوپک است. خاورمیانه قلب تولید نفت جهان و کانون اوپک است و سیاست‌های نفتی این منطقه بر اقتصاد جهانی سایه افکنده است. ونزوئلا نیز به عنوان یکی از اعضای بنیان‌گذار اوپک در کنار عربستان، ایران، عراق و کویت، از دیرباز بخشی از معادله اوپک بوده است. در سال‌های اخیر، اوپک پلاس با محوریت عربستان و روسیه با کاهش عرضه، قیمت نفت را بالا نگه داشته که به درآمد کشورهای خاورمیانه کمک کرده ولی برای مصرف‌کنندگان از جمله آمریکا چالش‌برانگیز بوده است.

در این میان، احیای تولید نفت ونزوئلا می‌تواند موازنه عرضه نفت را تغییر دهد. اگر حکومت ونزوئلا تغییر کرده و متحد آمریکا شود، واشنگتن می‌تواند از طریق افزایش تولید ونزوئلا، قدرت چانه‌زنی اوپک به رهبری عربستان را تحت تاثیر قرار دهد. تحلیل‌گران انرژی می‌گویند حضور یک دولت دوست آمریکا در کاراکاس، مثل یک اتحاد جدید در داخل اوپک خواهد بود که روابط واشنگتن با ریاض و ابوظبی را تقویت می‌کند. در واقع، عربستان و امارات که خود پایه‌های اوپک هستند، تمایل دارند ونزوئلا در اوپک بماند اما در عین حال از سرنوشت کنونی‌اش خارج شود. یک ونزوئلای بازگشته به بازار، می‌تواند با افزودن به عرضه نفت، اثر سیاست‌های انقباضی اوپک را خنثی‌تر کند و اجازه ندهد کشورهای خاورمیانه به تنهایی نبض قیمت‌ها را در دست داشته باشند.

به طور مشخص، نفت فوق‌سنگین ونزوئلا برای پالایشگاه‌های آمریکا و برخی کشورها ضروری است. قبلاً این نیاز از خاورمیانه و به ویژه نفت سنگین عربستان و عراق تامین می‌شد. اگر آمریکا بتواند این نیاز را از ونزوئلا تامین کند، وابستگی‌اش به نفت خلیج فارس کاهش می‌یابد و این امر بر راهبرد امنیتی آمریکا در خاورمیانه اثرگذار خواهد بود. بسیاری معتقدند یکی از دلایل حضور گسترده نظامی آمریکا در خلیج فارس طی دهه‌های گذشته، تضمین امنیت عرضه نفت بوده است؛ چنانچه این وابستگی کم شود، شاید در بلندمدت آمریکا تمایل کمتری به مداخله مستقیم در منازعات خاورمیانه نشان دهد.

عامل دیگر، ایران به عنوان رقیب منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه است که در سال‌های اخیر شراکت عمیقی با ونزوئلا برقرار کرده است. تهران و کاراکاس هر دو تحت تحریم آمریکا بوده و همکاری نزدیکی برای دور زدن تحریم‌ها شکل داده‌اند. ایران نفت خود را علیرغم تحریم به ونزوئلا ارسال می‌کرد و در مقابل از طلا و منابع دیگر ونزوئلا بهره می‌برد. همچنین ایران قطعات پالایشگاهی، بنزین و مهارت فنی به ونزوئلا داد تا صنعت نفت آن را سرپا نگه دارد. این ائتلاف تحریمی تهران-کاراکاس برای آمریکا نگران‌کننده است، زیرا به ایران کمک می‌کند فشار تحریم‌های نفتی را دور بزند و در حیاط خلوت آمریکا نفوذ به‌دست آورد. افزون بر این، همکاری‌های نظامی دو کشور نیز پررنگ شده است؛ گزارش‌هایی از استقرار تکنسین‌ها و تجهیزات پهپادی ایران در ونزوئلا منتشر شده و قرارداد همکاری دفاعی 20 ساله بین دو کشور امضا شده است.

نفوذ ایران در ونزوئلا عملاً الگویی از صدور الگوی محور مقاومت به آمریکای لاتین تعبیر می‌شود که به ایجاد شبکه‌هایی مانند حضور احتمالی حزب‌الله در منطقه انجامیده است. این وضعیت یک چالش امنیتی جدید برای آمریکا ایجاد کرده که ابعاد آن فراتر از صرفاً موضوع ونزوئلاست و مستقیماً با الگوی تقابل واشنگتن-تهران در خاورمیانه پیوند می‌خورد. برخی تحلیلگران خاطرنشان کرده‌اند که ایران با حمایت از ونزوئلا و حضور نیابتی در آن کشور، تاکتیک‌های مورد استفاده در خاورمیانه را به نیمکره غربی آورده است و این می‌تواند آمریکا را ناچار به توجه امنیتی بیشتر به حیات خلوت خود کند. بر این اساس، از دید واشنگتن، اگر رژیم مادورو برود و دولتی نزدیک به آمریکا جایگزین شود، اتحاد کاراکاس-تهران فرو خواهد پاشید و یکی از بازوهای نفوذ منطقه‌ای ایران قطع می‌شود. این امر برای آمریکا و متحدانش یک برد استراتژیک در راستای تضعیف ایران تلقی می‌شود.

پیوند دیگر، رقابت قدرت‌های بزرگ در هر دو صحنه ونزوئلا و خاورمیانه است. چین و روسیه که در خاورمیانه حضور فزاینده‌ای دارند، در ونزوئلا نیز منافع کلانی دنبال می‌کنند. اگر آمریکا موفق شود نفوذ خود را در ونزوئلا گسترش دهد و دولت همسو روی کار بیاورد، ضربه‌ای به پرستیژ و منافع انرژی روسیه و چین نیز خواهد بود. روسیه بخشی از نفت ونزوئلا را خریداری و مبادله می‌کند و از ونزوئلا برای دور زدن تحریم نفتی خود نیز بهره می‌برد. چین نیز نفت ونزوئلا را پیش‌خرید کرده و از آن برای تامین انرژی خود استفاده می‌کند. یک ونزوئلای همسو با آمریکا احتمالاً سیاست‌های نفتی متفاوتی اتخاذ کند که همسو با تحریم‌های غرب علیه روسیه باشد یا در بازپرداخت بدهی به چین تجدیدنظر کند. این مسائل می‌تواند منافع انرژی روسیه و چین را در بحبوحه رقابت آنها با غرب در مناطق دیگر (از اوکراین تا خاورمیانه) تحت تاثیر قرار دهد.

در نهایت، باید گفت اهمیت ونزوئلا برای آمریکا را نمی‌توان جدا از راهبرد کلان انرژی-امنیتی آن در جهان و به‌ویژه در مناطق نفت‌خیزی چون خاورمیانه دید. آمریکا در سال‌های اخیر به دلیل افزایش تولید داخلی نفت و تنوع‌بخشی منابع، وابستگی کمتری به نفت خاورمیانه پیدا کرده اما هنوز کنترل بازار جهانی نفت را برای حفظ موقعیت اقتصادی خود حیاتی می‌داند. در این راستا، داشتن یک متحد نفتی در آمریکای لاتین که نزدیک‌تر و سیاسیاً کم‌هزینه‌تر از خاورمیانه است مزیتی بزرگ به‌شمار می‌آید. ونزوئلا می‌تواند برای آمریکا نقشی شبیه برخی متحدان خاورمیانه‌ای مثل عربستان ایفا کند، بدون آنکه نیاز به حضور گسترده نظامی آمریکا در آنجا باشد. ضمن اینکه اهرم نفت ونزوئلا می‌تواند در معاملات آمریکا با کشورهای اوپک برگ برنده‌ای باشد؛ به عنوان مثال در زمانی که اوپک پلاس تصمیم به کاهش تولید و افزایش قیمت می‌گیرد، آمریکا با افزایش عرضه از ونزوئلا می‌تواند بازار را متعادل کند و مانع فشار قیمت بنزین بر مصرف‌کنندگان خود شود.

از منظر امنیتی هم، حذف حکومت ضدآمریکایی در ونزوئلا که با دشمنان آمریکا در خاورمیانه ائتلاف کرده، موجب ارتقای امنیت فرامنطقه‌ای آمریکا خواهد شد. واشنگتن به موازات فشار بر تهران در خاورمیانه، می‌کوشد بازوی برون‌مرزی تهران در نیمکره غربی (کاراکاس) را مهار کند تا یک جبهه واحد علیه نفوذ ایران و گروه‌های نیابتی‌اش شکل گیرد. این موضوع حتی می‌تواند در معادلات مذاکرات هسته‌ای یا برخوردهای نیابتی در خاورمیانه تاثیرگذار باشد؛ زیرا ایران درک می‌کند که آمریکا در حیات خلوت خود تحمل نفوذش را ندارد و ممکن است از کارت ونزوئلا برای امتیازگیری در خاورمیانه استفاده کند.

ونزوئلا علی‌رغم فروپاشی اقتصادی دهه اخیر، کشوری ثروتمند از نظر منابع طبیعی است که چشم طمع قدرت‌های جهانی را به خود جلب کرده است. این کشور بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان، منابع عظیم گاز و معادن ارزشمند طلا، آهن، بوکسیت و عناصر کمیاب را در اختیار دارد. ایالات متحده به عنوان قدرت برتر جهانی، منابع ونزوئلا را اهرم مهمی برای منافع ملی خود می‌بیند و از اینکه این اهرم در دست دولتی ضدآمریکایی و متحد رقبای واشنگتن باشد ناخشنود است. به همین دلیل، آمریکا از طرق مختلف نظیر تحریم‌های خفه‌کننده اقتصادی، حمایت از اپوزیسیون، فشار دیپلماتیک و حتی حضور نظامی تلاش کرده است ونزوئلا را به مدار خود بازگرداند و دولتی همسو در آن برقرار کند.

در پس شعارهای واشنگتن درباره دموکراسی و حقوق بشر در ونزوئلا، این واقعیت نهفته است که کنترل بر منابع عظیم ونزوئلا معادل افزایش نفوذ ژئوپلیتیک و مزیت انرژی بزرگ برای آمریکاست. مزیتی که می‌تواند موازنات اوپک و اقتصاد جهانی نفت را به نفع آمریکا و متحدانش در مقابل رقبا تغییر دهد. از سوی دیگر، سرنوشت ونزوئلا با بازیگران خاورمیانه‌ای چون ایران نیز گره خورده و کارزار آمریکا علیه تهران به عرصه کاراکاس کشیده شده است.

نویسنده

  • سید مجتبی هاشمی

    سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

    View all posts
درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما