چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

درآمد خالص ملی سرانه در ۱۴۰۳ نیم‌درصد رشد کرد؛ نشانه توقف افت رفاه؟

درآمد خالص ملی سرانه در ۱۴۰۳ نیم‌درصد رشد کرد؛ نشانه توقف افت رفاه؟

طبق گزارش مرکز آمار، درآمد خالص ملی سرانه در سال 1403، 886,015,360 ریال اعلام شده و نسبت به سال قبل خود رشد نیم درصدی تجربه کرده است.

- اندازه متن +

بر پایه داده‌های حساب‌های ملی، درآمد خالص ملی سرانه ایران در سال ۱۴۰۳ به ۸۸۶,۰۱۵,۳۶۰ ریال (به قیمت ثابت و با سال پایه ۱۴۰۰) رسیده و نسبت به سال قبل حدود نیم درصد رشد کرده است. این تغییر، هرچند کوچک، از نظر تحلیلی مهم است؛ چون پس از چند سال نوسان‌های محسوس، می‌تواند نشانه‌ای از کاهش شدت افت رفاه واقعی باشد؛ البته به شرطی که عوامل پشت این عدد، در سال‌های بعد نیز تداوم پیدا کنند.

اینفوگرافیک رشد ۰.۵ درصدی درآمد خالص ملی سرانه ایران در سال ۱۴۰۳ (قیمت ثابت ۱۴۰۰)

درآمد خالص ملی سرانه چیست؟

در تحلیل اقتصاد ایران، وقتی از درآمد سرانه صحبت می‌شود، اگر داده‌ها به قیمت جاری باشد ممکن است به دلیل تورم بالا، رشدهای ظاهری ایجاد کند که لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید خانوار نیست. به همین دلیل، استفاده از قیمت ثابت اهمیت دارد؛ چون تلاش می‌کند اثر افزایش عمومی قیمت‌ها را حذف کند و تغییر واقعی را نشان دهد.

درآمد خالص ملی سرانه، به زبان ساده، سهم متوسط هر نفر از درآمدی است که اقتصاد در یک سال ایجاد می‌کند، با این تفاوت که در مفهوم «خالص»، بخشی از استهلاک سرمایه و فرسایش دارایی‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود. در ادبیات شاخص‌های بین‌المللی، مفاهیم نزدیک به این شاخص معمولاً در چارچوب درآمد ملی مطرح می‌شوند و با تعدیلاتی مانند کسر مصرف سرمایه ثابت و برخی اجزای فرسایش منابع، به شاخصی نزدیک می‌شوند که برای سنجش پایداری درآمد و رفاه مفیدتر است.

در همین چارچوب، وقتی داده اعلام‌شده برای سال ۱۴۰۳ به قیمت ثابت گزارش می‌شود، پیام اصلی‌اش این است که رشد نیم‌درصدی، به جای رشد پولی ناشی از تورم، بیشتر به تغییرات واقعی در تولید، درآمدزایی، بهره‌وری و ترکیب درآمدها نزدیک است. به همین دلیل، این شاخص معمولاً برای پاسخ به یک پرسش کلیدی استفاده می‌شود: آیا تغییر عدد، به معنای بهبود واقعی است یا فقط بزرگ شدن اسمی ارقام؟

مسیر ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ چه می‌گوید و رشد نیم‌درصدی چه معنایی دارد؟

آنچه از روند سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ دیده می‌شود، یک مسیر پرنوسان است: یک سال با رشد مثبت آغاز می‌شود، سپس دوره‌ای از افت‌های سنگین و متوالی رخ می‌دهد، بعد یک جهش مثبت ثبت می‌شود و در ادامه دوباره چند سال رشدهای نزدیک به صفر یا منفی دیده می‌شود تا در ۱۴۰۳ به یک افزایش بسیار محدود برسیم. این شکل از نوسان معمولاً با اقتصادهایی همخوان است که هم‌زمان با چند عامل بی‌ثبات‌کننده دست‌وپنجه نرم می‌کنند: شوک‌های ارزی، نوسان درآمدهای ارزی، نااطمینانی سرمایه‌گذاری، تغییرات سیاستی و فشارهای تورمی که توزیع درآمد و هزینه خانوار را جابه‌جا می‌کند.

در این چارچوب، رشد نیم‌درصدی درآمد خالص ملی سرانه در سال ۱۴۰۳ را می‌توان از دو زاویه تفسیر کرد:

  • زاویه محافظه‌کارانه و خنثی: نیم درصد رشد آن‌قدر بزرگ نیست که بتواند به تنهایی بهبود محسوس در رفاه خانوار را تضمین کند. اگر سطح درآمد واقعی سرانه در سال‌های قبل کاهش یافته باشد، بازگشت از آن کاهش معمولاً به رشدهای چندساله و بالاتر نیاز دارد. بنابراین این عدد بیشتر به معنای کاهش سرعت افت یا توقف روند نزولی است تا جهش رفاهی.
  • زاویه واقع‌گرایانه با رگه مثبت: همین که شاخص واقعی از محدوده منفی یا نزدیک به صفر به سمت مثبت حرکت می‌کند، می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه مجموعه‌ای از متغیرها در سمت تولید یا درآمدزایی کمی بهتر شده‌اند یا دست‌کم بدتر نشده‌اند. در اقتصادی که وزن شوک‌ها بالاست، عبور از فاز افت به فاز رشد حتی اگر کوچک باشد، از منظر سیاست‌گذاری اهمیت دارد.

اما این تغییر کوچک از کجا می‌آید؟

درآمد خالص ملی سرانه به طور معمول از سه کانال کلیدی اثر می‌پذیرد:

  • رشد واقعی اقتصاد و بهره‌وری: اگر تولید واقعی و ارزش افزوده بخش‌ها بهتر شود یا بهره‌وری نیروی کار افزایش یابد، امکان رشد درآمد واقعی فراهم می‌شود.
  • ثبات نسبی در شوک‌های بزرگ: وقتی شدت نوسان‌های ارزی یا اختلال‌های تجاری کمتر شود، بنگاه‌ها بهتر می‌توانند تولید و فروش را برنامه‌ریزی کنند و این موضوع در نهایت به درآمد واقعی نزدیک می‌شود.
  • ترکیب درآمد و توزیع آن: حتی با رشد اندک، اگر ترکیب درآمدها به سمت فعالیت‌های مولدتر برود، اثر آن روی پایداری رفاه بیشتر می‌شود؛ هرچند اثر توزیع درآمد ممکن است باعث شود همه گروه‌ها این تغییر را یکسان حس نکنند.

از نگاه سیاست عمومی، نقطه حساس این است که رشد سرانه وقتی پایدار می‌شود که سرمایه‌گذاری و تشکیل سرمایه ثابت مسیر منظم‌تری داشته باشد و درآمدزایی اقتصاد کمتر به تکانه‌های کوتاه‌مدت وابسته بماند. در غیر این صورت، ممکن است رشد نیم‌درصدی صرفاً یک نوسان آماری در انتهای یک مسیر پرنوسان باشد و در سال بعد دوباره به نزدیک صفر برگردد.

این عدد را بهتر است به عنوان یک سیگنال کوچک اما قابل توجه در کنار سایر شاخص‌ها دید: رشد اقتصادی، روند سرمایه‌گذاری، وضعیت بازار کار و تورم. اگر تورم همچنان بالا باشد، حتی رشد واقعی سرانه نیز ممکن است به بهبود ملموس رفاه برای بخش بزرگی از خانوارها تبدیل نشود؛ چون فشار هزینه‌ها می‌تواند سهم زیادی از درآمد را جذب کند. با این حال، ثبت رشد مثبت در درآمد خالص ملی سرانه می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه ظرفیت اقتصاد برای خروج از افت ممتد کاملاً از دست نرفته و با سیاست‌های باثبات‌تر و تقویت سرمایه‌گذاری، امکان تبدیل این رشد کوچک به روندی پایدارتر وجود دارد.

نویسنده

ادمین محتوایی وبسایت چارسواقتصاد
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما