چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

کالابرگ صدقه نیست؟ بررسی تاریخی و اقتصادی کالابرگ در ایران

کالابرگ صدقه نیست؟ بررسی تاریخی و اقتصادی کالابرگ در ایران

اینکه کالابرگ را صدقه بدانیم، بیشتر از یک برچسب اجتماعی می‌آید تا یک تعریف علمی. در ادبیات سیاست‌گذاری، کالابرگ گونه‌ای از حمایت اجتماعی و انتقال غیرمشارکتی از منابع عمومی است که برای حفظ حداقل مصرف خانوار، کاهش آسیب فقر و مدیریت شوک قیمت کالاهای ضروری طراحی می‌شود. تفاوت اصلی آن…

- اندازه متن +

اینکه کالابرگ را صدقه بدانیم، بیشتر از یک برچسب اجتماعی می‌آید تا یک تعریف علمی. در ادبیات سیاست‌گذاری، کالابرگ گونه‌ای از حمایت اجتماعی و انتقال غیرمشارکتی از منابع عمومی است که برای حفظ حداقل مصرف خانوار، کاهش آسیب فقر و مدیریت شوک قیمت کالاهای ضروری طراحی می‌شود. تفاوت اصلی آن با صدقه در سه چیز است: حق‌مندی و قاعده‌مندی، تامین مالی عمومی و پاسخگویی حکمرانی. برای فهم دقیق‌تر، باید مسیر ایران را از کوپن کاغذی دهه ۶۰ تا کالابرگ الکترونیکی امروز مرور کرد و سپس با معیارهای سیاستی درباره نسبت آن با کرامت، سفره مردم و بار مالی دولت قضاوت کرد.

از کوپن کاغذی تا کالابرگ الکترونیکی

در تعریف سیاستی، کالابرگ یا کوپن غذایی ذیل برنامه‌های کمک اجتماعی یا شبکه ایمنی اجتماعی قرار می‌گیرد. بانک جهانی این برنامه‌ها را انتقال‌های غیرمشارکتی نقدی یا غیرنقدی معرفی می‌کند که معمولاً برای فقرا و گروه‌های آسیب‌پذیر هدف‌گیری می‌شوند و گاه برای کاهش فقر مزمن و گاه برای محافظت در برابر شوک‌ها به کار می‌روند. این تعریف، کالابرگ را از ابتدا در قلمرو سیاست عمومی می‌نشاند، نه در قلمرو کمک داوطلبانه.

ایران یک تجربه تاریخی مهم از سیاست‌های کوپنی دارد. در آغاز دهه ۶۰، هم‌زمان با کمبودها و فشارهای جنگ و محدودیت عرضه برخی اقلام، سیاست سهمیه‌بندی و کوپن با هدف مدیریت کمبود، توزیع عادلانه‌تر و کنترل بازار اجرا شد. گزارش‌های تاریخی و پارلمانی نشان می‌دهد تشکیل ستاد بسیج اقتصادی در سال ۱۳۵۹ در پاسخ به شرایط بحرانی و برای سامان دادن به سهمیه‌بندی و توزیع کالاهای اساسی صورت گرفت.

مدل کوپن کاغذی از نظر اجرایی به زیرساخت‌های زمان خود تکیه داشت: چاپ و توزیع برگه، شبکه توزیع فیزیکی، سهمیه‌بندی بر اساس خانوار و نظارت میدانی. تجربه اجتماعی آن نیز با صف، محدودیت انتخاب، و حساسیت بالا نسبت به کمبود و توزیع همراه شد؛ ویژگی‌هایی که در حافظه عمومی ایرانیان از اقتصاد کوپنی برجای مانده است.

در عین حال، کوپن دهه ۶۰ را باید در متن همان اقتصاد بحران فهم کرد. هدف غالب آن زمان بیشتر مدیریت کمبود و تضمین حداقل دسترسی بود تا هدف‌گیری دقیق درآمدی. همین تفاوت یکی از نقاط افتراق اصلی با کالابرگ‌های مدرن است: کالابرگ مدرن بیش از آنکه ابزار سهمیه‌بندی برای کمبود باشد، ابزار حمایت هدفمند برای حفظ قدرت خرید در برابر تورم و شوک قیمت است.

کالابرگ الکترونیکی، از نظر سیاستی و فنی، مسیر دیگری را دنبال می‌کند. به جای برگه کاغذی، اعتبار یا ارزش مشخص در یک بستر الکترونیکی تعریف می‌شود و خانوار می‌تواند در فروشگاه‌های مشخص و در چارچوب اقلام یا ارزش تعیین‌شده خرید کند. ادبیات برنامه جهانی غذا درباره پول و کوپن و نیز راهنماهای عملیاتی این نهاد نشان می‌دهد کوپن‌ها زمانی به‌ویژه کارآمدند که هدف، بهبود مصرف غذایی یا تغذیه باشد و از ظرفیت بازار و فروشگاه‌های محلی به عنوان تامین‌کننده استفاده شود. از همین منظر، ابزار الکترونیکی یک مزیت مهم دارد: کاهش هزینه لجستیک توزیع فیزیکی و نزدیک‌تر کردن تجربه دریافت کمک به یک خرید معمولی، که می‌تواند کرامت و انتخاب را تقویت کند.

برای ایران امروز، یکی از مهم‌ترین منابع ارزیابی سیاستی، گزارش نظارتی مرکز پژوهش‌های مجلس درباره طرح کالابرگ الکترونیکی است. این گزارش، کالابرگ را در دسته یارانه شبه‌نقدی قرار می‌دهد و با داده‌های اجرایی نشان می‌دهد طرح در دوره‌ای با پوشش هفت دهک درآمدی اجرا شده و هزینه‌ای در حدود ۴۲ هزار میلیارد تومان داشته، در حالی که اثرگذاری هدف اصلی بیشتر در سه دهک پایین درآمدی مشاهده شده است. همین گزارش، چالش‌های اجرای پایدار را هم برجسته می‌کند؛ از جمله موضوع تامین منابع پایدار و مسائل اجرایی و تسویه با شبکه فروشگاهی.

این نقطه، پل اصلی برای مقایسه کالابرگ و کوپن تاریخی ایران است:

  • کوپن کاغذی دهه ۶۰ بیشتر ابزار اداره کمبود و سهمیه‌بندی در اقتصاد بحران بود و هزینه نظارت و ریسک بازار سیاه و فساد اداری را بالا می‌برد.
  • کالابرگ الکترونیکی امروز، اگر درست طراحی شود، بیشتر ابزار حمایت اجتماعی و اصلاح اصابت یارانه است، با قابلیت هدف‌گیری بهتر، ثبت دیجیتال، و امکان ارزیابی اثر بر مصرف و رفاه.

پس اگر پرسش این است که آیا کالابرگ صدقه است یا نه، پاسخ را باید در همین تغییر پارادایم جست: از توزیع کالای سهمیه‌ای به سمت حمایت اجتماعی قاعده‌مند، هدفمند و قابل سنجش.

چرا کالابرگ صدقه نیست؟

برای رد دقیق گزاره صدقه بودن کالابرگ، باید به چهار معیار سیاستی تکیه کرد: ماهیت حقوقی و حق‌محور، منبع تامین مالی عمومی، هدف رفاهی قابل سنجش، و پاسخگویی و قابلیت ارزیابی.

نخست، کالابرگ در ادبیات استاندارد جهانی، گونه‌ای از کمک اجتماعی است. بانک جهانی تصریح می‌کند کمک اجتماعی یا شبکه ایمنی اجتماعی، انتقال‌های غیرمشارکتی نقدی یا غیرنقدی است و معمولاً برای فقرا و آسیب‌پذیرها هدف‌گیری می‌شود. این تعریف به روشنی نشان می‌دهد کالابرگ یک ابزار سیاست رفاه است، نه کمک داوطلبانه.

در سطح هنجاری نیز توصیه‌نامه کف‌های حمایت اجتماعی سازمان بین‌المللی کار، بر تضمین‌های پایه و دسترسی موثر به کالاها و خدمات ضروری برای همه نیازمندان تاکید دارد. این ادبیات، حمایت اجتماعی را به عنوان حق و ضرورت اجتماعی معرفی می‌کند، نه امری مبتنی بر لطف و اعانه.

بر همین خط، برگه واقعیت مشترک OHCHR و ILO درباره حق تامین اجتماعی نیز حمایت اجتماعی را در چارچوب حق انسانی توضیح می‌دهد و به نقش استانداردهای ILO در شکل‌دهی سیاست‌های ملی اشاره می‌کند.

دوم، از منظر اقتصاد یارانه، کالابرگ اغلب به عنوان جایگزین کاراتر برای یارانه‌های قیمتی گسترده یا مکمل اصلاح یارانه‌ها مطرح می‌شود. صندوق بین‌المللی پول در یادداشت سیاستی خود درباره مهار اثر اجتماعی جهش قیمت انرژی و غذا، روی استفاده از ابزارهای هدفمند مثل انتقال‌ها و نیز طراحی سیاست مالی برای محافظت از گروه‌های آسیب‌پذیر تاکید دارد.

منطق سیاستی روشن است: یارانه قیمتی گسترده معمولاً به نفع مصرف بیشتر و گروه‌های پردرآمدتر هم نشت می‌کند و هزینه بودجه‌ای بالایی دارد، در حالی که حمایت هدفمند می‌تواند با منابع کمتر، اثر رفاهی بیشتری برای گروه‌های هدف ایجاد کند. حتی گزارش‌های تحلیلی درباره توصیه‌های IMF در اصلاح یارانه غذا و سوخت نیز همین نکته را برجسته می‌کنند: حمایت‌های هدفمند به عنوان ابزار کوتاه‌مدت و سپس توسعه برنامه‌های پایدار حمایت اجتماعی توصیه می‌شود.

سوم، بحث کرامت و انگ اجتماعی است؛ جایی که بعضی برداشت صدقه بودن شکل می‌گیرد. پژوهش‌های سیاستی در حوزه پول و کوپن نشان می‌دهد تجربه دریافت‌کننده مهم است: هرچه دریافت کمک شبیه خرید عادی باشد و اختیار انتخاب را بیشتر کند، احساس کرامت بالاتر می‌رود و انگ اجتماعی کمتر می‌شود. برنامه جهانی غذا و شبکه‌های تخصصی کمک‌رسانی، از مزایای پول و کوپن از منظر کرامت و انتخاب صحبت می‌کنند، و تجربه کارت‌های الکترونیکی را در کاهش اصطکاک توزیع و افزایش اختیار مصرف‌کننده برجسته می‌دانند.

این نکته برای ایران بسیار کلیدی است: اگر کالابرگ الکترونیکی با تجربه خرید عادی، پوشش کافی فروشگاهی، وفور کالا و تسویه منظم با فروشندگان همراه باشد، از نظر روانی و اجتماعی از قالب کمک تحقیرآمیز فاصله می‌گیرد. اگر برعکس، با کمبود، صف، اختلال یا برچسب‌گذاری همراه شود، حتی یک سیاست درست هم می‌تواند در افکار عمومی شبیه صدقه ادراک شود. این تفاوت مربوط به طراحی و اجراست، نه ماهیت برنامه.

چهارم، کالابرگ یک تصمیم سیاست مالی با بار بودجه‌ای است و همین ویژگی آن را از صدقه جدا می‌کند. صدقه از منابع خصوصی می‌آید و دولت بابت آن تعهد بودجه‌ای و پاسخگویی نهادی ندارد. اما کالابرگ، همان طور که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد، هزینه قابل اندازه‌گیری دارد، باید منبع تامین مالی داشته باشد و آثار آن بر مصرف، مشارکت و رفاه قابل ارزیابی است.

در ارزیابی مرکز پژوهش‌ها، نکته مهم این است که اثرگذاری هدف اصلی بیشتر در سه دهک پایین بوده است. این نتیجه، یک پیام سیاستی مشخص دارد: اگر هدف، بهبود سفره گروه‌های آسیب‌پذیر باشد، تمرکز منابع بر دهک‌های پایین‌تر هم اثربخشی را بالا می‌برد و هم بار مالی را قابل مدیریت‌تر می‌کند.

از همین جا می‌توان به اثر بر سفره مردم و بار هزینه‌ای دولت رسید، بدون اینکه کالابرگ را در ادبیات خیرات صورت‌بندی کنیم:

اثر بر سفره مردم زمانی مثبت و پایدار است که اعتبار کالابرگ با سبد کالای هدف و تغییرات قیمت آن هم‌حرکت باشد و از سمت عرضه نیز کمبود و گلوگاه توزیع رخ ندهد. گزارش‌های سیاستی درباره شبکه‌های ایمنی و امنیت غذایی، کوپن و اعتبار خرید را یکی از ابزارهای قابل استفاده برای کاهش ناامنی غذایی و محافظت از خانوارها در شوک قیمت می‌دانند.

بار هزینه‌ای دولت زمانی کنترل‌پذیر می‌ماند که برنامه هدف‌گیری دقیق داشته باشد، منابع تامین مالی پایدار تعریف شود و هزینه‌های جانبی مثل نظارت، رسیدگی به اعتراض‌ها، و تسویه با فروشگاه‌ها به موقع مدیریت شود. دغدغه منابع پایدار و چالش تامین مالی در ارزیابی‌های داخلی نیز برجسته شده است.

جمع‌بندی اینکه کالابرگ در چارچوب علمی و سیاستی، نه صدقه است و نه جایگزین سیاست‌های کلان اقتصادی. کالابرگ یک ابزار شبکه ایمنی اجتماعی برای تضمین حداقل مصرف و کاهش آسیب شوک قیمت است که مشروعیت آن از حقوق اجتماعی و ضرورت ثبات اجتماعی می‌آید و کارایی آن به طراحی و اجرای دقیق وابسته است. اگر قرار است نقدی به کالابرگ وارد شود، نقد سیاستی باید روی سه محور باشد: هدف‌گیری و خطای دهک‌بندی، پایداری منابع و اثرات تورمی تامین مالی، و کیفیت اجرا برای حفظ کرامت و جلوگیری از بازار غیررسمی. اینها محل بحث حرفه‌ای است، نه برچسب صدقه.

نویسنده

ادمین محتوایی وبسایت چارسواقتصاد
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما