با گذشت بیش از ۹ ماه از تشدید کارزار «فشار حداکثری» دولت آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران، دادههای منتشرشده از سوی یکی از اصلیترین اندیشکدههای تحریمی واشنگتن نشان میدهد این سیاست به اهداف خود نرسیده است. بر اساس اعتراف صریح یک مقام نزدیک به طراحان تحریم، صادرات نفت ایران نهتنها متوقف نشده، بلکه در مقاطعی به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است.
بهمن سال گذشته و همزمان با آغاز دوره جدید ریاستجمهوری دونالد ترامپ، کاخ سفید با صدور یک یادداشت اجرایی خواستار تداوم کارزار «فشار حداکثری» با هدف به صفر رساندن صادرات نفت ایران شد. در این چارچوب، وزارت خارجه و وزارت خزانهداری آمریکا مأمور بازبینی و بازگرداندن معافیتهای تحریمی شدند.
تداوم صادرات نفت ایران با وجود احیای سیاست فشار حداکثری ترامپ
با این حال، بنیاد دفاع از دموکراسیها در گزارشی که پنجم نوامبر منتشر شد، بهطور ضمنی به ناکامی این سیاست اذعان کرد. بر اساس دادههای ارائهشده در این گزارش، صادرات نفت ایران در اکتبر ۲۰۲۵ به حدود ۶۶.۸ میلیون بشکه رسیده که معادل میانگین روزانه ۲.۱۵ میلیون بشکه بوده و درآمدی بین ۳.۹ تا ۴.۲ میلیارد دلار برای ایران ایجاد کرده است؛ رقمی که از تداوم و حتی تقویت فروش نفت ایران حکایت دارد.
اعتراف به شکست تحریمهای نفتی از سوی نهادی که خود در طراحی و ترویج این تحریمها نقش محوری داشته، نشاندهنده تغییر موازنه در میدان تقابل اقتصادی است. کارزار فشار حداکثری که بر انسداد مسیرهای رسمی صادرات، تهدید شرکتهای کشتیرانی و اعمال فشار بر خریداران نفت ایران متمرکز بود، در عمل نتوانست شبکه فروش نفت ایران را از کار بیندازد.
ایران طی سالهای اخیر با اتکا به تجربه زیست تحریمی، مسیرهای متنوعی برای صادرات نفت ایجاد کرده و حتی در مقاطعی حرکت نفتکشهای خود را بهصورت علنی انجام داده است؛ اقدامی که پیام روشنی درباره آمادگی برای پاسخ متقابل به تهدیدات احتمالی ارسال میکند.
در کنار این تحولات، تغییر رفتار بازیگران منطقهای و بینالمللی نیز به تضعیف اثربخشی تحریمها انجامیده است. ورود بازیگران غیردولتی و کشورهای واسطه به تجارت انرژی، موجب شده تحریمهای یکجانبه آمریکا با هزینههای بالاتر و کارایی کمتر مواجه شود. در چنین شرایطی، تمرکز آمریکا بر ابزار تحریم، بدون اجماع بینالمللی و همراهی قدرتهای بزرگ، بیش از آنکه صادرات ایران را متوقف کند، به پیچیدهتر شدن شبکههای تجاری و افزایش هزینههای نظارتی برای واشنگتن منجر شده است.
چین؛ مهمترین خریدار نفت ایران
بر اساس دادههای منتشرشده در گزارش بنیاد دفاع از دموکراسیها، چین حدود ۹۰.۶ درصد از صادرات نفت ایران را جذب کرده و پس از آن امارات، سنگاپور و یمن در رتبههای بعدی قرار دارند. این در حالی است که دولت آمریکا در سالهای اخیر چندین بندر، شرکت کشتیرانی و پالایشگاه مستقل چینی را به دلیل همکاری با ایران تحریم کرده است. با وجود این فشارها، مقامات پکن بهصراحت اعلام کردهاند که از امنیت انرژی خود دفاع خواهند کرد و تحریمهای یکجانبه آمریکا را مبنای رفتار تجاری قرار نمیدهند. چنین موضعگیریهایی نشان میدهد تحریمهای نفتی، بدون همراهی مصرفکنندگان بزرگ انرژی، عملاً با محدودیت جدی مواجه است.
تجربه ایران و روسیه در مواجهه با تحریم
تجربه تحریمهای انرژی علیه روسیه نیز مؤید همین واقعیت است. پس از تحریم واردات انرژی روسیه از سوی اروپا، کشورهای واسطهای مانند هند، ترکیه و حتی عربستان سعودی به حلقههای میانی تجارت انرژی تبدیل شدند. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد بخشی از انرژی روسیه از مسیر این کشورها به بازارهای هدف بازمیگردد.
این الگو بیانگر آن است که در بازار جهانی انرژی، تحریمها اغلب به جابهجایی مسیرها و افزایش نقش واسطهها منجر میشود، نه توقف کامل صادرات. در چنین فضایی، ایران با برخورداری از شبکه فروش تثبیتشده و ظرفیت پالایشی و پتروشیمی، میتواند نهتنها صادرات خود را حفظ کند، بلکه نقش فعالتری در معادلات جدید تجارت انرژی ایفا کند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟