خوزستان از معدود استانهایی است که همزمان در چند موتور اصلی اقتصاد ایران حضور پررنگ دارد؛ انرژی، تجارت خارجی، کشاورزی و حتی شاخصهای توزیع درآمد در مناطق روستایی. جمعبندی دادههای رسمی و گزارشهای مبتنی بر آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد این استان در سطح ملی نقش تعیینکننده دارد. سهمی نزدیک به ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور، تمرکز بیش از ۸۰ درصد تولید نفت، جایگاه دوم در حجم تجارت خارجی از مسیر گمرکات و قرار گرفتن در میان استانهای کمنابرابر روستایی از نظر ضریب جینی.

سهم بالای خوزستان از تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده معدن
اولین شاخصی که تصویر کلی را میسازد، سهم خوزستان از تولید ناخالص داخلی است. در گزارشهای مبتنی بر حسابهای استانی، سهم خوزستان از GDP کشور برای سال ۱۳۹۹ حدود ۱۴.۸ درصد ذکر شده؛ عددی که آن را بعد از تهران در رتبه دوم قرار میدهد. این سهم بالا، در عمل به ساختار فعالیتهای اقتصادی استان گره خورده است؛ یعنی جایی که استخراج و فرآوری انرژی، صنایع وابسته و زنجیرههای پشتیبان، وزن بیشتری نسبت به بسیاری از استانها دارند.
در همین چارچوب، گزاره بیشترین ارزش افزوده بخش معدن برای خوزستان زمانی دقیقتر فهم میشود که بدانیم در طبقهبندی حسابهای ملی ایران، استخراج نفت و گاز معمولاً در گروه معدن قرار میگیرد. بنابراین وقتی از ارزش افزوده معدن در خوزستان حرف میزنیم، بخش بزرگی از آن به مزیت انرژی برمیگردد؛ مزیتی که هم میتواند درآمدزا باشد و هم اگر تنها ستون اقتصاد بماند، ریسک نوسان و تکانههای بیرونی را بالا میبرد. اشارههای رسمی و رسانهای مبتنی بر دادههای نفتی نیز همین تمرکز را تایید میکند: بیش از ۸۰ درصد نفت کشور در خوزستان تولید میشود.
نکته مثبت این تمرکز آن است که انرژی، فقط استخراج خام نیست. خوزستان ظرفیت طبیعی برای شکلدهی به زنجیرههای پاییندست و میاندست دارد؛ از پالایش و پتروشیمی تا صنایع انرژیبر و خدمات فنی-مهندسی. هرچه سهم این حلقهها در اقتصاد استان بیشتر شود، کیفیت رشد هم بهتر میشود؛ چون اشتغال و ارزش افزوده گستردهتری نسبت به استخراج صرف ایجاد میکند. این همان جایی است که سیاست صنعتی و سرمایهگذاری هدفمند میتواند نقش مکمل داشته باشد: تبدیل مزیت انرژی به مزیت صنعتی پایدارتر، بدون اینکه کل اقتصاد استان به یک متغیر واحد وابسته بماند.
در کنار انرژی، گزاره سهم ۱۵ درصدی خوزستان از تولید ناخالص داخلی نیز از یک زاویه دیگر مهم است: این رقم نشان میدهد حتی تغییرات جزئی در تولید یا تجارت استان میتواند روی عدد رشد ملی اثر بگذارد. بنابراین کیفیت مدیریت زیرساختها، محیط کسبوکار و سرمایهگذاری در خوزستان، فقط یک موضوع استانی نیست و به ثبات کل اقتصاد کشور هم متصل میشود.
نفت، تجارت خارجی، کشاورزی و توزیع درآمد روستایی؛ ترکیب مزیتها و نقاط قابل تقویت
دومین محور بزرگ، جایگاه خوزستان در انرژی است. وقتی منابع رسمی میگویند بیش از ۸۰ درصد نفت کشور در خوزستان تولید میشود، معنایش فقط حجم تولید نیست؛ بلکه یعنی بخش قابل توجهی از زنجیره حملونقل انرژی، خدمات پشتیبان، تامین کالا و خدمات صنعتی و حتی تقاضای زیرساختی، به تحولات این استان حساس است. از نگاه خنثی، این تمرکز هم فرصت است هم مسئولیت: فرصت از جهت ارزآوری و مزیت صنعتی و مسئولیت از جهت نیاز به سرمایهگذاری نگهداشت، کاهش آسیبهای محیطزیستی و افزایش بهرهوری.
محور بعدی، تجارت خارجی و گمرک است. گزارشهای رسمی از گمرکات و خبرهای مبتنی بر اعلام ناظر گمرکات استان نشان میدهد خوزستان در برخی دورههای زمانی به جایگاه دوم تجارت خارجی کشور از نظر وزن یا حجم رسیده و ارقامی در حد دهها میلیون تن برای بازههای چندماهه گزارش شده است. این جایگاه به موقعیت جغرافیایی خوزستان، دسترسی به مرزهای زمینی با عراق، بنادر و مسیرهای ترانزیتی مرتبط است. از نظر تحلیلی، اهمیت این ویژگی در آن است که تجارت خارجی فقط صادرات نیست؛ واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای هم میتواند از همین مسیرها انجام شود و به استمرار تولید صنایع داخلی کمک کند. اگر هماهنگی لجستیک، انبارداری، استانداردها و تشریفات گمرکی بهتر شود، این مزیت میتواند به کاهش هزینه مبادله برای کل کشور هم منجر شود؛ یک اثر مثبت که معمولاً در آمارهای صرفِ ارزش و وزن تجارت دیده نمیشود.
سومین محور، کشاورزی است. در تصویر ارائهشده، خوزستان یکی از اقتصادهای بزرگ کشاورزی معرفی شده است. دادههای مبتنی بر آمار رسمی نشان میدهد سهم خوزستان از ارزش افزوده بخش کشاورزی کشور در سال ۱۴۰۰ حدود ۶.۱ درصد بوده و در میان استانهای اول قرار میگیرد. در برخی سالها نیز با توجه به نوسان تولید و شرایط اقلیمی، جابهجایی رتبهها طبیعی است؛ اما جمعبندی این دادهها یک معنا دارد: خوزستان از ستونهای کشاورزی ایران است، بهویژه در محصولاتی که به آب، زمین حاصلخیز و شبکههای آبیاری وابستهاند. اینجا نکته مثبت آن است که کشاورزی، اگر با صنایع تبدیلی، بستهبندی، زنجیره سرد و صادرات منطقهای پیوند بخورد، میتواند اشتغال پایدارتر و درآمد روستایی قابل اتکاتری ایجاد کند. یعنی مزیت کشاورزی زمانی به مزیت اقتصادی پایدار تبدیل میشود که خامفروشی محصول کاهش یابد و ارزش افزوده در داخل استان ساخته شود.
چهارمین محور، توزیع درآمد روستایی است. طبق گزارشهای مبتنی بر دادههای مرکز آمار ایران درباره ضریب جینی مناطق روستایی، کمترین نابرابری روستایی در یک سال مشخص مربوط به کرمان گزارش شده و بعد از آن خوزستان قرار گرفته است. این واقعیت از نظر تحلیلی دو تفسیر همزمان دارد: از یک سو میتواند نشاندهنده همگنتر بودن توزیع درآمد در روستاهای استان باشد که از منظر رفاهی نکته مثبتی است؛ از سوی دیگر، برای نتیجهگیری قطعی باید همزمان سطح درآمد و شاخصهای فقر و کیفیت اشتغال روستایی را هم دید، چون نابرابری پایین لزوماً به معنای سطح درآمد بالا نیست. با این حال، همین رتبه در ضریب جینی روستایی نشان میدهد سیاستهای توسعه روستایی و زنجیرههای ارزش کشاورزی در خوزستان، اگر درست طراحی شوند، روی بستری قرار میگیرند که از نظر شکاف درآمدی روستایی، وضعیت بهتری نسبت به بسیاری از استانها دارد.
کنار هم گذاشتن این شش واقعیت، یک تصویر ترکیبی میسازد: خوزستان همزمان استان انرژی، تجارت و کشاورزی است و سهم بزرگ آن از تولید ناخالص داخلی نیز همین چندپایه بودن را توضیح میدهد.
جمعبندی
اگر بخواهیم این دادهها را به زبان سیاستگذاری ترجمه کنیم، میتوان گفت مسیر تقویت جایگاه خوزستان در اقتصاد ایران بیش از هر چیز از سه کانال میگذرد: تکمیل زنجیره ارزش انرژی به سمت صنایع پاییندست و خدمات تخصصی، ارتقای کارایی لجستیک و گمرک برای تثبیت نقش استان در تجارت خارجی و پیوند دادن کشاورزی با صنایع تبدیلی و بازارهای صادراتی. مزیتهای موجود واقعی و قابل مشاهدهاند؛ و نکته مثبت این است که بسیاری از این مزیتها با اصلاحات اجرایی و سرمایهگذاری هدفمند، قابلیت تبدیل شدن به رشد پایدارتر و اشتغالزاتر را دارند، بدون اینکه روایت استان به یک بخش واحد محدود شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟