چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

اینفوگرافیک | سهم ایران از ذخایر جهانی مواد معدنی؛ مزیت روی و سرب، فرصت مس و سنگ‌آهن

اینفوگرافیک | سهم ایران از ذخایر جهانی مواد معدنی؛ مزیت روی و سرب، فرصت مس و سنگ‌آهن

برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد سهم ایران از ذخایر جهانی در چند ماده معدنی کلیدی، قابل توجه است؛ به‌ویژه در روی و سرب که ایران به‌ترتیب حدود ۶.۵ درصد و ۵.۲ درصد از ذخایر جهان را در اختیار دارد.

- اندازه متن +

برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد سهم ایران از ذخایر جهانی در چند ماده معدنی کلیدی، قابل توجه است؛ به‌ویژه در روی و سرب که ایران به‌ترتیب حدود ۶.۵ درصد و ۵.۲ درصد از ذخایر جهان را در اختیار دارد. در رده‌های بعد، سنگ مس با ۲.۳ درصد، سنگ آهن با ۱.۴ درصد، نفلین با ۱.۰ درصد، تیتانیوم با ۰.۶ درصد، طلا با ۰.۴۴ درصد و آلومینیوم با ۰.۲۵ درصد قرار می‌گیرند. این تصویر، یک پیام روشن دارد: مزیت معدنی ایران بیش از آنکه تک‌محصولی باشد، ترکیبی است و اگر پیوند آن با سرمایه‌گذاری، فناوری و بازارهای صادراتی درست تنظیم شود، می‌تواند به موتور پایدارتر رشد صنعتی تبدیل شود.

سهم ایران از ذخایر جهانی مواد معدنی به تفکیک: روی، سرب، مس، سنگ‌آهن، نفلین، تیتانیوم، طلا و آلومینیوم

 

رقابت آینده در مواد معدنی، بیش از گذشته با گذار انرژی، زیرساخت‌های شبکه برق، خودروهای برقی و صنایع دفاعی گره خورده است. همین روند باعث شده که فلزات پایه مانند مس، روی و آلومینیوم و نیز مواد معدنی خاص مانند تیتانیوم، جایگاه راهبردی‌تری پیدا کنند.

چرا روی و سرب نقطه قوت معدنی ایران محسوب می‌شوند

قرار گرفتن روی و سرب در صدر سهم ایران از ذخایر جهانی، از دو زاویه اهمیت دارد. نخست، از منظر زنجیره ارزش: روی عمدتاً در گالوانیزه‌کردن فولاد و افزایش مقاومت در برابر خوردگی مصرف می‌شود و سرب همچنان در باتری‌های سرب-اسید و برخی کاربردهای صنعتی نقش دارد. گزارش‌های مرجع بازار سرب و روی هم تأکید می‌کنند که پایداری عرضه کنسانتره و ظرفیت ذوب و پالایش، تعیین‌کننده تعادل بازار این دو فلز است.

دوم، از منظر فرصت سیاست‌گذاری صنعتی: وقتی سهم ذخایر بالا است، مزیت صرفاً در استخراج خام تعریف نمی‌شود؛ بلکه در امکان شکل‌دهی به زنجیره‌های مکمل مثل تولید شمش، آلیاژها، محصولات گالوانیزه، قطعات و حتی خدمات مهندسی معدن هم معنا پیدا می‌کند. اینجا نکته مثبت این است که بازار مصرف داخلی ایران برای فولاد و محصولات فلزی بزرگ است و بخشی از تقاضای روی می‌تواند درون کشور جذب شود؛ بنابراین امکان کاهش خام‌فروشی، دست‌کم در بخش‌هایی از زنجیره، از نظر اقتصادی قابل بحث است.

در همین چارچوب، تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که سهم بالایی از ذخایر دارند اما در حلقه‌های فرآوری عقب می‌مانند، معمولاً با نوسان قیمت جهانی و شوک‌های صادراتی آسیب‌پذیرتر می‌شوند. گزارش‌های آماری و مطالعات بازار سرب و روی بر نقش سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های فرآوری و ثبات قوانین معدنی برای تداوم تولید تأکید دارند.

البته سهم بالای ذخایر، به‌تنهایی تضمین‌کننده تولید بالا نیست. فاصله میان ذخیره شناسایی‌شده و تولید اقتصادی، به کیفیت اکتشاف، دسترسی به آب و انرژی، هزینه حمل‌ونقل و فناوری فرآوری وابسته است. از این زاویه، تصویر فعلی یک مزیت بالقوه مهم را نشان می‌دهد که تبدیل آن به مزیت بالفعل، به چند متغیر اجرایی گره خورده است.

مس، سنگ آهن و مواد معدنی کوچک‌تر؛ مزیت‌های پراکنده با منطق سرمایه‌گذاری

بعد از روی و سرب، سهم ۲.۳ درصدی سنگ مس و ۱.۴ درصدی سنگ آهن در برآورد مرکز پژوهش‌های مجلس، نشان می‌دهد ایران در دو ماده‌ای که ستون فقرات صنایع فلزی جهان‌اند نیز جایگاه قابل اتکایی دارد. اهمیت این دو فلز در جهان رو به افزایش است؛ مس به‌ویژه در شبکه برق، انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، و سنگ آهن در زنجیره فولاد که هنوز بزرگ‌ترین صنعت فلزی دنیا محسوب می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی درباره مواد معدنی حیاتی هم بارها به رشد تقاضای مس در گذار انرژی اشاره کرده‌اند.

در مورد سنگ آهن، داده‌های صنعت و برآوردهای منتشرشده از منابع معتبر نشان می‌دهد ایران از نظر ذخایر سنگ آهن، سهمی در حدود ۱.۹ درصد از کل ذخایر شناخته‌شده جهان دارد و چند معدن بزرگ، ستون اصلی تولید داخلی هستند. این عدد با برآورد ۱.۴ درصدی ارائه‌شده در تصویر نزدیک است و اختلاف‌های جزئی معمولاً از تفاوت سال پایه، تعریف ذخیره، و روش گردکردن اعداد ناشی می‌شود. نتیجه تحلیلی یکی است: سنگ آهن ایران از نظر حجم، مزیت دارد؛ اما ارزش‌افزوده واقعی زمانی بالا می‌رود که این مزیت با بهره‌وری انرژی، نوسازی فناوری، و بازارهای پایدار صادراتی هم‌راستا شود.

برای مس نیز منابع مختلف، ذخایر ایران را قابل توجه ارزیابی کرده‌اند؛ از گزارش‌های پژوهشی داخلی تا برخی منابع تخصصی که ایران را در میان کشورهای دارای ذخایر برجسته مس قرار می‌دهند. اگر قرار باشد یک تفسیر خنثی اما رو به جلو ارائه شود، باید گفت نقطه جذاب مس ایران فقط حجم ذخیره نیست، بلکه تنوع پروژه‌ها و ظرفیت تبدیل شدن به محصولات با ارزش افزوده بالاتر است؛ به شرطی که سرمایه‌گذاری در فرآوری، آب، انرژی و حمل‌ونقل همگام شود.

در بخش مواد معدنی با سهم‌های کوچک‌تر جهانی، مثل تیتانیوم (۰.۶ درصد) و نفلین (۱ درصد)، پیام اصلی این است که هرچند سهم جهانی پایین‌تر است، اما همین مواد می‌توانند در صنایع خاص نقش گلوگاهی داشته باشند. تیتانیوم در آلیاژهای سبک و صنایع هوافضا و پزشکی کاربرد دارد و نفلین در زنجیره آلومینا و برخی صنایع شیشه و سرامیک مطرح است. اینجا مزیت ایران بیشتر از جنس تخصصی و منطقه‌ای است: یعنی می‌تواند در برخی حلقه‌ها به واردات کمتر یا توسعه خوشه‌های صنعتی کمک کند، نه اینکه الزاماً ایران را بازیگر بزرگ جهانی کند.

موضوع طلا و آلومینیوم هم از همین جنس دوگانه است. از یک طرف، سهم ۰.۴۴ درصدی طلا از ذخایر جهانی کوچک به نظر می‌رسد؛ اما طلا به دلیل ارزش بالا، حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر هم می‌تواند برای سرمایه‌گذاری معدنی و توسعه مناطق معدنی جذاب باشد. در همین زمینه، گزارش‌های رسانه‌ای مبتنی بر داده‌های USGS اشاره کرده‌اند که با مبنای ذخیره جهانی حدود ۵۹ هزار تن محتوای طلا، سهم ایران حدود ۰.۴۴ درصد برآورد می‌شود. از طرف دیگر، آلومینیوم با سهم ۰.۲۵ درصدی ذخایر جهانی در این برآورد، نشان می‌دهد مزیت ایران در این زنجیره احتمالاً بیشتر به انرژی و مزیت‌های صنعتی وابسته است تا فراوانی سنگ معدن؛ و به همین دلیل، طراحی زنجیره آلومینیوم معمولاً نیازمند نگاه دقیق به تامین پایدار مواد اولیه، برق، و اقتصاد مقیاس است.

جمع‌بندی

این تصویر از سهم ایران در ذخایر جهانی، سه نتیجه عملی دارد. اول، ایران در فلزات پایه خاص مثل روی و سرب مزیت نسبی پررنگ‌تری دارد و این مزیت اگر به سمت فرآوری و محصولات میانی هدایت شود، می‌تواند پایدارتر و کم‌نوسان‌تر از صادرات خام باشد. دوم، در مس و سنگ آهن، مزیت ذخیره‌ای وجود دارد اما عامل تعیین‌کننده، سرمایه‌گذاری و بهره‌وری در زنجیره است؛ یعنی از معدن تا کنسانتره، گندله، ذوب و محصولات نهایی. سوم، مواد معدنی کوچک‌تر مثل تیتانیوم و نفلین، ظرفیت ساخت مزیت‌های تخصصی دارند و اگر در قالب پروژه‌های هدفمند تعریف شوند، می‌توانند شکاف‌های وارداتی و صنعتی را کاهش دهند.

به زبان ساده، سهم ذخایر یک نقطه شروع است، نه پایان داستان. ارزش اقتصادی واقعی زمانی ساخته می‌شود که این سهم با نقشه صنعتی، ثبات مقررات، فناوری فرآوری، و دسترسی مطمئن به بازارهای هدف ترکیب شود؛ و داده‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد ایران برای چنین ترکیبی، در چند ماده معدنی دستِ خالی نیست.

نویسنده

ادمین محتوایی وبسایت چارسواقتصاد
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما