مس در اقتصاد امروز فقط یک فلز صنعتی نیست؛ ماده پایه برقرسانی، زیرساخت شبکه، صنایع ساختمانی و بخشی از زنجیره تجهیزات انرژیهای نو است. به همین دلیل، نگاه به بزرگترین معادن مس ایران در سال ۲۰۲۴ و مقایسه حجم تولید کنسانتره آنها، یک تصویر کاربردی از تمرکز جغرافیایی تولید، ظرفیتهای توسعه و نقاطی که بیشترین اثر را بر ارزشآفرینی بخش معدن میگذارند ارائه میدهد. دادههای ارائهشده نشان میدهد ستون تولید کنسانتره مس ایران بر چند معدن بزرگ استوار است و در میان آنها، سرچشمه، سونگون و میدوک نقش تعیینکننده دارند؛ روندی که با گزارشهای بینالمللی درباره سهم این مجتمعها در تولید کنسانتره ایران هم همراستا است.

رتبهبندی معادن و تمرکز جغرافیایی تولید کنسانتره
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۴ با واحد هزار تن کنسانتره، معدن مس سرچشمه در استان کرمان با عدد ۳۰۰ در جایگاه نخست قرار میگیرد. پس از آن، معدن مس سونگون در آذربایجان شرقی و معدن مس میدوک در کرمان هرکدام با ۱۵۰ در رتبههای بعدی دیده میشوند. در ردههای بعدی، معدن مس دره زرشک در یزد با ۷۰، معدن مس چاه فیروزه در کرمان با ۵۰، معدن مس دره زار در کرمان با ۳۵ و معدن مس چهلکوره در سیستان و بلوچستان با ۱۵ قرار دارند.
اگر این فهرست را به عنوان مجموعه معادن بزرگ معرفیشده در نظر بگیریم، مجموع تولید کنسانتره آنها حدود ۷۷۰ هزار تن میشود و سهم تقریبی سرچشمه از همین مجموعه نزدیک به ۳۹ درصد است. سونگون و میدوک هرکدام حدود ۱۹.۵ درصد سهم دارند و چهار معدن بعدی رویهم حدود ۲۲ درصد را پوشش میدهند. پیام این توزیع روشن است: حتی در میان معادن بزرگ، چند نقطه اصلی بار تولید را به دوش میکشند و تغییرات تولید در همین چند معدن میتواند روی عرضه کنسانتره، خوراک واحدهای ذوب و پالایش و در نهایت صادرات اثر ملموس بگذارد.
این تصویر با دادههای گزارشهای معدنی معتبر هم سازگار است. برای نمونه، گزارش سالانه USGS درباره بخش معدن ایران برای سال ۲۰۲۲ تصریح میکند که تولید کنسانتره عمدتاً از مجتمع مس سرچشمه، معدن سونگون و معدن میدوک تامین شده و برای همان سال اعدادی مانند ۷۲۹ هزار تن برای سرچشمه، ۳۳۴ هزار تن برای سونگون و ۱۵۳ هزار تن برای میدوک گزارش شده است.
اختلاف عددهای ۲۰۲۴ با ۲۰۲۲ لزوماً تناقض نیست، چون تعریف آمار میتواند متفاوت باشد؛ در برخی منابع، تولید کنسانتره در سطح مجتمع و کل کارخانههای وابسته گزارش میشود و در برخی دیگر، یک برش مشخص از معدن یا یک واحد تولیدی مبنا قرار میگیرد. با این حال، نکته ثابت میماند: سه ضلع سرچشمه، سونگون و میدوک، ستون فقرات تولید کنسانتره مس ایران هستند و بخش بزرگی از ظرفیت و ریسک عملیاتی این صنعت در همین نقاط متمرکز است.
از منظر جغرافیا هم تمرکز قابل توجه است. کرمان به تنهایی سه معدن از هفت معدن فهرست را در خود دارد و از نظر وزن تولید نیز بیشترین سهم را میگیرد. این تمرکز برای توسعه منطقهای میتواند یک مزیت باشد، چون شکلگیری خوشههای صنعتی پاییندستی، شبکه پیمانکاران، خدمات فنی و اشتغال پایدار را تسهیل میکند. در عین حال، همین تمرکز اهمیت سیاستهای مدیریت آب، انرژی و زیرساخت حملونقل را در استانهای میزبان بالا میبرد؛ زیرا بهرهوری تولید در معادن بزرگ، بیش از هر چیز به پایداری این نهادهها وابسته است.
از معدن تا بازار جهانی؛ چرا زنجیره مس ایران اهمیت راهبردی دارد
کنسانتره، نقطه شروع زنجیره ارزش مس است؛ جایی که ارزش افزوده بعدی در مسیر ذوب، تولید آند، کاتد و در نهایت محصولات پاییندستی مانند مفتول و سیم شکل میگیرد. در ایران، بخش عمده این زنجیره حول شرکت ملی صنایع مس ایران و مجتمعهای اصلی آن توسعه یافته است. بر اساس گزارش USGS درباره معدن ایران در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱، تولید کنسانتره مس ایران در سطح ملی در حدود نزدیک به ۳۰۰ هزار تن مس محتوی گزارش شده و برنامههایی برای افزایش ظرفیت تولید کنسانتره نیز مطرح بوده است.
اهمیت این زنجیره در سالهای اخیر به دلیل تحولات جهانی بیشتر هم شده است. آژانس بینالمللی انرژی در توضیح جایگاه مواد معدنی حیاتی تاکید میکند که مس یکی از اجزای ضروری فناوریهای انرژی پاک است و رشد گذار انرژی، تقاضا برای این مواد را افزایش میدهد. همچنین بانک جهانی در گزارشهای خود درباره مواد معدنی و انرژی پاک اشاره میکند که برای تحقق مسیرهای کمکربن، نیاز به حجم بزرگی از مواد معدنی و فلزات وجود دارد و این روند، برای کشورهای دارای ذخایر و ظرفیت تولید، هم فرصت و هم الزام حکمرانی بهتر ایجاد میکند.
در چنین فضایی، کشورهایی که بتوانند فقط استخراج را جلو نبرند و همزمان ظرفیت فرآوری و پاییندستی را تقویت کنند، شانس بیشتری برای جذب ارزش افزوده و کاهش نوسانپذیری درآمدی دارند.
در این چارچوب، فهرست معادن بزرگ ۲۰۲۴ را میتوان از دو زاویه تفسیر کرد. زاویه اول، امنیت خوراک برای واحدهای فرآوری است. هرچه تولید کنسانتره در چند معدن بزرگ متمرکزتر باشد، برنامهریزی خوراک برای ذوب و پالایش سادهتر میشود، اما حساسیت سیستم هم بالا میرود؛ یعنی یک اختلال عملیاتی در معدن بزرگ، میتواند اثر زنجیرهای تا پاییندست داشته باشد. زاویه دوم، فرصت توزیع توسعه در مناطق جدید است. حضور معادنی مانند چهلکوره در سیستان و بلوچستان یا پروژههای توسعهای در کرمان و یزد، از این جهت اهمیت دارد که میتواند تدریجاً سهم مناطق جدید را بالا ببرد و فشار تمرکز را کاهش دهد. حتی در مرورهای قدیمیتر USGS از صنعت معدن منطقه، به توسعه پروژههایی مانند چاه فیروزه و چهلکوره در سبد پروژههای مس ایران اشاره شده است.
از نظر راهبرد صنعتی، یک نقطه نسبتاً مثبت این است که ایران تجربه چند دههای در راهبری مجتمعهای بزرگ مس دارد و همین تجربه، امکان استانداردسازی، بهبود بهرهوری و توسعه فناوریهای فرآوری را بالا میبرد. در کنار آن، اگر سیاست توسعه پاییندستی با هدف افزایش سهم محصولات با ارزش افزوده بالاتر دنبال شود، وابستگی به نوسان قیمت کنسانتره در بازار جهانی کمتر میشود. این همان مسیری است که بسیاری از کشورهای معدنی برای تبدیل شدن از صادرکننده مواد اولیه به تامینکننده محصولات صنعتیتر دنبال میکنند.
در نهایت، تحلیل دادههای سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که بزرگترین معادن مس ایران نه فقط از جهت حجم تولید، بلکه به عنوان گرههای اصلی زنجیره ارزش عمل میکنند. سرچشمه، سونگون و میدوک همچنان محور تولید هستند و معادن بعدی نقش مکمل دارند؛ نقشی که اگر با سرمایهگذاری در زیرساخت، ارتقای فناوری فرآوری، مدیریت محیطزیست و توسعه پیوندهای پاییندستی همراه شود، میتواند در میانمدت به متوازنتر شدن جغرافیای تولید و تقویت تابآوری صنعت مس ایران کمک کند. همزمان، روند جهانی افزایش توجه به مس به عنوان یک ماده کلیدی برای برقرسانی و گذار انرژی، اهمیت برنامهریزی دقیقتر برای این صنعت را بیشتر کرده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟