بنا به گزارش جدید طرح آمارگیری نیروی کار، نرخ بیکاری در پاییز ۱۴۰۴ به ۷.۸ درصد رسیده است. اما برای فهمیدن حال بازار کار، باید همزمان به نرخ مشارکت و شاخصهای کیفیت اشتغال نگاه کرد؛ چون این سهگانه است که نشان میدهد اقتصاد چقدر توان جذب نیروی جدید دارد و اشتغال موجود چه کیفیتی پیدا کرده است.
شمای کلی کار در پاییز ۱۴۰۴
طبق گزارش مرکز آمار، ۷.۸ درصد از جمعیت فعال ۱۵ ساله و بیشتر (مجموع شاغلان و بیکاران) در پاییز ۱۴۰۴ بیکار بودهاند و این نرخ نسبت به پاییز ۱۴۰۳ حدود ۰.۶ واحد درصد افزایش داشته است.
در همان بسته آماری، نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰.۷ درصد گزارش شده؛ یعنی سهم جمعیت در سن کار که یا شاغلاند یا فعالانه دنبال کار میگردند. روایت رسانهای از گزارش مرکز آمار نشان میدهد این شاخص نسبت به پاییز سال قبل حدود ۰.۵ واحد درصد کاهش داشته است.
وقتی گزارش وارد جزئیات توزیعی میشود، نقطه حساستر بازار کار خود را نشان میدهد. نرخ بیکاری گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله ۱۵.۹ درصد اعلام شده است. این عدد اهمیتش فقط در بزرگی نیست؛ در این است که این گروه سنی، موتور ورود به بازار کار و شاخص واکنش سریع اقتصاد به رکود و رونق است. افزایش بیکاری در این گروه معمولا زودتر از بقیه بخشها علامت میدهد که ظرفیت جذب نیروی کار تازه، کندتر شده یا فرصتهای جدید با سرعت کافی ساخته نمیشود.
لایه بعدی، کیفیت اشتغال است؛ جایی که گزارش میگوید بخشی از شاغلان با کمبود ساعت کار مواجهاند و بخشی دیگر با ساعات کار بالا. طبق دادههای منتشرشده از نتایج مرکز آمار، ۷.۹ درصد شاغلان اشتغال ناقص دارند (کمتر از ۴۴ ساعت کار کردهاند و آماده کار بیشتر بودهاند) و ۳۷.۹ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کردهاند. این دو عدد کنار هم میگوید بازار کار فقط مسئله بیکاری مطلق ندارد؛ مسئله توزیع فرصت کار هم دارد. هم کمکاری اجباری دیده میشود، هم فشار ساعات کاری بالا.
آیا نرخ بیکاری ۷.۸ درصدی به تنهایی معنادار است؟
اگر فقط تیتر ۷.۸ درصد را ببینیم، ممکن است از چند نکته مهم جا بمانیم. اول اینکه نرخ بیکاری از دل جمعیت فعال بیرون میآید. وقتی نرخ مشارکت کاهش پیدا میکند، به این معناست که بخشی از جمعیت در سن کار، اساسا از بازار کار بیرون میمانند یا در آن حضور کمتری پیدا میکنند. این وضعیت میتواند تفسیرهای مختلف داشته باشد، اما پیام سیاستیاش روشن است. خواندن بازار کار با یک شاخص، خطای تحلیلی است. این ترکیب (افزایش بیکاری + کاهش مشارکت) یعنی باید پرسید: آیا اقتصاد به اندازهای فرصت قابل اتکا ساخته که افراد انگیزه و امکان ورود و ماندن در بازار کار را داشته باشند؟
دوم اینکه شاخصهای کیفیت اشتغال، روایت دوگانه میدهند. بخشی از بازار کار درگیر کمبود کار کافی است و بخشی دیگر زیر فشار ساعات طولانی کار میکند. این وضعیت معمولا وقتی دیده میشود که ساختار بنگاهها و بخشها ناهمگن است؛ یعنی برخی حوزهها با کمبود نیروی انسانی یا فشار سفارش مواجهاند و برخی دیگر با ضعف تقاضا یا محدودیت سرمایه در گردش، نتوانستهاند ظرفیت اشتغال را کامل کنند. به زبان ساده، اشتغال ایجاد شده لزوما «متعادل» توزیع نشده است.
اگر این سه قطعه داده را کنار هم بگذاریم—افزایش ملایم بیکاری، افت مشارکت و همزمانی اشتغال ناقص با سهم بالای ساعات کار طولانی—یک تصویر محتمل شکل میگیرد. بازار کار در پاییز ۱۴۰۴ بیش از آنکه با کمبود مطلق شغل مواجه باشد، با گلوگاه تبدیل ظرفیت تولید به اشتغال باکیفیت روبهروست. این گلوگاه معمولا از دو مسیر خودش را نشان میدهد. مسیر اول، فضای نااطمینانی و ریسکپذیری پایینتر بنگاهها که استخدام را به تعویق میاندازد؛ مسیر دوم، چسبندگیهای ساختاری مثل مهارتهای نامتناسب، هزینههای جذب نیروی جدید و ناپایداری تقاضا در برخی بخشها. در چنین شرایطی، سیاستگذاری اگر صرفا روی پایین آوردن عدد بیکاری متمرکز شود، ممکن است به هدف کوتاهمدت نزدیک شود، اما مسئله اصلی یعنی افزایش مشارکت و بهبود کیفیت و پایداری اشتغال را حل نکند. نقطه اتکای دقیقتر، سیاستهایی است که هزینه و ریسک استخدام را برای بنگاهها کم کند و همزمان مهارتآموزی و اتصال آموزش به تقاضای واقعی بازار را تقویت کند—چون فشار اصلی، همانجایی است که جوانان و ورودیهای جدید بازار کار ایستادهاند.
سوم، باید دقت کرد بازار کار جوانان مسئلهای جداگانه است. عدد ۱۵.۹ درصد برای گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله یعنی اگرچه میانگین کل کشور تکرقمی است، اما بخش بزرگی از فشار در همان نقطهای جمع شده که هم مطالبه اشتغال بالاتر است و هم اثرات اجتماعی آن سریعتر بروز میکند. از منظر سیاستگذاری، اینجا باید بین دو مسیر تمایز گذاشت. سیاستهای کوتاهمدت تثبیت و مهار شوکهای بازار کار، و سیاستهای میانمدت برای افزایش ظرفیت جذب نیروی تازه از مسیر سرمایهگذاری، بهرهوری و پایداری تولید.
جمعبندی گزارش پاییز ۱۴۰۴ را میشود اینطور نوشت. عدد بیکاری مهم است، اما پاسخ در نسبت میان بیکاری، مشارکت و کیفیت اشتغال پیدا میشود. مرکز آمار میگوید بیکاری به ۷.۸ درصد رسیده و نسبت به پاییز قبل افزایش داشته؛ همزمان مشارکت کاهش نشان میدهد و شاخصهای کیفیت، از ناهمگنی فرصت کار خبر میدهند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟