چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

داستان توسعه در ایران، فراتر از اعداد و ارقام خشک، روایتی زنده و پیچیده از تلاش برای بقا و پیشرفت در میان تلاطم‌هاست. بر اساس داده‌های منتشر شده در جدیدترین گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، شاخص توسعه انسانی (HDI) ایران به عدد قابل‌تأمل ۰.۷۹۹ رسیده است. این عدد صرفاً یک آمار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده موقعیت استراتژیک و حساس ایران در لبه یک تغییر بزرگ است. کشور اکنون درست پشت دروازه‌های ورود به گروه نخبگان جهانی یا همان کشورهای با «توسعه انسانی بسیار بالا» ایستاده است و تنها یک‌هزارم امتیاز با عدد طلایی ۰.۸۰۰ فاصله دارد.

این فاصله ناچیز، پیامی دوگانه دارد، از یک سو حسرتِ از دست رفتن فرصت‌های کوچک را یادآور می‌شود و از سوی دیگر، گواهی است بر اینکه علی‌رغم تمام فشارهای سنگین تحریمی، تورم افسارگسیخته و چالش‌های سیاسی سال‌های اخیر، موتور توسعه انسانی کشور خاموش نشده است. تحلیل روندهای تاریخی نشان می‌دهد که پس از یک دوره طولانی از رشد پرشتاب در دهه‌های گذشته و سپس ورود به یک دوره «سکون نسبی» که تقریباً از سال ۲۰۱۲ آغاز شده بود، شاخص‌های توسعه ایران در دو سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ مجدداً جان گرفته‌اند و نمودارها نشانه‌هایی امیدوارکننده از بازیابی توان و صعود دوباره را ثبت کرده‌اند. این بازگشت به مسیر رشد در شرایط سخت اقتصادی، نشان از «تاب‌آوری ساختاری» جامعه ایران دارد، اما برای برداشتن این گام آخر و عبور از آستانه حساس توسعه‌یافتگی، ایران با موانعی روبروست که جنسشان با مشکلات کلاسیک اقتصادی متفاوت است.

تحلیل سطح رفاه مردم

در معادلات معمول اقتصاد جهانی، انتظار می‌رود که سطح رفاه مردم دقیقاً هم‌تراز با جیب دولت‌ها باشد؛ یعنی جامعه‌ای ثروتمند، سالم و باسواد باشد و جامعه‌ای فقیر، محروم بماند. اما گزارش‌های آماری نشان می‌دهد که ایران سال‌هاست این قاعده کلی را بر هم زده و یک شکاف مثبت و معنادار میان «ثروت ملی» و «کیفیت زندگی» ایجاد کرده است.

برای درک بهتر این موضوع، باید به تفاوت دو رتبه کلیدی در گزارش UNDP دقت کنیم، ایران از نظر درآمد ناخالص ملی (GNI) در رتبه ۹۴ جهان قرار دارد (که بازتابی از فشار تحریم‌ها و چالش‌های ارزی است)، اما وقتی شاخص‌های حیاتی انسانی مثل بهداشت و آموزش وارد معادله می‌شوند، ایران با یک جهش خیره‌کننده، خود را به رتبه ۷۵ جهانی در شاخص توسعه انسانی (HDI) می‌رساند

این اختلاف مثبت ۱۹ پله‌ای (تفاضل رتبه ۹۴ درآمد ناخالص ملی و ۷۵ توسعه‌ی انسانی) پدیده‌ای است که می‌توان آن را «کارایی توسعه» نامید. این عدد به زبان ساده می‌گوید که سیستم حکمرانی و زیرساخت‌های اجتماعی ایران، بسیار کارآمدتر از بسیاری از کشورهای هم‌تراز خود، دلارهای نفتی محدوشت ایران توانسته امید به زندگی رد را به رفاه عمومی تبدیل کرده‌اند. به بیان دقیق‌تر، با وجود محدودیت‌های مالی، سیستم بهداشتی توانسته است امید به زندگی را به بیش از ۷۷ سال برساند و نظام آموزشی، میانگین سال‌های تحصیل مورد انتظار را به حدود ۱۴ سال ارتقا دهد. این ارقام نشان‌دهنده یک «تاب‌آوری ساختاری» شگفت‌انگیز است؛ یعنی حتی در سال‌هایی که تورم و نوسانات ارزی سفره مردم را کوچک‌تر کرده، سرمایه‌گذاری‌های ریشه‌دار در شبکه بهداشت و مدارس اجازه نداده‌اند که این شوک‌ها فوراً به سقوط شاخص‌های حیاتی منجر شوند. این سرمایه عظیم انسانی ثابت می‌کند که توسعه در ایران، ریشه‌دارتر و پایدارتر از نوسانات بازار ارز است.

تحلیل سطح رفاه مردم در ایران؛ اختلاف رتبه GNI و HDI و کارایی توسعه

 

آیا توسعه با نفت شدنی است؟

یکی از جذاب‌ترین و شاید شوکه‌کننده‌ترین ابعاد تحلیل وضعیت ایران، زمانی آشکار می‌شود که الگوی توسعه کشور را با همسایگان ثروتمند جنوبی و میانگین جهانی مقایسه می‌کنیم. بسیاری با دیدن آسمان‌خراش‌ها و پروژه‌های تریلیون دلاری در حاشیه خلیج فارس، آن‌ها را الگوی بی‌نقص پیشرفت می‌پندارند. اما نمودار PHDI 2023 شاخص توسعه انسانی تعدیل‌شده با فشارهای سیاره‌ای (PHDI)  برای سال 2023 حقیقتی متفاوت را فاش می‌کند. وقتی هزینه تحمیل‌شده به محیط‌زیست و میزان کربن تولیدی را از توسعه کم کنیم، ورق کاملاً برمی‌گردد.

در این رتبه‌بندی جدید، ایران با کسب نمره ۰.۷۲۵، نه تنها جایگاهی بسیار مستحکم دارد، بلکه بالاتر از میانگین جهانی (۰.۶۸۰) ایستاده است. این بدان معناست که توسعه ایران، توسعه‌ای «مسئولانه» و «کم‌هزینه» برای زمین بوده است. اما در سوی دیگر میدان، همسایگان نفتی با سقوط‌های وحشتناکی روبرو می‌شوند که نشان‌دهنده «توخالی بودن» الگوی توسعه آن‌ها از منظر پایداری است:

  • عربستان سعودی (۰.۶۶۶): با وجود ثروت عظیم، پایین‌تر از ایران و حتی پایین‌تر از میانگین جهانی قرار می‌گیرد.
  • امارات متحده عربی (۰.۵۸۵): الگوی پر زرق‌وبرق دبی و ابوظبی، وقتی پای محیط‌زیست وسط می‌آید، رنگ می‌بازد و نمره‌ای بسیار پایین‌تر از ایران کسب می‌کند.
  • قطر (۰.۲۷۶): این عدد یک فاجعه آماری است. قطر که معمولاً در شاخص‌های درآمدی در صدر جهان است، در اینجا به قعر جدول سقوط می‌کند. نمره ۰.۲۷۶ نشان می‌دهد که رفاه در قطر، با تخریب عظیم و بی‌رویه منابع زیستی به دست آمده و ناپایدارترین شکل توسعه در منطقه است

این نمودار اثبات می‌کند که مدل توسعه ایران، چه به دلیل فرهنگ قناعت و اصلاح الگوی مصرف و چه به اجبار محدودیت‌های تحریمی، مدلی است که فشار بسیار کمتری به اکوسیستم وارد می‌کند. در حالی که رفاه در قطر و امارات با «قرض گرفتن از آینده زمین» به دست آمده، ایران زیرساخت توسعه انسانی خود را سازگارتر با واقعیت‌های اقلیمی بنا کرده است؛ ویژگی‌ای که در دنیای آینده و با پایان عصر سوخت‌های فسیلی، برگه برنده ایران خواهد بود.

 

مقایسه PHDI ایران با عربستان، امارات و قطر؛ توسعه تعدیل‌شده با فشارهای سیاره‌ای

پارادوکس پرهزینه شکاف جنسیتی

با وجود تمام این نقاط قوت، ایران با یک پارادوکس عجیب و پرهزینه روبروست که در قالب «شکاف جنسیتی» خودنمایی می‌کند و مانع اصلی جهش کشور به رتبه‌های بالاتر است. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که خانواده‌ها و سیستم آموزشی هیچ مشکلی با تحصیل دختران ندارند و آمارها نشان می‌دهند که تعصب نسبت به آموزش زنان در ایران بسیار پایین است. واقعیتی که نتیجه‌اش پر شدن صندلی‌های دانشگاه‌ها توسط دختران و تربیت لشکری از متخصصان زن است.

پارادوکس شکاف جنسیتی در ایران؛ تحصیل زنان و محدودیت مشارکت اقتصادی

اما مشکل دقیقاً زمانی آغاز می‌شود که این نیروی عظیم فارغ‌التحصیل می‌خواهد وارد چرخه اقتصاد شود. جامعه‌ای که مشوق تحصیل دختران بود، ناگهان در برابر اشتغال و مدیریت آن‌ها گارد می‌گیرد و تعصبات ذهنی در کنار ساختارهای بازار کار، سهم ناچیزی از کیک اقتصاد را به زنان اختصاص می‌دهند. این وضعیت شبیه به ساختن یک موتور قدرتمند و سپس قطع کردن نیمی از سوخت آن است؛ چرا که عقب‌ماندگی ایران در شاخص‌های برابری جنسیتی (GII) نسبت به شاخص کلی توسعه، دقیقاً همان ترمزی است که نمی‌گذارد نمره کلی کشور از مرز ۰.۸۰۰ عبور کند. تا زمانی که این «سقف شیشه‌ای فرهنگی» نشکند و زنان تحصیل‌کرده نتوانند در خلق ثروت مشارکت کنند، اقتصاد ایران با نیمی از ظرفیت واقعی خود کار خواهد کرد.

 نابرابری و شکاف نسل‌ها در عصر هوش مصنوعی

علاوه بر چالش‌های جنسیتی، نابرابری در توزیع رفاه نیز همچنان بخشی از دستاوردهای توسعه را می‌بلعد و باعث می‌شود نمره توسعه انسانی تعدیل‌شده با نابرابری (IHDI)، حدود ۲۰ درصد کمتر از نمره اصلی باشد. در کنار این مسائل، داده‌های جدید پرده از یک شکاف روانی عمیق بین نسل‌ها در مواجهه با فناوری‌های نوظهور برمی‌دارند. در حالی که نسل جوان ایران (۱۵ تا ۲۴ سال) با خوش‌بینی و احساس کنترل بالا به استقبال عصر هوش مصنوعی می‌رود، نسل‌های مسن‌تر که سکان‌داران فعلی سنت و اقتصاد هستند، احساس «از دست دادن کنترل»  و ناامنی می‌کنند. مدیریت این گذار تکنولوژیک و پر کردن شکاف میان نسلی که می‌خواهد جهان را با ابزارهای دیجیتال تغییر دهد و نسلی که احساس خطر می‌کند، یکی از آزمون‌های بزرگ پیش روی توسعه ایران خواهد بود.

نابرابری و شکاف نسل‌ها در عصر هوش مصنوعی؛ تفاوت نگرش جوانان و نسل‌های مسن‌تر

IHDI ایران؛ کاهش نمره توسعه انسانی پس از تعدیل با نابرابری (شاخص توسعه انسانی تعدیل‌شده)

تصویر ایران امروز در آینه آمار، تصویر کشوری است که «سخت‌افزار» توسعه را به خوبی بنا کرده است؛ کشوری که با وجود تمام فشارها، زیرساخت‌های بهداشتی و آموزشی قدرتمندی دارد و مردمانی با امید به زندگی بالا تربیت کرده است. اما برای عبور از این مرحله و رسیدن به قله توسعه‌یافتگی، دیگر نمی‌توان صرفاً با پول‌‎پاشی و ساخت‌وساز بیشتر به نتیجه رسید.

گره کار اکنون در «نرم‌افزار» است و ایران نیاز به یک بازنگری ساختاری دارد تا اجازه دهد تمام ظرفیت‌های انسانی کشور آزاد شود. کلید ورود به باشگاه جهان اول و عبور از مرز شاخص ۰.۸۰۰، در گرو حل تناقض میان «زنان دانشمند» و «بازار کار مردانه» است؛ البته با این قید حیاتی که این حضور و مشارکت باید متناسب با مقتضیات فرهنگ و جامعه ایرانی طراحی و اجرا شود تا ضمن حفظ انسجام اجتماعی و بنیان خانواده، از بروز تبعات منفی جلوگیری شده و مسیری کم‌هزینه، بومی و پایدار برای توسعه رقم بخورد.

نویسنده

  • جعفر صارمی

    جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

    View all posts
دانلودPDF 📄
Post Views: 4
خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما