چارسو اقتصاد به نقل از mrt، طوفان زمستانی فرن اثر مورد انتظار خود را بر تولید انرژی و بازارها گذاشت. سرمای شدید باعث شد قیمت گاز طبیعی هنریهاب ۱۱۰ درصد جهش کند و تولید نفت و گاز طبیعی کاهش یابد. این واکنش قیمتی، فقط یک نوسان کوتاهمدت در بازار انرژی نبود؛ بلکه نشانهای از این است که در دورههای سرمای سنگین، تعادل عرضه و تقاضا در زنجیره گاز—از تولید در سرچاه تا فرآورش، انتقال و تحویل نهایی—میتواند بهسرعت دچار فشار شود و بازار هم با «پرایسدیسکاوری» تند به این فشار پاسخ دهد. افزایش همزمان ریسکهای عملیاتی (یخزدگی تجهیزات، اختلال در بهرهبرداری، و افت راندمان برخی واحدها) و جهش مصرف گرمایشی و برق، ترکیبی میسازد که در آن حتی اختلالهای چندروزه میتواند اثر قیمتی بزرگ برجای بگذارد.
طبق تحلیلی که انجمن نفت و گاز تگزاس تهیه کرده، تولید تگزاس در جریان طوفان بین ۷ تا ۱۰ درصد افت کرد، در حالی که تقاضای برق ۴۰ درصد افزایش یافت. همین دو عدد، صورتبندی فشردهای از فشار زمستانی بر بازار انرژی است: وقتی عرضه کاهش مییابد، همزمان تقاضا—بهویژه در بخش خانگی و تجاری—بالا میرود و این شکاف باید یا از مسیر قیمت پر شود یا از مسیر کاهش مصرف و مدیریت بار. افزون بر این، تگزاس در منظومه انرژی آمریکا جایگاه خاصی دارد؛ هم یکی از کانونهای بزرگ تولید نفت و گاز است، هم به واسطه نقش مراکز جمعیتی و صنعتی، سهم بالایی از مصرف انرژی را در خود متمرکز میکند. بنابراین افت چنددرصدی تولید در تگزاس، میتواند در سطح ملی هم اثرگذار باشد، خصوصاً وقتی که سرمای گسترده، همزمان چند حوضه تولید را درگیر کند.
متیو برنستین، معاون بخش نفت و گاز آمریکای شمالی در شرکت ریسـتاد انرژی، گزارش داد ابتدا ۲ میلیارد فوت مکعب از تولید گاز طبیعی در مناطق باکن، راکیز و مید-کانتیننت از دست رفت و سپس افتی ناگهانیتر به میزان ۱۲ میلیارد فوت مکعب در روز رخ داد که عمدتاً ناشی از پرمین و منطقه گستردهتر ساحل خلیج مکزیک بود. این الگوی دو مرحلهای مهم است: مرحله اول بیشتر شبیه «افت تدریجی» در چند ناحیه است، اما مرحله دوم از نوع «شوک ناگهانی» است که وقتی اتفاق میافتد، بازار زمان زیادی برای واکنش آرام ندارد. از منظر بازار، تفاوت میان افت تدریجی و افت ناگهانی، در سرعت انتقال اثر به قیمت و در میزان نااطمینانی است. وقتی بازیگران ببینند افت تولید در مناطق کلیدی مانند پرمین و ساحل خلیج مکزیک بهطور همزمان رخ داده، انتظاراتشان از کمبود کوتاهمدت تقویت میشود و پوشش ریسک یا بستن موقعیتهای اهرمی میتواند حرکت قیمت را تشدید کند.
تحلیل ریسـتاد همچنین در ارزیابی اولیه پیش از یخبندان، تولید ۱۱.۳۷۸ میلیون بشکه در روز را برای بخش خشکیِ ۴۸ ایالت پایین آمریکا برآورد کرده بود؛ سطحی که احتمالاً در میانگین ماهانه ژانویه تحت تأثیر کاهش روزانه حدود ۳۹۰ هزار بشکه قرار میگیرد؛ کاهشی که بخش قابل توجهی از آن به پرمین و دیگر نواحی «منطقه اداری دفاعی برای نفت» (PADD 3) مربوط است؛ ناحیهای که ایگل فورد و هینزویل را نیز در بر میگیرد. این عدد ۳۹۰ هزار بشکه در روز، اگرچه نسبت به کل تولید آمریکا ممکن است «کوچک» به نظر برسد، اما در تراز کوتاهمدت بازار، اهمیتش از نسبت ساده عددی بیشتر است. دلیلش روشن است: بازار نفت و فرآوردهها بهویژه در زمستان، با محدودیتهایی در لجستیک، ذخیرهسازی و ظرفیت پالایشی مواجه است و هر اختلالی که به مناطق کلیدی زنجیره عرضه (از استخراج تا پالایش و صادرات) بخورد، میتواند اثرات فراتر از خودِ افت تولید ایجاد کند؛ از تغییر الگوی جریانها گرفته تا اثر روی قیمتهای منطقهای و هزینههای حمل.
او به روزنامه Reporter-Telegram گفت: همیشه کمی دشوار است قبل از اینکه بدانیم طوفان در نهایت چقدر شدید خواهد شد، برآورد دقیقی انجام دهیم. با این حال، به گستره بزرگ این رخداد زمستانی اشاره میکنیم که تقریباً همه حوضههای مهم تولید نفت و گاز و همچنین مراکز جمعیتی بزرگ را تحت تأثیر قرار داده و به اثر تجمعی گستردهای منجر شده است؛ حتی اگر برخی مناطق مثل باکن و آپالاچیا بهتر دوام آورده باشند. این تذکر درباره دشواری برآورد پیشینی، از نظر اقتصادی هم اهمیت دارد. بازار، در روزهای قبل از رخداد، مجبور است بر پایه پیشبینیهای هواشناسی و تجربه رخدادهای مشابه قیمتگذاری کند. اما تا زمانی که شدت یخبندان و گستره اختلالات مشخص نشده، قیمتها معمولاً بین دو سناریو نوسان میکنند: سناریوی «عبور نسبتاً نرم» یا سناریوی «اختلال پرهزینه». وقتی رخداد به سمت سناریوی دوم متمایل میشود، قیمتها ناچارند سریع خود را با واقعیت جدید تنظیم کنند.
آرتم آبراموف، معاون بخش تحلیل در ریسـتاد، اضافه کرد: وقتی میزان قطعیها کاملاً مطابق انتظار شد، قرارداد ماهِ جلوی هنریهاب در طول یک هفته (از ۱۹ ژانویه) از ۳.۱۰ دلار به ۶.۷۵ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) رسید. البته این فقط به قطعی عرضه مربوط نیست؛ اثر خالص جهش تقاضا و قطعی عرضه است. همیشه بخشی از بازار احتمال این را قیمتگذاری میکند که سیستم از بحران زمستانی بهنرمی عبور کند یا اینکه پیشبینی هوا اشتباه از آب دربیاید. وقتی شوک واقعاً رخ میدهد، اثرات فوری قیمتی ناشی از قطعیها خیلی سریع ظاهر میشود. با این حال، تا اینجا بزرگی این رخداد با اختلالات ژانویه ۲۰۲۲ و ژانویه ۲۰۲۴ قابل مقایسه است، از اثر ژانویه ۲۰۲۵ قویتر بوده، اما به اندازه بحران زمستانی فوریه ۲۰۲۱ دراماتیک نیست. این مقایسهگذاری، چارچوبی برای فهم «بزرگی شوک» میدهد: بازار انرژی آمریکا در سالهای اخیر چندین بار شوکهای زمستانی را تجربه کرده و هر بار، هم زیرساخت و هم بازار، به شکلی واکنش نشان دادهاند. در این رخداد نیز، آنچه برجسته است، سرعت واکنش هنریهاب و نسبت آن با خبرهای اختلال تولید است؛ یعنی قیمتها پیش از اینکه همه دادهها قطعی شوند، به سمت بازتاب دادن ریسک حرکت کردهاند. از زاویه تحلیلی، چنین جهشی نشان میدهد که در زمستان، بازار گاز نهتنها به سطح تولید حساس است، بلکه به «احتمال تداوم اختلال» و «ریسک خطای پیشبینی» هم وزن میدهد؛ همان جایی که معاملهگران، ذخیرهسازها و مصرفکنندگان بزرگ، برای پوشش ریسک وارد عمل میشوند و این خود میتواند دامنه حرکت قیمت را افزایش دهد.
طوفان فرن یک بار دیگر این واقعیت را پیش چشم بازار گذاشت که در اقتصاد انرژی، «آبوهوا» فقط یک عامل بیرونی نیست، بلکه یک متغیر اقتصادیِ تعیینکننده است که هم سمت عرضه را تحت فشار میگذارد و هم سمت تقاضا را. وقتی سرمای شدید به شکل فراگیر رخ میدهد، اثر تجمعی میتواند فراتر از یک حوضه تولید یا یک ایالت باشد و در مقیاس ملی، روی شاخصهای قیمت، تصمیمات پوشش ریسک و حتی برآوردهای ماهانه تولید اثر بگذارد. جهش هنریهاب، افتهای میلیارد فوتمکعبی در تولید گاز و برآورد کاهش چندصد هزار بشکهای تولید نفت در ۴۸ ایالت پایین، همگی نشانههایی از همین اثر تجمعیاند؛ اثری که میتواند در چند روز شکل بگیرد، اما ردّ آن در دادههای ماهانه و رفتار بازار، برای مدت طولانیتری باقی بماند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟